نقش اومانیسم در معنویت های نو ظهور
منبع:
کلام حکمت سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۳
69 - 91
حوزههای تخصصی:
اومانیسم درجایگاه یک نظام فکری، در طول تاریخ با تأکید بر توانایی های انسانی و نفی قدرت های ماوراءالطبیعی، زمینه ساز تحولات عمده در جامعه بشری شده است. این تفکر که در دوران رنسانس به اوج خود رسید، با بازگشت به ارزش های تمدن باستانی و بازتعریف نقش انسان در جهان، محوریت انسان و نفی خدا و متافیزیک را مورد تأکید قرار داد. در قرن بیستم، فجایع انسانی مانند جنگ های جهانی، انتقاداتی جدی به اومانیسم وارد کرد. بااین حال، معنویت های نوین که از دهه های اخیر رواج یافته اند، تلاش کردند تا با ترکیب ارزش های اومانیستی و نیازهای معنوی انسان معاصر، جایگاه جدیدی برای انسان تعریف کنند و با تأکید بر مفاهیمی نظیر خدای درون، قانون جذب و رهایی فردی، او را در جایگاه خداوندی و خالقیت قرار دهند. در مقاله حاضر با تحلیل تاریخی و تطبیقی اومانیسم و معنویت های نوین، تأثیر اومانیسم در اصول اساسی این معنویت ها بررسی شد. نتایج نشان داد که این معنویت ها بر پایه اومانیسم و در سایه نظام لیبرال سرمایه داری به سرعت گسترش می یابند تا با ایجاد یک دین جهانی با استفاده از مفاهیم دین های اصیل و تطبیق دادن اصول خود بر این دین ها، نظام سلطه سرمایه داری را در جهان تثبیت کنند.