میثم شعیب

میثم شعیب

مدرک تحصیلی: دانشجوی دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه فردوسی، مشهد

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۹ مورد از کل ۲۹ مورد.
۲۱.

تدمیر «عرش» یا «عریش»؛ مطالعه تطبیقی رویکردهای لغوی-کلامی به مفهوم «یَعْرِشُونَ» و دلالت آن بر تصویر تمدن فرعونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی واتخاذ رویکردی تطبیقی،به کالبدشکافی مناقشه تفسیری بنیادین پیرامون واژه «یَعْرِشُونَ»در آیه ۱۳۷ سوره اعراف می پردازد.این آیه که نقطه اوج رویارویی بنی اسرائیل و فرعونیان است، با این عبارت به پایان می رسد وتأثیری عمیق بر بازنمایی ماهیت تمدن فرعونی و فلسفه تدمیر الهی دارد.مسئله محوری تحقیق، فراتر از یک اختلاف لغوی، بر این پرسش استوار است که آیا «یَعْرِشُونَ» به «بناها و کاخ های رفیع»(عَرش) به مثابه نماد قدرت و استعلا، اشاره دارد یا ناظر بر «باغ ها وتاکستان های داربستی»(عَریش) به عنوان مظهر رفاه و تجمل است.یافته ها نشان می دهد که هر دو معنا از ریشه لغوی مشترک «ارتفاع» منشعب شده ودر میراث تفسیری فریقین،به شکل گیری دو پارادایم تحلیلی متمایز انجامیده است.خوانش نخست،تمدن فرعونی را نماد«استکبار معماری» و «علوّ» سیاسی معرفی می کند که «تدمیر» الهی،نمادهای فیزیکی قدرت استیلاگر آن را هدف گرفته است. خوانش دوم، این تمدن را نماد«اتراف مادی» و رفاه مبتنی بر غفلت می داند که تدمیر،بنیان های اقتصادی آن را نابود ساخته است.تحلیل تطبیقی تفاسیر،یک سیر تحول روش شناختی را آشکار می سازد که از ترجیح یک معنا در آثار متقدم به سمت یک رویکرد ترکیبی و جامع در آثار متأخر حرکت کرده است. نتایج بیانگر آن است که ابهام موجود دراین واژه یک صنعت بلاغی هدفمند و ایجازی است که بر اساس آن،«تدمیر» الهی به صورتی کاملاً جامع، هر دو بُعد قدرت استکباری و رفاه مفسده آمیز تمدن فرعونی را در بر می گیرد؛ یعنی هم «عرشِ» استیلا وهم «عریشِ» اتراف را شامل می شود و نشان می دهد که سقوط تمدن ها از منظر قرآن، ریشه در پیوند این دو مؤلفه دارد.
۲۲.

بازخوانی مناقشه ابو ذر و حاکمیت بر سر آیه کنز به مثابه تلاقی دو پارادایم رقیب در فقه اقتصادی اسلام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۸
آیه ۳۴ سوره توبه، با نهی قاطع از زراندوزی، از همان صدر اسلام به یکی از گره گاه های بنیادین در اندیشه اقتصادی اسلام بدل شد. این پژوهش با هدف فراتر رفتن از گزارش های تاریخی، به کالبدشکافی نزاع ابوذر غفاری و حاکمیت بر سر این آیه می پردازد تا آن را نه فقط به مثابه تلاقی دو پارادایم اقتصادی رقیب، بلکه به عنوان یک نبرد سیاسی بر سر مرجعیت تفسیری نیز بازخوانی کند. تحقیق حاضر با روش اسنادی و رویکرد تحلیلی-تطبیقی، به بازسازی استنباطی این دو جهان بینی بر پایه متون اصلی تفسیری و روایی پرداخته است. یافته ها نشان می دهد «پارادایم جواز مشروط» حاکمیت، با ارائه تعریفی تکلیف محور از «کنز» (مال فاقد زکات)، فقهی معطوف به حقوق فردی و ثبات سیاسی را نمایندگی می کرد. در مقابل، «پارادایم عدالت توزیعی» ابوذر، با خوانشی مبتنی بر آسیب شناسی روانی-اخلاقی زراندوزی و پیامدهای اجتماعی آن (مازاد بر نیاز)، فقهی معطوف به مصالح عمومی و عدالت توزیعی را بنیان نهاد. در نهایت، این مقاله با معرفی «نظریه مشروطیت حکومتی» به مثابه خوانشی سوم، یک چارچوب تحلیلی برای فهم ظرفیت دیالکتیکی فقه اسلامی در ایجاد موازنه میان دو ارزش «حقوق مالکیت» و «عدالت اجتماعی» بر اساس مصالح زمانه ارائه می دهد. کلیدواژگان: آیه کنز؛ ابوذر غفاری؛ عدالت اجتماعی؛ فقه اقتصادی؛ نظام مالکیت در اسلام
۲۳.

تحلیل فرایند ارتقای منتظران از سطحِ مهدی باوری به مرتبه مهدی یاوری بر اساس الگوی رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۱
چکیده گسترده مقدمه و اهداف: این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی به دنبال تحقق اهداف خود بوده است. هسته ی اصلی تحقیق، تحلیل محتوای کیفی آموزه های منسوب به امام رضاj در حوزه های تربیت، مهدویت و فرهنگ انتظار است. داده ها به صورت نظام مند از منابع اولیه حدیثی و متون معتبر تاریخی که به ثبت گفتار و سیره ی امام رضاj پرداخته اند، نظیر «عیون اخبار الرضا»، «مسند الامام الرضا» و دیگر منابع مرتبط شیعی، گردآوری شده است. فرایند تحلیل در چند مرحله انجام شد. نخست، تمام روایات و گزارش های مرتبط شناسایی و جمع آوری گردید. دوم، این متون به دقت مطالعه شدند تا مفاهیم، اصول و راهکارهای عملی مرتبط با تربیت منتظران استخراج شوند. سپس داده های استخراج شده تحت فرایند کدگذاری موضوعی قرار گرفتند و مضامین و دسته های تکرارشونده شناسایی و طبقه بندی شدند. این طبقه بندی به شناسایی مؤلفه های بنیادین چارچوب تربیتی منجر شد که شامل مبانی نظری، ابعاد شناختی-عاطفی (مهدی باوری) و شاخصه های عملی-رفتاری (مهدی یاوری) است. در نهایت، این مؤلفه ها در یک الگوی منسجم و نظام مند با عنوان «چارچوب رضوی برای تربیت تحولی منتظران» ترکیب شدند. این رویکرد کیفی، امکان درکی عمیق و دقیق از موضوع را فراهم آورد و به یک چارچوب ساختاریافته منتهی شد که هم از نظر نظری معتبر و هم برای نهادهای تربیتی، خانواده ها و سیاست گذاران فرهنگی، کاربردی است. یافته ها: تحلیل آموزه های رضوی به یک چارچوب جامع و سه بعدی برای تربیت تحولی منتظران منجر شد. این چارچوب به طور نظام مند، فرایند ارتقا از باور به یاری فعال را ترسیم می کند. بُعد اول شامل مبانی نظری است که عبارتند از: الف) تمایز مفهومی میان تربیت، تعلیم و اخلاق؛ ب) ماهیت تربیت دینی تحول آفرین با هدف ایجاد دگرگونی های عمیق در جهان بینی و شخصیت؛ و ج) تعریف «انتظار پویا» به عنوان یک حالت فعال و آماده باش، نه یک وضعیت منفعل. بُعد دوم، مؤلفه های اصلی مهدی باوری را به عنوان بنیان شناختی و عاطفی تشریح می کند. این مؤلفه ها عبارتند از: معرفت امام، به معنای کسب درکی عمیق و صحیح از جایگاه، ویژگی ها و رسالت جهانی امام مهدیf؛ ایمان به آینده روشن، یعنی پرورش باوری تزلزل ناپذیر به حتمیت فرج و استقرار جهانی عادلانه؛ و افق دید جهانی که به توسعه نگاهی فرامرزی و درک رسالت جهانی امامj برای تمام بشریت اشاره دارد. بُعد سوم، شاخصه های عملی مهدی یاوری را به عنوان تبلور رفتاری یک منتظر حقیقی مشخص می سازد. این شاخصه ها که هدف نهایی فرایند تربیتی هستند، شامل موارد زیر می باشند: آمادگی و خودسازی از طریق تلاش فعالانه برای کسب مهارت و دانش؛ خدامحوری با تطبیق زندگی با اراده الهی؛ عدالت خواهی و حساسیت نسبت به بی عدالتی؛ تخلق به فضائل امامj مانند تقوا و حکمت؛ زیستن با یاد امام از طریق حفظ ارتباط معنوی؛ و تعقل و بصیرت برای عبور از فتنه های دوران غیبت. علاوه بر این، پژوهش سازوکارهای عملی برای پیاده سازی این چارچوب را در دو سطح خانواده (مانند انتخاب همسر، تربیت معنوی) و جامعه (مانند ترویج معرفت، الگوسازی رسانه ای مؤثر) شناسایی کرد. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش با موفقیت یک الگوی تربیتی نظام مند را از آموزه های رضوی برای پاسخ به چالش ارتقای منتظران از مهدی باوری به مهدی یاوری تدوین کرد. یافته اصلی آن است که این گذار، خودبه خودی نیست، بلکه نیازمند یک فرایند تربیتی هدفمند و چندوجهی است که بر یک چارچوب منسجم استوار باشد. نوآوری این تحقیق در حرکت از مجموعه ای پراکنده از روایات به سوی یک مدل ساختاریافته و کاربردی است که ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری را یکپارچه می سازد. این چارچوب نشان می دهد که بُعد عاطفی (محبت و ارادت) به عنوان یک کاتالیزور حیاتی عمل کرده و باور شناختی را به کنش عملی و یاری رسان تبدیل می کند. دلالت های نظری این الگو قابل توجه است، زیرا یک لنز تحلیلی برای درک عمیق تر میراث تربیتی اهل بیتb در حوزه مهدویت فراهم می کند. از نظر عملی، این چارچوب می تواند به عنوان یک ابزار تشخیصی و راهنمای عمل برای نهادهای تربیتی، سیاست گذاران و خانواده ها به کار رود و به آنها امکان می دهد تا ارزیابی کنند که آیا برنامه هایشان صرفاً در سطح باور باقی مانده یا توانسته اند زمینه یاری فعال را نیز فراهم آورند. این پژوهش افق های جدیدی را برای تحقیقات آتی می گشاید. در حالی که این مطالعه کیفی و مبتنی بر تحلیل متن بود، پژوهش های میدانی آینده می تواند میزان تحقق ابعاد این الگو را در جامعه کنونی ارزیابی کند. علاوه بر این، طراحی و آزمون بسته های آموزشی مبتنی بر این چارچوب می تواند به درک اثربخشی آن کمک کند. در نهایت، مطالعات تطبیقی میان سیره ی امام رضاj و سایر ائمهb در این زمینه، به غنای بیشتر این حوزه خواهد افزود. در نتیجه، چارچوب رضوی، یک نقشه راه استوار و اصیل برای پرورش نسلی از یاران شایسته و متعهد برای عصر ظهور ارائه می دهد.
۲۴.

چالش دلبستگی به دنیا و راهکار تربیت قرآنی با تأکید بر مفهوم «مدّ العینین» و «رزق ربّانی»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
دلبستگی مفرط به دنیا، چالشی ریشه دار در تجربه انسانی است که قرآن کریم آن را «زهره الحیاه الدنیا» می خواند. این ویژگی در صورت افراط، به غفلت، اشتغال ذهنی، انحراف از حق و سقوط در دام فتنه های دنیوی منجر می شود، با پیامدهایی چون حسرت، اضطراب و آشفتگی خاطر. این پژوهش، با هدف ارائه الگوی تربیتی قرآنی برای مواجهه با این معضل، بر دو مفهوم محوری «مدّ العینین» و «رزق ربّانی» تمرکز دارد. «مدّ العینین»، به معنای پرهیز از نگاه با رغبت به آنچه دیگران دارند، نقش پیشگیرانه دارد. این نهی قرآنی با کنترل نگاه، از ورود جاذبه های مادی و حسرت به قلب جلوگیری کرده و فرد را از تأثیرپذیری تجملات بازمی دارد. در مقابل، «رزق ربّانی» شامل ثواب اخروی، هدایت، ایمان و قناعت به رزق حلال، نقش ایجادی و مکمل دارد. این رزق، که بهتر و پایدارتر از متاع دنیوی است، قلب را با ارزش های پایدار سیراب می کند. هم افزایی این دو مفهوم، الگویی جامع و منسجم با جنبه های پیشگیرانه و ایجادی ارائه می دهد. «مدّ العینین» سد راه وسوسه ها و جاذبه های دنیوی می شود، در حالی که «رزق ربّانی» با تقویت درونی، قلب را در برابر نوسانات مادی مقاوم ساخته و به طمأنینه الهی می رساند. این الگو به تحقق آرامش نفس، زهد حقیقی و زندگی متعادل کمک کرده و با هدف قرار دادن ریشه های دلبستگی به دنیا، به تربیت جامع انسان یاری می رساند.
۲۵.

از متنی روایی تا کارکردی دعایی: تحلیل فرآیند تبدیل گزاره قرآنی «لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ» از زمینه داستانی به ابزاری حِرزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۶
قرآن کریم به عنوان متن مقدس مسلمانان، در بسترهای فرهنگی و اعتقادی مختلف، کارکردهای نوینی یافته است. یکی از مصادیق شایان توجه این پویایی، تحول کارکردی فراز «لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ» (قصص/۲۵) از یک گزاره در بافت روایی داستان حضرت موسی(ع) به ابزاری دعایی حرزی در سنت نیایشی شیعه است. این پژوهش به تبیین چگونگی و چرایی این گذار معنایی می پردازد. ضرورت و اهمیت پژوهش از آن جهت است که علی رغم توجه متون تفسیری به بافت تاریخی آیه و اشاره متون ادعیه به کاربرد حرزی آن، خلأ پژوهشی در مورد تبیین نظام مند سازوکارهای این تحول به چشم می خورد. در همین راستا، سؤال اصلی جستار حاضر این است که چه ویژگی های زبانی این گزاره را برای خروج از بافت نخستین و پذیرش کارکردی جدید مستعد ساخته است و این تحول بر چه بستری صورت پذیرفته است؟ در پی پاسخ به این پرسش، پژوهش حاضر با اتخاذ روش تحلیلی تطبیقی، به مقایسه دو گفتمان روایی تفسیری و دعایی تعویذی پرداخته است. یافته های پژوهش  نشان می دهد که این تحول، محصول تعامل سه سازوکار اصلی بوده است: ۱. سازوکار زبانی (ایجاز، قطعیت فعل ماضی و عام بودن واژه «الظَّالِمِین») که امکان انتزاع از بافت داستانی و تعمیم پذیری را فراهم کرده است؛ ۲. سازوکار روان شناختی (هم ذات پنداری با کهن الگوی موسی(ع) به عنوان مؤمنی در اوج بی پناهی) که به فرد امکان بازآفرینی تجربه نجات را می دهد؛ ۳. سازوکار اعتقادی (تعمیم سنت نصرت الهی به عنوان قانونی جاری) که به این کاربست مشروعیت می بخشد. این پژوهش در نهایت نتیجه می گیرد که این دگرگونی، نمونه ای روشن از حیات ثانویه متن مقدس در بستر فرهنگ دینی است، اما درعین حال نسبت به خطر تقلیل معنایی و غفلت از پیام های کنش گرایانه روایت اصلی هشدار می دهد.
۲۶.

مبانی فقهی فرهنگ سازی عبادی، اجتماعی و سیاسی «احسان»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۳
«احسان» به عنوان یکی از مفاهیم محوری در قرآن، با ویژگی هایی نظیر تقوا، صبر، استقامت و جهاد پیوندی عمیق دارد. این ویژگی ها به عنوان ارکان اصلی احسان، نقشی اساسی در تقویت و توسعه فرهنگ ایثار، گذشت و مسئولیت پذیری در جوامع اسلامی ایفا می کنند. در این پژوهش، به بررسی مبانی فقهی فرهنگ سازی عبادی، اجتماعی و سیاسی «احسان» پرداخته می شود. با تکیه بر آیات قرآن کریم و روایات مرتبط با دوره صدر اسلام، تلاش شده است تا نقش «احسان» در شکل دهی به فرهنگ اسلامی تبیین گردد. طبق یافته های تحقیق در بخش عبادی، «احسان» موجب تعمیق ارتباط فرد با خداوند شده و باعث می شود که اعمال عبادی با نیتّی خالصانه تر و معنویت بیشتری انجام شوند. این امر نه تنها به ارتقاء فردی کمک می نماید، بلکه در کل جامعه نیز به افزایش تقوا و معنویت منجر می شود. در زمینه فرهنگ سازی اجتماعی، احسان در تقویت عدالت، همبستگی و همدلی میان افراد جامعه تأثیر قابل توجهی دارد. این ویژگی ها باعث کاهش تضادها و ایجاد هماهنگی بیشتر در جامعه می شود. در حوزه سیاست، «احسان» به عنوان معیاری برای گسترش عدالت اجتماعی و مسئولیت پذیری در حکومت اسلامی مطرح می شود. «احسان» می تواند به عنوان یک الگوی جامع، به ساختن جامعه ای بر پایه عدالت، معنویت و تعاملات اجتماعی سالم کمک کند. این مفهوم در عصر حاضر، به عنوان راه حلی برای چالش های فرهنگی و اجتماعی و الگویی موثر برای ایجاد تغییرات مثبت در جامعه معرفی می شود و می تواند به تحقق جامعه ای متعادل و پایدار بر اساس ارزش های اسلامی کمک کند.
۲۷.

خوانش دوگانه «صغار» در آیه جزیه: واکاوی تقابلِ «منطق ارشادی-روانشناختی» و «منطق انقیاد-حقوقی» در سنت اسلامی(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۴
مفهوم مناقشه برانگیز «صغار» در آیه ۲۹ سوره توبه، همواره نقطه کانونی در تعریف رابطه دولت اسلامی با اهل کتاب بوده است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تطبیقی، به واکاوی این مفهوم در سنت اسلامی می پردازد و این فرضیه را مطرح می کند که دوگانگی در تفسیر «صغار»، ریشه در دو پیش فرض کلامی- سیاسی متعارض دارد. یافته ها نشان می دهد که سنت اسلامی در فهم این واژه به دو راه اصلی منشعب شده است: منطق ارشادی- روانشناختی که «صغار» را ابزاری برای ایجاد فشار روانی و زمینه سازی برای دعوت به اسلام می داند؛ و منطق انقیاد-حقوقی که آن را به التزام به حاکمیت قانون و نظم عمومی فرو می کاهد. این مقاله با نقد هر دو جریان، نشان می دهد که خودِ متون اسلامی، ظرفیت عبور از این بن بست را از طریق یک خوانش سوم داراست: «صغار به مثابه کیفیتی پویا در قرارداد ذمه». این فهم جامع که از ترکیب دو اصل «اختیار پویای حاکم» و «ماهیت قراردادی ذمه» استنتاج می شود، «صغار» را از یک حکم ثابت به یک متغیر منعطف تبدیل می کند که توسط حاکم و براساس مصالح و شرایط، در طیفی از حداقل التزام حقوقی تا اعمال محدودیت های مشروع، تعیین می شود.
۲۸.

واکاوی رویکرد حکومت اسلامی به کثرت گرایی فرهنگی و زبانی در پرتو اصل قرآنی تعارف و احترام به تنوعات بشری به مثابه ی آیات الهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۴
جهان معاصر به طور فزاینده ای با پدیده کثرت گرایی فرهنگی و زبانی روبه روست؛ پدیده ای که می تواند عامل غنا و شکوفایی تمدنی باشد یا، در صورت مدیریت نادرست، بستر منازعه و تجزیه اجتماعی. در چنین زمینه ای، مسئله چگونگی مواجهه یک حکومت اسلامی با تنوعات بشری اهمیتی ویژه پیدا می کند، به ویژه آنکه اسلام در متون مقدس خود، به ویژه قرآن کریم، اصول و مبانی روشنی برای تبیین نسبت میان تنوع و وحدت ارائه داده است. آیات کلیدی چون «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ...» (حجرات، ۱۳) و «وَمِنْ آیَاتِهِ اخْتِلَافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَأَلْوَانِکُمْ» (روم، ۲۲) از سویی حکمت الهی در تنوعات و ضرورت شناخت متقابل را تأیید می کنند و از سوی دیگر، ملاک برتری را نه نژاد و قومیت بلکه تقوا معرفی می نمایند. در کنار این، مفاهیمی چون «امت واحده» و «اعتصام به حبل الله» چارچوبی وحدت بخش را ترسیم می کنند که می تواند تنوعات را در ذیل هدفی مشترک و ارزش مدار هماهنگ سازد. مسئله اصلی این پژوهش آن است که چگونه می توان این دو اصل مکمل پاسداشت ارزش ذاتی تنوع و اولویت بخشی به وحدت ایمانی را به الگویی کارآمد برای حکمرانی اسلامی ترجمه کرد، به نحوی که هم از تهدیدات تفرقه جلوگیری شود و هم از فرصت های هم افزایی ناشی از تنوع بهره برده گردد. این پژوهش با هدف بازخوانی عمیق مبانی قرآنی مرتبط با کثرت گرایی و وحدت و استخراج دلالت های کاربردی آن ها برای حکمرانی در یک جامعه اسلامی شکل گرفته است. تمرکز اصلی بر این است که چگونه آموزه های قرآنی می توانند همزمان پذیرش و احترام به تنوعات زبانی، قومی و فرهنگی را با تقویت انسجام و هویت ایمانی جمع کنند. از این رو، تحقیق می کوشد چارچوبی الهیاتی راهبردی ارائه دهد که بتوان بر اساس آن، سیاست گذاری فرهنگی و اجتماعی دولت اسلامی را در محیط های متکثر به گونه ای سامان داد که ارزش های تنوع حفظ و شکوفا شود، در عین حال، همبستگی امت اسلامی تقویت گردد. هدف فرعی نیز تبیین تمایز میان مفهوم قرآنی «ملت» به معنای راه و شریعت آسمانی با مفهوم مدرن ملی گرایی است تا از خلط مباحث نظری و سوءبرداشت های هویتی جلوگیری شود. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی با رویکرد «نقد مبانی» و استنباط راهبردی است. مرحله نخست، گردآوری داده ها از منابع اصیل شامل قرآن کریم و تفاسیر معتبر شیعه و سنی، همچنین اسناد و بیانات رهبران فکری جهان اسلام بوده است. در مرحله دوم، تحلیل محتوای آیات مرتبط صورت گرفت تا مفاهیم کلیدی همچون «تعارف»، «آیات الهی»، «امت واحده»، «حبل الله» و «ملت» از منظر مفسران کلاسیک و متأخر واکاوی شود. سپس، با مقایسه برداشت های فقهی، تفسیری و اندیشه سیاسی، نقاط اشتراک و افتراق آن ها شناسایی و برای استخراج اصول کاربردی در سیاست گذاری فرهنگی به کار گرفته شد. در نهایت، چارچوب پیشنهادی با استفاده از روش استنباطی، از سطح مفاهیم قرآنی به سطح راهکارهای اجرایی در حکمرانی ترجمه شد. بررسی آیات قرآن و تفاسیر نشان داد که نگاه قرآنی به کثرت گرایی فرهنگی و زبانی نه یک نگاه تهدیدمحور، بلکه فرصت محور است. اصل «تعارف» بیانگر این است که تنوعات قومی و زبانی به مثابه نشانه های الهی، بستر شناخت و تعامل سازنده میان انسان هاست و نفی یا تحقیر آن ها، مخالفت با سنت تکوینی خداوند محسوب می شود. در عین حال، قرآن معیار برتری و نظم دهی اجتماعی را تقوا می داند که هویتی فراگیرتر از تعلقات قومی و جغرافیایی ایجاد می کند. مفاهیمی مانند «امت واحده» و «حبل الله» تأکید دارند که جامعه ایمانی باید ذیل عقیده توحیدی تعریف شود و وحدت آن با تمسک به دین الهی و ارزش های مشترک حفظ گردد. داده های پژوهش همچنین نشان داد که تمایزگذاری میان مفهوم قرآنی «ملت»، که به دین و شریعت نسبت داده می شود، با مفهوم مدرن «ملت» در قالب دولت ملت، ضرورتی نظری و عملی است؛ چراکه اولی بر پایه ایمان و رسالت تعریف می شود و دومی عمدتاً بر مرزهای سیاسی و تعلقات تاریخی استوار است. می توان برای پژوهش نتیجه گرفت که برای حکومتی اسلامی، ترکیب دو اصل یادشده به صورت یک ساختار دوگانه اما مکمّل تنوع به عنوان یک واقعیت مشروع و وحدت ایمانی به عنوان جهت دهنده این تنوع می تواند مبنای سیاست گذاری فرهنگی و اجتماعی باشد. این ترکیب در عمل به راهبردهایی چون به رسمیت شناختن زبان ها و فرهنگ های مختلف در چهارچوب قانون و شریعت، رفع هرگونه تبعیض بر اساس قومیت یا زبان، ایجاد سازوکارهای نهادی برای گفت وگوی بین فرهنگی، و مقابله فعال با ایدئولوژی های تفرقه افکن منجر می شود. بدین ترتیب، حکومت اسلامی می تواند ضمن بهره مندی از ذخیره غنی تنوعات، هویت ایمانی و انسجام جامعه را تقویت کند و الگویی برای همزیستی مسالمت آمیز و پیشرفت تمدنی ارائه دهد که ریشه در اصول وحیانی دارد و پاسخگوی نیازهای پیچیده جامعه امروز است.
۲۹.

از نگاه تفسیری تا بنیاد فقهی؛ تحلیل تطور آیه ۹۹ سوره توبه به مثابه شرطیت «قصد قربت»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۷
آیه ۹۹ سوره توبه، موضوع تطوری بنیادین در منطق استنباط است. این آیه که در سنت تفسیری به مثابه «قضیه خارجیه» در مدح گروهی از اعراب فهمیده شده، در سنت فقهی امامیه به «قضیه حقیقیه» و بنیاد قاعده عام «لزوم قصد قربت» در عبادات بدل شده است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تطبیقی، سازوکارهای این گذار از توصیف به تجویز را کالبدشکافی می کند. یافته ها نشان می دهد این فرایندْ محصول تعامل نظام مند مبنایی کلامی (لزوم اخلاص در عبودیت) با ابزاری اصولی (تنقیح مناط) است. در این مدل، اصل کلامی زمینه را برای شناسایی آیه به عنوان مستندی مناسب فراهم می کند و سپس، ابزار اصولی با الغای خصوصیاتِ مورد، «نیت تقرب» را به عنوان «علت مدح» استخراج و تعمیم می دهد. این تعامل روشمند نه تنها گزاره ای توصیفی را به قاعده ای تأسیسی و فضیلتی اخلاقی را به شرط صحت فقهی ارتقا داده است، بلکه پویایی منطق قاعده سازی فقهی از متون تاریخی-اخلاقی قرآن را آشکار می سازد .

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان