بررسی تطبیقی اندیشه فارابی و ابن سینا درباره نقش اجتماع در سعادت انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۴
155 - 180
حوزههای تخصصی:
سعادت به عنوان غایت نهایی حیات انسانی از بنیادی ترین مسائل فلسفه اسلامی است. فیلسوفان مشاء با الهام از میراث یونانی و تکیه بر مبانی معرفتی و دینی اسلام، کوشیده اند تا نسبت فرد، اجتماع و سعادت را عقلانی و نظام مند تبیین کنند. در این میانْ فارابی و ابن سینا به عنوان دو چهره شاخص این مکتبْ هریک در قالبی متمایز به بررسی پیوند اجتماع و سعادت پرداخته اند. فارابی اجتماع را شرطی ضروری برای نیل به سعادت می داند. وی در آثار سیاسی و فلسفی خود، به ویژه در آراء اهل مدینهٔ فاضله ، سعادت را غایت نهایی زندگی انسانی دانسته و اجتماع را شرط لازم برای تحقق آن معرفی کرده است؛ درحالی که ابن سینا اجتماع را بیشتر وسیله ای برای معیشت و رفع نیازهای زندگی تلقی می کند. از یک سو فارابی با نگاه آرمان گرایانه و طرح مدینه فاضله، اجتماع را زیربنای تحقق سعادت می داند و ازسویِ دیگر، ابن سینا با تأکید بر معیشت و عقل نظریْ سعادت را بیش از اینکه بر بنیاد ساختار اجتماعی بداند، در پرورش عقل و معرفت فردی جست وجومی کند. به علاوه دو فیلسوف در روش تحصیل سعادت، سازوکار تحقق فضایل و نیز میزان تأکید بر ابعاد عقلانی، اخلاقی و شرعی جامعه تفاوت های معناداری دارند. این مطالعه ضمن بازنمایی تفاوت های اساسی در اندیشه این دو متفکر، افقی تازه برای فهم نسبت سعادت فردی و ساختار اجتماعی در فلسفه اسلامی می گشاید.