ارزیابی تاثیر غیرخطی خصوصی سازی بر نوآوری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش بنیادین سیاست خصوصی سازی در ساختار اقتصادی کشورها، پژوهش حاضر با هدف ارائه شواهد نوین در زمینه تأثیر غیرخطی خصوصی سازی بر فرایند نوآوری انجام شده است. برای این منظور از داده های سری زمانی ایران برای دوره زمانی 1370 تا 1400 و از روش رگرسیون انتقال ملایم (STR) بهره گرفته شده است. استفاده از این رویکرد امکان شناسایی تدریجی تغییرات اثر خصوصی سازی بر نوآوری و بررسی رفتار متغیرها در رژیم های مختلف را فراهم می آورد. نتایج برآورد مدل نشان می دهد که خصوصی سازی در سطوح پایین نوآوری اثر بازدارنده دارد، اما با عبور از حد آستانه، این اثر مثبت و تقویت کننده می شود. این امر نشان می دهد که در هنگام پایین بودن سطح نوآوری در کشور، واگذاری شرکتها به بخش خصوصی کمکی به ارتقای سطح نوآوری ننموده ولی هنگامی که نوآوری کشور در سطوح بالاتری قرار دارد، خصوصی سازی می تواند به محرکی مؤثر برای تقویت فعالیت های نوآورانه و ارتقای سرمایه گذاری در پژوهش و توسعه تبدیل شود و نقش سیاست های مالکیتی در تشویق بنگاه ها به فعالیتهای نوآورانه پررنگ تر می گردد. همچنین متغیر شهری شدن در رژیم اول اثر مثبت و معنادار بر نوآوری دارد، اما پس از عبور از مقدار آستانه از اثرگذاری مثبت آن کاسته می شود، اما جهانی شدن اقتصادی در رژیم اول اثر منفی و در رژیم دوم اثر مثبت دارد؛ حکمرانی خوب در هر دو رژیم اثر مثبت و معنادار بر نوآوری دارد و نشان می دهد که کیفیت نهادها، شفافیت و پاسخگویی نهادی نقش مهمی در حمایت از نوآوری ایفا می کنند. نتایج این مطالعه بر اهمیت طراحی سیاست های خصوصی سازی تدریجی و هدفمند همراه با تقویت نهادها و زیرساخت های نوآوری تأکید می کند و نشان می دهد که ترکیب خصوصی سازی با حمایت های سیاستی و نهادی می تواند محرکی مؤثر برای افزایش نوآوری و توسعه اقتصادی پایدار در ایران باشد.