تجلی برهان صدیقین در مثنوی: خوانشی عرفانی و شهودی از خداشناسی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
257 - 280
حوزههای تخصصی:
در عرفان اسلامی، خداشناسی نه صرفاً برهان عقلی، بلکه تجربه ای حضوری و شهودی است. برهان صدیقین ازجمله براهین هستی شناختی در اثبات وجود خداوند در فلسفه اسلامی است که بر مدار پذیرش اصل واقعیت و هستی و مستغنی از هیچ حد وسط دیگری بر اساس اصول اولیه عقلی به اثبات واجب الوجود می رسد. این برهان که دارای تقریرات بیست گانه ای است، نزد حکیمان از عالی ترین شیوه های خدایابی به شمار می رود. این مقاله با رویکرد عرفانی و تحلیلی، به واکاوی نحوه تجلی این برهان در مثنوی می پردازد و نشان می دهد که مولانا به جای اقامه برهان صوری، حقیقت وجود را در مقام شهود می نشاند. از دید او، هستیْ عین تجلی خداوند است و جهانْ آینه ای است که در هر ذره آن روی یار هویداست. مولانا با استفاده از تمثیل هایی چون آفتاب، دریا، عشق و حتی سکوت، فهمی ذوقی و کشفی از برهان صدیقین عرضه می کند که در آن، خدا نه مفهومی انتزاعی، بلکه حقیقتی زنده و حاضر است؛ حقیقتی که خود دلیل خویش است: «آفتاب آمد دلیل آفتاب». چنین خوانشی، واسطه های استدلالی را فرومی ریزد و انسان را به تجربه بی واسطه حضور الهی فرامی خواند. نتیجه این پژوهش آن است که تقریر مولوی از برهان صدیقین، الگویی برای پیوند عقل و عشق و عبور از برهان به عرفان فراهم می سازد و راهی برای سلوک معنوی و خدایابی باطنی می گشاید.