اکبر شایان سرشت

اکبر شایان سرشت

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۲ مورد از کل ۲۲ مورد.
۲۱.

تحلیلی بر ساختار روایت در رمان مکاتبه ای فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۴
این پژوهش با هدف تحلیل ساختار روایی رمان های مکاتبه ای فارسی و تبیین نقش چندصدایی در این گونه ادبی، بر اساس نظریه چندصدایی میخائیل باختین به انجام رسیده است. حوزه نظری پژوهش، عمدتاً بر مفاهیم چندصدایی (Polyphony) و اختلاف آگاهی (Heteroglossia) باختین استوار است که بر اهمیت تعامل و همزیستی صداها و دیدگاه های مستقل در متن تأکید دارند. روش شناسی پژوهش، ترکیبی از رویکرد توصیفی-تحلیلی و مطالعات موردی بر روی نمونه های شاخص رمان مکاتبه ای فارسی است. در این راستا، ماهیت ارتباطی فرم مکاتبه ای (نامه، ایمیل، پیامک و غیره) به عنوان بستر اصلی ظهور چندصدایی موردبررسی قرار گرفته است. یافته های مشخص پژوهش نشان می دهند که ساختار مکاتبه ای به طور ذاتی ظرفیت بالایی برای ایجاد و نمایش صداهای متعدد و متمایز شخصیت ها دارد؛ امری که به طور مستقیم بر افزایش تعلیق روایی، غنای شخصیت پردازی و بازنمایی پیچیدگی واقعیت تأثیر می گذارد. همچنین، پژوهش نشان داد که تحول فرم مکاتبه ای به سمت رسانه های نوین، این قابلیت چندصدایی را در ادبیات معاصر ایران تقویت کرده و امکاناتی نوین برای بسط معنای روایت فراهم آورده است. درنهایت، این مطالعه تأیید می کند که رمان مکاتبه ای، با بهره گیری از فرم و چندصدایی، به گونه ای برجسته در اعتلای ساختار و گونه های روایی در ادبیات معاصر ایران نقش ایفا کرده است.
۲۲.

تحلیل گفتمان انتقادی حکایت «قمرالزمان و گوهر» از هزار و یک شب با تکیه بر نظریه مربع ایدئولوژیک وندایک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۱
قصه های عامیانه هزار و یک شب، بازآفرینش جهان واقعیتی است که در فضایی به دور از ملاحظات متن های تاریخی، تصویر راستین چندین اجتماع و گفتمان حاکم بر آن را نمایش می دهد. از این رو تحلیل گفتمان انتقادی، مجال واکاوی لایه های پیدا و پنهان اندیشه بازیگران و بیش از آن راویان گمنام این اثر را فراهم می کند. پژوهش حاضر، با گزینش حکایت «قمرالزمان و گوهر» از هزار و یک شب، به روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر نظریه مربع ایدئولوژیک ون-دایک، چگونگی حضور گفتمان سه گانه «دیانت، خشونت، اشرافیت» را در روایتی عاشقانه تبیین می کند. بررسی و تحلیل تمهیدات زبانی حکایت در سطح معنی، نحو و بلاغت، قطب بندی خودی و دیگری روایت را آشکار و نشان می دهد که راوی چگونه در قالب داستانی عاشقانه، مصر را برتر از بصره معرفی می کند و به این ترتیب گفتمان عشق در سایه تاکید بر گفتمان ایدئولوژیک و قدرت طلب، رنگ می بازد و گاه تا حد ابزاری هژمونیک تقلیل می یابد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان