الهه پنجه باشی

الهه پنجه باشی

مدرک تحصیلی: استادیار دانشکده هنر دانشگاه الزهرا، تهران،

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۸۴ مورد از کل ۸۴ مورد.
۸۱.

بازتاب اشعار عطار در نقاشی شیخ صنعان و دختر ترسا از دوره قاجار با توجه به نظریه شمایل شناسی اروین پانوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۷
نقاشی با تأثیرپذیری از ادبیات و تاریخ ایرانی، یکی از نمودهای ارتباط هنر و ادبیات است که در فرهنگ ایرانی همواره جایگاه ویژه ای داشته است. مطالعه این آثار می تواند به خوانش های جدیدی در زمینه مطالعات تصویر با توجه به دلالت های اجتماعی منجر شود. نمادپردازی برای انتقال معنا همواره موردتوجه هنرمندان ایرانی بوده و در دوره های مختلف برای انتقال مفاهیم غنی عرفانی و مذهبی درتصاویر به کارگرفته شده است. یکی از مهم ترین ابزارهای انتقال معنا تصویر است که این امر موردتوجه هنرمندان قاجار بوده و آن را درترکیب برمفاهیم ذهنی و پیوند عمیق با ادبیات استفاده کرده اند. دوره قاجار باتوجه به گرایش دربار به داستان های تغزلی و عرفانی مصور سازی این مفاهیم پیش از پیش مطرح گردید. این رویکرد در نقاشی«شیخ صنعان و دختر ترسا» درنقاشی دوره قاجار به عنوان یک نمونه بدون رقم، معرفی شده درحراج کریستیز قابل مشاهده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی مضامین عرفانی شعر عطار و بازتاب آن به صورت نمادین و تصویری دراین نقاشی است که چگونه از المان های تصویری برای نمایش امتحان های دختر ترسا از شیخ شده و توانسته است همه امتحان های او را با نمادهای موجز نشان دهد و درتطبیق با نظر پانوفسکی بررسی شود.
۸۲.

بازنمایی زنان غیر اشراف در هنر دوره زند: تحلیل ویژگی های بصری و دلالت های اجتماعی بر اساس نظریه بازنمایی استوارت هال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۳
مطالعات پیشین درباره زنان دوره زند عمدتاً به جنبه های تاریخی محدود مانده و تصویری روشن از حیات اجتماعی زنان غیر اشراف ارائه نمی دهند؛ ازاین رو قراردادهای بصری حاکم بر بازنمایی این گروه اجتماعی در هنر آن دوره، موضوعی تحلیل نشده باقی مانده است. این پژوهش باهدف شناسایی ویژگی های ظاهری زنان غیر اشراف در نقاشی های دوره زند و تحلیل همبستگی این ویژگی ها با طبقه بندی اجتماعی آنان انجام شده است. پرسش اصلی تحقیق این است که چه قراردادهای تصویری بر بازنمایی زنان غیر اشراف در هنر دوره زند حاکم بوده است و این قراردادها بر چه امری دلالت دارند؟ پژوهش کیفیِ حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از داده های کتابخانه ای، مطابق با چارچوب نظری بازنمایی استوارت هال و رویکرد برساخت گرایانه، به تحلیل محتوای پانزده اثر تصویری منتخب از دوره زند می پردازد. در این روش، ویژگی های ظاهری (جزئیات چهره، پوشش و موقعیت مکانی) به عنوان «دال های بصری» در نظر گرفته شده اند که به طور فعال به تولید معنای اجتماعی می پردازند. یافته ها نشان دهنده حاکمیت یک نظام قراردادی دوگانه است: جوانی، آراستگی و چهره سه رخ به عنوان دال هایی برای بازنمایی طبقه بالای غیر اشراف و در مقابل، کهنسالی، سادگی پوشش و چهره نیم رخ به عنوان نشانه هایی برای برساخت جایگاه فرودست به کار رفته اند . نتایج نشان می دهد که نقاشی های
۸۳.

مطالعه تطبیقی استحاله صور فلکی با شمایل انسان از رساله صورالکواکب عبدالرحمان صوفی در عجایب المخلوقات قزوینی (مطالعه موردی نسخه 144 کتابخانه بادلیان آکسفورد و نسخه 464 کتابخانه مونیخ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۶
قدیمی ترین نسخه کتاب صورالکواکب الثابته نوشته عبدالرحمان صوفی رازی مربوط به سال 400 ه.ق است که اکنون در کتابخانه بادلیان آکسفورد نگهداری می شود. نسخه های دیگری از صورالکواکب صوفی وجود دارد که مربوط به قرن نهم ه.ق می باشند و شباهت های بسیاری از نظر طراحی و اجرای شمایل انسانی با نسخه کهن خود دارند. در سال 678 ه.ق قزوینی در کتاب خود با عنوان عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات ، مقالاتی در باب کیهان شناسی نوشته است که شمایل انسانی صور فلکی ثابته در آن از نظر حالت های بدنی و نقش مایه های قراردادی همانند صورالکواکب صوفی هستند، اما از نظر سبک و تکنیک، متفاوت با کتاب صوفی اجرا شده اند. هدف از این پژوهش شناخت و تبیین عوامل ثابت و متغیر در طراحی صور فلکی با شمایل انسان از کتاب صورالکواکب صوفی در عجایب المخلوقات قزوینی است. پرسش های پژوهش بدین شرح مطرح می شود: کدام یک از صورت های فلکی با شمایل انسان در کتاب قزوینی با صوفی مشابه هستند؟ چه تغییرات بصری با رعایت ضوابط نجومی و موقعیت ستارگان در نقوش انسانی کتاب قزوینی ایجاد شده است؟ این پژوهش بنیادی و از نظر ماهیت توصیفی _ تحلیلی با مطالعه تطبیقی صورت گرفته است. داده ها با جست وجو در منابع کتابخانه ای _ اسنادی و از طریق مشاهده نسخه های موجود، به دست آمده اند. نتایج پژوهش گویای آن است که صورت های فلکی با شمایل انسان، قیفاووس، عوا، جاثی، ذات الکرسی، برساوش، ممسک الاعنه، حوا، امرأه المسلسله و قنطورس (نیم انسان، نیم حیوان) در کتاب قزوینی با صوفی مشابه هستند. صور فلکی در کتاب قزوینی برخلاف کتاب صوفی، به صورت رنگی و با چهره های ساده و بدون پرداخت به جزئیات و با بدن های کم تحرک و ایستا ترسیم شده اند؛ همچنین از نظر نوع پوشش به صورت کاملاً عربی _ اسلامی اجرا گردیده اند. با توجه به بررسی های انجام شده، به نظر می رسد چهره و پوشش شمایل های انسان در کتاب قزوینی الهام گرفته از کتاب مقامات حریری اثر یحیی بن محمود واسطی است.
۸۴.

تحلیل نقاشی معراج پیامبر(ص) متعلق به دوره زند و قاجار با تاکید بر دیدگاه حسین نصر به هنر دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۲
آثار اسلامی معراج نه صرفاً روایت یک واقعه تاریخی بلکه تمثیلی بصری از سلوک به سوی حق تلقی می شوند. این نوشتار به تحلیل نگاره ای از معراج پیامبر اسلام (ص) متعلق به دوره زند و قاجار می پردازد. در این نگاره براق، مرکب پیامبر(ص) به شکلی نمادین و اسطوره ای به تصویر کشیده شده و این تصویر، بستری برای تبلور مفاهیم قدسی در هنر سنتی است. این پژوهش با هدف، بررسی ویژگی های ساختاری اثر معراج پیامبر(ص) متعلق به دوره زند و قاجار با توجه به دیدگاه حسین نصر به هنر دینی، به مطالعه بخش های گوناگون این اثر پرداخته است. سوال این پژوهش عبارت است از: نقش مایه براق در نقاشی معراج متعلق به دوره زند و قاجار را چگونه می توان بر مبنای آرای حسین نصر به هنر دینی، مورد تحلیل و توصیف قرار داد؟ گردآوری داده ها از منابع کتابخانه ای بوده و پژوهش با رویکردی تاریخی و به شیوه توصیفی تحلیلی، به وسیله تحلیل اثر در بستر نگاه حسین نصر صورت گرفته است. این پژوهش نشان می دهد که اثر نامبرده، مصداقی از هنر اسلامی در خدمت تعالی معنوی و سلوک باطنی است؛ هنری که در آن براق، نه صرفاً مرکب پیامبر بلکه نمادی از اتصال آسمان و زمین است. این نقاشی متعلق به اوایل دوره قاجار هم یک تصویر تاریخی و هم تمرینی بصری برای تأمل، شهود و اتصال دوباره به حقیقت مطلق است. بدین ترتیب، هنر نقاشی در دوره قاجار و به ویژه آثار تصویری مذهبی مانند معراج را می توان مصداقی از هنر به مثابه ذکر دانست؛ هنری که به جای سرگرمی، به یادآوری می انجامد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان