مفهوم سازی رهبری عصب شناختی (نورولیدرشیپ) مبتنی بر روش پدیدار شناسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات مدیریت و توسعه پایدار سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
223 - 246
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر با هدف مفهوم سازی رهبری عصب شناختی (نورولیدرشیپ) و شناسایی مؤلفه های آن بر پایه تجربه زیسته مدیران و صاحب نظران دانشگاهی، با بهره گیری از روش کیفی پدیدارشناسی کلایزی انجام شده است. در این راستا، داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۵ نفر از مدیران ارشد و اساتید دانشگاهی جمع آوری گردید و با روش هفت مرحله ای کلایزی مورد تحلیل قرار گرفت. تحلیل داده ها منجر به استخراج ۱۵ مضمون اصلی در قالب چهار بُعد کلی شامل: ۱) توانمندی های شناختی و عصبی (نظیر خودآگاهی عصبی، تصمیم گیری شناختی و خودتنظیمی)، ۲) ارتباطات و تعاملات اجتماعی (همدلی، تنظیم هیجان و آینه سازی عصبی)، ۳) آگاهی و هماهنگی ذهنی (ذهن آگاهی و انسجام مغزی)، و ۴) قضاوت و اخلاقیات (عدالت عصبی) گردید. یافته ها نشان داد که رهبری عصب شناختی مفهومی میان رشته ای است که با اتکا به علوم اعصاب و شناخت، می تواند به بهبود تعاملات سازمانی، افزایش کارایی، ارتقاء انگیزش کارکنان و بهبود تصمیم گیری های مدیریتی منجر شود. مقایسه یافته های تحقیق با مطالعات پیشین، حاکی از هم سویی نتایج با اغلب تحقیق های داخلی و خارجی در زمینه تأثیر علوم اعصاب بر رفتار رهبری و عملکرد سازمانی است. در پایان، بر اساس یافته ها، پیشنهادهایی جهت بهره برداری عملی در محیط های سازمانی و نیز مسیرهای پیشنهادی برای تحقیقات آتی ارائه گردیده است.