نیره دلیر

نیره دلیر

مدرک تحصیلی: دکتری تاریخ ایران، دانشگاه شهید بهشتی
رتبه علمی: دانشیار،گروه پژوهشی تاریخ سیاسی، پژوهشکده تاریخ، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
پست الکترونیکی: n.dalir@ihcs.ac.ir
لینک رزومه

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۳ مورد از کل ۴۳ مورد.
۴۱.

بررسی تطبیقی حکمرانی عالمان شیعی؛ با تأکید بر حکومت های عصر صفوی و قاجاری

تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۲
موقعیت علمای شیعه در تاریخ ایران، تابعی از تحولات ساختار اجتماعی-سیاسی بوده است. با تغییر این ساختارها، علما نیز به بازتعریف و تقویت پایگاه نفوذ و حکمرانی خود می پرداختند. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که باتوجه به مقایسه حکمرانی علمای شیعه در دو دوره صفویه و قاجاریه، چه تحولاتی در موقعیت و گفتمان آنها به منظور تقویت زمینه های حکمرانی رخ داده است؟ این پژوهش با استفاده از روش تحلیل تاریخی و بررسی تطبیقی، به مقایسه دو دوره یادشده می پردازد. همچنین بر این ادعا است که علمای شیعه در عصر صفوی با نزدیکی به حکومت، به حکمرانی «نهادی» دست یافتند و توانستند خود را در قالب یک «ساختار» منسجم صورت بندی کنند. این ساختار با تعریف نقش علما در «ساختار حاکمیت»، زمینه را برای ایفای «کارکردهای حکمرانی» فراهم می آورد. در عصر قاجار، روحانیت با بازتعریف موقعیت خود، استقلال از حکومت و نزدیکی به نیروهای اجتماعی، حکمرانی «اجتماعی» خود را تقویت کرد و از همکاری حداکثری با حکومت به گفتمان «تقابل-تعامل» تغییر جهت داد؛ به گونه ای که جریان کم رنگ «تقابلی» عصر صفوی در زمان مشروطه به شدت قوت گرفت و پررنگ شد. یافته ها نشان می دهد علمای شیعه توانستند «ساختار حکومت» را به تغییر بنیادین وادارند و رهبری مبارزه با «اختیارات» بی حدوحصر «سلطنت» را در انقلاب مشروطه به دست گیرند.
۴۲.

جان باختگی در راه استقلال اقتصادی؛ «مسأله» و «مفهوم» «استقلال» از منظر آخوند خراسانی در عصر قاجاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۳
«استقلال» در عصر قاجار با توجه به مواجهه با دو پدیده «استعمار» و «مدرنیته» از مسائل بنیادین زیست سیاسی و چالش های فکری جامعه ایران بدل می شود. از این رو، علمای شیعی برای دفاع از استقلال ایران به طرح نظام اندیشه ای خاصی می پردازند که ریشه در قواعد اسلام داشته و متاثر از سه اصل «دارالاسلام و دارالکفر»، «قاعده نفی سبیل» و اصل «حفظ بیضه اسلام» بوده است. مساله مقاله حاضر «استقلال» از منظر رویکرد نوگرایی دینی در عصر قاجار با تاکید بر آراء و کنش آخوند خراسانی است. بررسی رویدادهای تاریخی که موجب مسئله مند شدن موضوع استقلال در اندیشه او گردید و نیز چگونگی فهم او از این مفهوم و نظام اندیشه ای و دستورالعمل های او برای تحقق استقلال با توجه به مقتضیات دوران پر تلاطم پیش و پسا مشروطه، پرسش پژوهش حاضر است. پژوهش با شیوه تبیین تاریخی این فرضیه را مطرح می کند که آخوند خراسانی در خصوص مبانی دینی استقلال، اصل «حفظ بیضه اسلام» را با نگاهی جامع تر از سایر فقها نظر کرده و در سیر اندیشه خود به ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی استقلال توجه مبسوطی دارد. او با سه رویکرد الهام بخشی ، حمایت و هدایت و دخالت مستقیم و عملگرایانه نسبت به بسط موضوع استقلال در عصر خود کنش سیاسی و اجتماعی دارد. سایر یافته ها صورت بندی از رویکرد دینی نوگرایانه به مفهوم «استقلال» از منظر آخوند خراسانی به عنوان یکی از علمای شاخص و پیش روی نوگرا در عصر قاجاری را نشان دهد که توجه ویژه وی به استقلال «اقتصادی» او را شهید راه استقلال می توان نامید.استقلال، آخوند خراسانی، مشروطه، استقلال اقتصادی، نوگرایی دینی
۴۳.

تاریخ مفهومی و دوره بندی تاریخی؛ بررسی مفهوم «مردم» در تاریخ ایران تا عصر مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۶
دوره بندی های متعارف تاریخ ایران، عمدتاً بر محور سلسله ها، دولت ها یا شاخص های دینی استوار بوده اند. با ورود گفتمان مدرنیته، مفاهیمی چون «باستان»، «جدید» و «معاصر» نیز که عموماً بر روایت های اروپامحور تکیه دارند به این عرصه وارد شدند. این مقاله در پی ارائه «مبنایی دیگر» برای دوره بندی تاریخ ایران است که بر «نظریه و روش تاریخ مفهومی» راینهارت کوزلک استوار گردیده است. از نگاه کوزلک، غایت روش تاریخ مفهومی، امکان سنجی «دوره بندی تاریخی» بر پایه تحولات معنایی مفاهیم بنیادین است. پرسش محوری این پژوهش آن است که تاریخ مفهومی چگونه قابلیت دوره بندی تاریخی را فراهم می سازد و چگونه می توان با تکیه بر مفهوم «مردم»، الگویی دوره ای از تاریخ ایران را نمایان ساخت؟ برای نمایش کارآمدی این روش، مفهوم «مردم» به عنوان محوری ترین رکن در مناسبات اجتماعی تاریخ ایران بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد که سیر تحول مفهومی «مردم» و تقابل آن با مفهوم «رعیت»، بازتابی ژرف از بستر اجتماعی سیاسی هر دوره است. همچنین، پژوهش حاضر نشان می دهد که در آستانه تحولات عصر مشروطه، مفهوم مدرن «شهروند» از منظر واژگانی غایب است، اما فهمی ناقص از آن در قالب مفاهیم پیشامدرنی مانند «مردم»، «ملت» و حتی «رعیت» متجلی می شود. این امر حاکی از گسستی معناشناختی است که در آن «افق انتظار» مشروطه خواهان از «فضای تجربه» مفهومی ایشان پیشی گرفته و به چالشی بنیادین در شکل گیری گفتمان سیاسی مدرن در ایران تبدیل شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان