حمیرا علیزاده

حمیرا علیزاده

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

بررسی تطبیقی گذر زمان و مرگ در "سه گانه عباس کیارستمی" برمبنای رویکرد تخیّل-شناسانه ژیلبر دوران

کلیدواژه‌ها: مطالعات تطبیقی مرگ اندیشی گذر زمان فیلم های سه گانه کیارستمی ژیلبر دوران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
نوشتار حاضر در پی آن است بامطالعه تصویر گذر زمان و مرگ در سه گانه کیارستمی ("خانه دوست کجاست؟"، "زندگی و دیگر هیچ" و "زیر درختان زیتون) به درک ذهنیّت و نگرش این هنرمند برجسته ایرانی نسبت به گذر زمان و مرگ و چگونگی بازتاب این مقوله در تصاویر سینمایی وی دست یابد؛ چراکه تشویش از گذر زمان و مرگ در سه گانه او حضوری برجسته دارد و این اضطراب در تخیل خلاق سینماگر به شیوه های متعدد جلوه می کند. ازآنجاکه در رویکرد ژیلبر دوران، نظریه پرداز فرانسوی، تصاویر نمادین منعکس کننده مفهوم گذر زمان و مرگ اهمّیّت درخور توجهی دارند؛ پژوهش حاضر، با رویکرد تطبیقی بین رشته ای و برپایه رویکرد دوران به بررسی و تحلیل تصاویر گذر زمان و مرگ در سه گانه کیارستمی می پردازد. درمجموع می توان گفت تفکّر سینماگر دوقطبی و تعاملی بوده و همواره تصاویر نمادین در تعامل باهم، نظام فکری وی را تعدیل کرده اند. زمان و مرگ در تخیّل او گاه به شکل تصاویر ترسناک و گاه غیرترسناک انعکاس می یابد. کیارستمی تشویش از گذر زمان و ترس از مرگ را به شکل نمادهای حیوانی، تاریکی و سقوطی تصویر می کند، امّا وی نمادهای متضاد منظومه روزانه را که بعدی مثبت دارند، درتقابل با تصاویر منفی قرار می دهد؛ نمادهایی چون نماد تماشایی و نماد عروجی ترس را تسکین می دهد. نمادهای منظومه شبانه نیز در فیلم های سه گانه کیارستمی بیشتر به صورت نمادهای چرخه ای، خلوتگاه درونی و نماد پیشرفت ظاهر می شوند و با آفرینش جهانی آرمانی ترس را تعدیل و کنترل می کنند.
۲.

مطالعه تطبیقی تصاویر تخیّلی فیلم نامه پستچی و نمایش نامه ویتسک براساس نظریّه تخیّل شناسانه ژیلبر دوران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقتباس فیلم نامه پستچی نمایشنامه ویتسک ژیلبر دوران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۷ تعداد دانلود : ۶۸۷
امروزه مطالعات تطبیقی در حوزه اقتباسی از اهمّیّت زیادی برخوردارند و اقتباس از ادبیّات داستانی بستر مناسبی برای رشد هنر به ویژه هنر سینما ایجاد کرده و تعامل سینما و ادبیّات باعث پرمخاطب شدن اثر اقتباسی شده است. در این پژوهش با در نظر گرفتن تعامل ادبیّات و سینما به مطالعه اقتباس ادبی فیلم نامه پستچی، نوشته داریوش مهرجویی از نمایش نامه آلمانی ویتسک، اثر کارل گئورک بوخنر، پرداخته و با روش توصیفی – تحلیلی براساس نظریّه ژیلبر دوران تصاویر تخیّلی آن ها را بررسی کرده ایم تا با دسته بندی تصاویر در دو منظومه روزانه و شبانه تخیّل، تحوّلات تصاویر اثر اقتباسی را نسبت به اثر مبدأ و نقش جامعه را به عنوان عامل تأثیرگذار بر این تغییرات بیان کنیم. با تفسیر تصاویر دو اثر به این نتیجه رسیده ایم که با وجود تلاش های مهرجویی در بومی سازی اثر و هدف وی در آفرینش تصاویری مطابق با فرهنگ ایرانی، ساختار نظام تخیّلی تصاویر فیلم نامه به نمایش نامه نزدیک است و مهرجویی با ایجاد تحوّل در تصاویر، موفّق به خلق فضای جدید شده است. او توانسته است با تصاویر منظومه شبانه بر ترس های خویش غلبه کند و با تقابل نمادهای مثبت و منفی منظومه روزانه فضایی آرام و معتدل بیافریند، امّا تصاویری که بوخنر در نمایش نامه ویتسک آفریده، بار منفی تری دارند و بیشتر به صورت نمادهای منظومه روزانه تخیّل تصویر می شوند.
۳.

طبیعت و تخیل خلاق در شعر سپهری و سینمای کیارستمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تصویرسازی بینامتنیت گاستون باشلار شعر سپهری سینمای کیارستمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۲۰ تعداد دانلود : ۱۰۱۱
بازتاب طبیعت در آثار شاعران و هنرمندان که غالباً از ناخودآگاه ذهن آنان برخاسته، از وجوه مشترک آثار ادبی و هنری، به ویژه شعر و سینما است که خود بر پیوند بینامتنی آن ها دلالت می کند. در اشعار سهراب سپهری و آثار سینمایی عباس کیارستمی، عناصر طبیعت به صورت نمادهای اسطوره ای جلوه یافته و حتی نام آثارشان با عناصر طبیعی گره خورده است. نگارندگان در این پژوهش تطبیقی کوشیده اند تا با استفاده از نظریة نقد تخیلی گاستون باشلار، به ذهنیت مشترک شاعر و هنرمند در برخورد با عناصر اولیة طبیعت اشاره کنند. در مجموعة اشعار سپهری، با نام هشت کتاب و آثار سینمایی کیارستمی، نیروی خلاق خیال از عناصر چهارگانه و وجوه مختلف آن شکل یافته (گذشته از آتش که نمود چندانی در این آثار ندارد) و از آن طریق، درونیّات شاعر و هنرمند به تصویر کشیده شده است: خاک در بردارندة نقش دوگانة مرگ و معاد است؛ باد می تواند نماد مبدأ الهی و هم دربردارندة مفهوم اضمحلال باشد؛ آب نیروی حیات بخش عالم است و غالباً با گیاه، به ویژه درخت زندگی (کیهانی) که نشان دهندة رمز تعالی است، درآمیخته است. تکرار و تقارنِ تصاویر طبیعت و توصیفات مکرر آب و گیاه در شعر سپهری و فیلم های کیارستمی، بیانگر پیوند بینامتنی و بیناذهنی کهن الگوهای مشترک «خویشتن»، «سفر/ تشرف» و «تکامل» در مجموعة آثار بررسی شده است. طبیعت گرایی در شعر سپهری مبتنی بر گفتمان عارفانه است، اما کیارستمی در سینمای شاعرانة خود با نگاهی فلسفی و انسان شناختی به طبیعت می نگرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان