حکیمه کناری

حکیمه کناری

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

به سوی یک نظریۀ زمینه ای پیرامون تجردزیستی دختران در شهر گچساران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجردزیستی دختران چالش نظریه زمینه ای گچساران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۰
تحولات اجتماعی در دنیای کنونی به خصوص تغییر در شرایط اقتصادی و اجتماعی زنان، موضوع تجردزیستی آنان را به یک چالش تبدیل کرده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق کیفی و رویکرد نظریه زمینه ای به بررسی این پدیده می پردازد. مشارکت کنندگان تحقیق، دختران مجرد ۴۰ سال به بالا ساکن شهر گچساران بودند که به صورت هدفمند از میان افراد واجد شرایط انتخاب شدند. روش گردآوری داده ها مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بود. برای تحلیل داده ها از روش نظریه زمینه ای و استراتژی مدل پارادایمی اشتراوس و کربین با نظام کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل داده ها، ۱۵ مقوله اصلی به دست آمد. مقوله های آشفتگی روانی، شبکه روابط اجتماعی متعارض، دغدغه های درون خانواده و چالش های فکری به عنوان «شرایط علّی»، کسب منزلت اجتماعی و کسب منزلت اقتصادی به عنوان «شرایط مداخله گر»، شیوع مردگریزی در بین زنان جامعه، چیرگی هنجارهای سنتی در خانواده و بازدارنده های اقتصادی به عنوان «شرایط زمینه ای» و مشغولیت، سرکوب نیازها و معنویت گرایی به عنوان «استراتژی» و درنهایت مخدوش شدن روابط اجتماعی، مخدوش شدن روحیه فردی و کامیابی فردی و اقتصادی به عنوان «پیامد» حاصل گردید. مقوله هسته پژوهش حاضر «تجردزیستی به مثابه یک چالش فراگیر زنانه» کشف شد. در حقیقت دختران برای پُرکردن خلأ زندگی به فعالیت های تحصیلی و شغلی روی می آورند، اما این امر در یک فضای سنتی با انتظارات اطرافیان، در تضاد است که به نوبه خود تجربه پارادوکس بازاندیشی و بازتولید نقش های جنسیتی را به همراه دارد.
۲.

بررسی رابطه ی انواع جهت گیری های ارزشی با نگرش به ساختار توزیع قدرت در خانواده (مطالعه ی موردی: زوجین شهر دوگنبدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جهت گیری های ارزشی توزیع قدرت نگرش خانواده شهر دوگنبدان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۲ تعداد دانلود : ۵۲۹
با توجه به اهمیت نحوه ی تعاملات در خانواده و عوامل فرهنگی مرتبط با آن، این پژوهش به بررسی رابطه ی بین نگرش به ساختار توزیع قدرت در خانواده و جهت گیری های ارزشی پرداخته است. جامعه ی آماری، زوجین شهر دوگنبدان هستند که 380 نفر از  آنان بر اساس جدول تعیین حجم نمونه لین، عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری، نمونه گیری خوشه ای متناسب با حجم بوده است. بر اساس ادبیات تحقیق، نگرش به ساختار توزیع قدرت در خانواده در دو بعد نگرش اقتدارگرایانه و مشورتی بررسی شد. بر اساس نتایج تحقیق، رابطه ی جهت گیری های ارزشی دینی، تقدیرگرایانه و سنتی با نوع تصمیم گیری اقتدارگرایانه مستقیم و معنادار، و رابطه ی جهت گیری ارزشی مدرن با آن معکوس و معنادار بوده است. رابطه ی جهت گیری های ارزشی تقدیرگرایانه و مدرن با نگرش به قدرت مشورتی، به ترتیب منفی و مثبت بوده است. تأثیرگذراترین متغیر در کاهش تصمیم گیری اقتدارگرایانه، جهت گیری ارزشی مدرن؛ و در افزایش گرایش به تصمیم گیری مشورتی، تحصیلات بوده است. در نهایت می توان گفت ؛ فرهنگ مسلط و "هژمونِ" تصمیم گیریِ عمودیِ مبتنی بر اقتدارِ مردانه، حداقل در ساحتِ انتظار، به سمتِ نوعی وضعیتِ " گذار" تغییر کرده است که در آن دو نوع جهت گیریِ ارزشیِ سنتی و مدرن، همراه با تصمیم گیریِ اقتدارگرا و مشورتی با هم در رقابت و " تخاصم" اند

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان