حنانه بهشتی

حنانه بهشتی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

مدل معادلات ساختاری پیش بینی درگیری شغلی براساس سبک رهبری خدمتگزار با میانجی گری کار معنادار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۹۸
مقدمه و هدف : این پژوهش به بررسی تأثیر سبک رهبری خدمتگزار بر درگیری شغلی معلمان ابتدایی شهرستان بستان آباد پرداخته است. درگیری شغلی از ابعاد مهم عملکرد آموزشی است که مطالعه آن در ارتباط با سبک های رهبری و تجربه معناداری کار، زمینه ساز فهم دقیق تر روابط حرفه ای در محیط مدرسه خواهد بود. روش شناسی پژوهش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی، کمی و توصیفی همبستگی (مدل معادلات ساختاری) است. جامعه آماری شامل 380 معلم مقطع ابتدایی شهرستان بستان آباد در سال تحصیلی 1404-1403 بود. حجم نمونه آماری 198 نفر بود که با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه مطالعه سودیبجو و ریانتینی (2024) گردآوری و با کمک نرم افزارهای SPSS 26 و PLS 3.2.8 تجزیه و تحلیل شدند یافته ها : نتایج نشان داد رهبری خدمتگزار با ضریب 0.337 و سطح معناداری 0.0001 با کار معنادار رابطه مثبت و معنی داری دارد؛ کار معنادار با ضریب 0.688 و سطح معناداری 0.0001 با درگیری شغلی رابطه مثبت و معنی داری دارد؛ رهبری خدمتگزار با ضریب 0.118 و سطح معناداری 0.014 با درگیری شغلی رابطه مثبت و معناداری دارد؛ و رهبری خدمتگزار با ضریب 0.232 و سطح معناداری 0.0001 از طریق کار معنادار رابطه مثبت و معنی داری با درگیری شغلی دارد. بحث و نتیجه گیری: براساس نتایج توصیه می شود مدیران، رویکرد رهبری خدمتگزار را در مدیریت خود مورد توجه قرار دهند و با ایجاد فضای حمایتی و مشارکتی در مدارس و القای ارزشمندی اهداف شغلی و سازمانی، در افزایش احساس معناداری کار در معلمان و بهبود درگیری شغلی و کیفیت کار آنان موثر باشند.
۲.

مقایسه اثربخشی روش های تدریس پنج E و پیش سازمان دهنده در درس علوم تجربی بر درک ماهیت علم دانش آموزان دختر ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۴
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی روش های تدریس پنج E و پیش سازمان دهنده در درس علوم تجربی بر درک ماهیت علم دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی انجام شد. این پژوهش به شیوه شبه آزمایشی و با الگوی پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل و آزمایش انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر ششم ابتدایی شهرستان بستان آباد استان آذربایجان شرقی به تعداد 380 نفر در سال تحصیلی 1402-1403 بود. نمونه پژوهش شامل 60 دانش آموز بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هر کدام 20 نفر) تقسیم شدند. برای سنجش درک ماهیت علم از پرسشنامه لیانگ و همکاران (2008) استفاده شد و آموزش با استفاده از روش های تدریس پنج E و پیش سازمان دهنده اجرا شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل کوواریانس نشان داد روش تدریس پنج E به میزان 751/0 در مشاهده و استنباط، 513/0 در ذهنیت و عینیت در علم، 486/0 در خلاقیت و عقلانیت در علم، 558/0 در لحاظ کردن فرهنگ و اجتماع در علم، 651/0 در قوانین علمی و 349/0 در روش علمی و روش پیش سازمان دهنده به میزان 429/0 در مشاهده و استنباط، 312/0 در ذهنیت و عینیت در علم، 591/0 در خلاقیت و عقلانیت در علم، 479/0 در لحاظ کردن فرهنگ و اجتماع در علم، 368/0 در قوانین علمی و 525/0 در روش علمی تأثیری معنادار داشته است (p<0/05). با این حال، تفاوتی معنا دار بین اثربخشی این دو روش مشاهده نشد (p>0/05) و فقط در زمینه تقویت درک نقش فرهنگ و اجتماع در علم، روش پیش سازمان دهنده برتری خود را نسبت به روش پنج E نشان داد؛ بنابراین، نتیجه گرفته می شود که هر دو روش در بهبود درک ماهیت علم دانش آموزان ششم ابتدایی مؤثر هستند و استفاده از آنها در تدریس درس علوم و سایر دروس این پایه توصیه می شود.  
۳.

رابطه مشارکت در مدرسه با ویژگی های فردی، پیشرفت تحصیلی و هوش اجتماعی دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۲
The present study aimed to examine the relationship between school participation and individual characteristics among upper secondary school students in District 3 of Tabriz. In terms of purpose, the study is applied, and with regard to data collection, it follows a descriptive–correlational design. The statistical population consisted of 14,412 upper secondary school students in District 3 of Tabriz. Based on the Krejcie and Morgan table, a sample of 374 students was selected. Sampling was conducted using proportional stratified random sampling, with strata formed based on age, gender, and grade level. Data were collected using the School Participation Questionnaire developed by Anderson et al. (2019) and the Social Intelligence Questionnaire developed by Silvera, Martinussen, and Dahl (2001). Content validity (CVI) and face validity of the questionnaires were evaluated and confirmed by a panel of subject-matter experts. Reliability was assessed using Cronbach’s alpha, yielding coefficients of 0.938 for the school participation questionnaire and 0.819 for the social intelligence questionnaire. Data analysis was conducted using descriptive statistics, and inferential analyses included independent samples t-tests, one-way analysis of variance (ANOVA), and Pearson correlation coefficients. In addition, structural equation modeling (SEM) using PLS-SEM (SmartPLS 3) was employed to examine the structural relationships among school participation, social intelligence components, individual characteristics, and academic achievement. The findings indicated that school participation did not differ significantly according to demographic characteristics or academic achievement.
۴.

اثربخشی روش های تدریس سازنده گرایی اجتماعی (E5) و پیش سازمان دهنده در درس علوم تجربی بر یادگیری خودراهبر دانش آموزان ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۸
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی روش های تدریس سازنده گرایی اجتماعی (E5) و پیش سازمان دهنده بر یادگیری خودراهبر دانش آموزان دختر ششم ابتدایی انجام شد. روش پژوهش، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر ششم ابتدایی بستان آباد بود که 60 نفر به صورت تصادفی در سه گروه 20 نفره انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه استاندارد فیشر (2001) برای سنجش یادگیری خودراهبر و بسته آموزشی محقق ساخته برای تدریس بود. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که هر دو روش تدریس تأثیر معناداری بر یادگیری خودراهبر داشتند. بیشترین تاثیر هر دو روش مربوط به مولفه انگیزش برای یادگیری و کمترین تاثیر بر مولفه خودکنترلی مشاهده شد. همچنین تفاوت معناداری میان اثربخشی این دو روش مشاهده نشد. در نتیجه، پیشنهاد می شود معلمان در تدریس علوم و سایر دروس از این روش ها استفاده کرده و با بهره گیری از آن ها یادگیری خودراهبر دانش آموزان را بهبود بخشند.
۵.

هویت زبان فارسی املا و انشا

تعداد بازدید : ۶۶۳ تعداد دانلود : ۴۲۵
آموزش مهارت های زبانی (شنیدن، گفتن، خواندن و نوشتن) از مقدمات آموزش زبان به فراگیران است. مهارت نوشتن پیوند بسیار نزدیکی با درس های املا و انشا دارد که با تأسف، باید گفت این روزها این دروس به بوته فراموشی سپرده شده است و پیامد این بی مهری نسبت به ادبیات، غلط های عدیده املایی و نگارشی است که دردفتر و کتاب و ورقه دانش آموزان و دانشجویان مواجه هستیم و دردآورتر این که این تسامح در اثر کم توجهی به این دروس، حتی به معلم ها نیز تسرّی یافته است. چندسالی است که هنر نویسندگی مظلوم واقع شده و این درحالی است که آدمی همواره به نوشتن نیاز دارد. ازنوشتنِ یک \" رسید یا تقاضا \" گرفته تا نوشتن علمی ترین و زیباترین مقاله های علمی-پژوهشی و کتب، نیاز انکارناپذیرافراد درجوامع مدرن به نوشتن را نشان می دهد. دروس املا وانشا رابطه تنگاتنگی با سایر درس ها دارد این دروس زیربنای تمام علوم است. مهارت های خواندن و نوشتن، بنیادی ترین درس در مهارت زبان آموزی و پیوند تنگاتنگ در آموزش سایر علوم درمقطع ابتدایی و البته تمام دوران تحصیل است و املا وانشا ازاین دودرس نشأت می گیرد که در دوره ابتدایی بیشترین ساعات آموزش را به خوداختصاص داده است که دال بر اهمیت این درس هاست و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با آن سنجیده می شود. این پژوهش بر آن است که علل ضعف دروس املا و انشا، راهکارهای تقویت این دروس، دلایل گسترش روزافزون غلط های املایی و نگارشی در سطح وسیعی از جامعه و لزوم توجه به این دروس پایه را درحد بضاعت خود بیان دارد. روش پژوهش در این مطالعه، کیفی است و با کمک منابع معتبر و بررسی نوشته های در دسترس تدوین گردیده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان