علی ضیغمی

علی ضیغمی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۳ مورد از کل ۲۳ مورد.
۲۱.

بررسی کنش گفتاری سرزنش در زبان های فارسی و عربی در متون داستانی براساس الگوی هایمز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۹
سرزنش یکی از کنش های گفتاری مهم است که به سبب تهدید وجهه اشخاص از حساسیت بالایی برخوردار می باشد و شناخت کاربرد آن در نحوه ارتباط با دیگران اهمیت دارد. پژوهش حاضر کنش «سرزنش» را برگزیده، نمونه های آن را از 16 متن داستانی عربی و فارسی استخراج نموده و طبق الگوی هایمز و روش توصیفی – تحلیلی بررسی کرده است. هدف از این پژوهش آشنایی با چگونگی کاربست سرزنش در زبان های عربی و فارسی و بیان ضرورت اهتمام به مسائل کاربردشناختی و فرهنگی در فرآیند ارتباط است. نتایج این پژوهش نشان داد: سرزنش در دو زبان، بیشتر در موقعیت های غیر رسمی استفاده شده است. همچنین سرزنش در گروه شرکت کنندگان برابر و صمیمی بیش از سایر گروه ها کاربرد داشته؛ که این امر بیانگر تأثیر جایگاه اجتماعی برابر و فاصله کم میان افراد در سهولت کاربرد آن است. اهداف پر تکرار سرزنش در دو زبان می تواند نشانه کنشگری بیشتر گوینده در زبان عربی باشد. همچنین لحن سرزنش در زبان عربی شدیدتر از فارسی است. قوانین گفتمانی مستخرج نیز کاربرد سرزنش در شرایط پرتنش تری را در زبان فارسی بیان می کند. همچنین تنوع کاربست سرزنش در دو زبان مؤیّد ضرورت توجه به مسائل فرهنگی و کاربردشناختی است. سرزنش در هر دو زبان بیش تر به شکل مستقیم کاربرد دارد. کلام و رفتار، با توجه به حساسیّت بالاتر سایر موضوعات، بیشتر مورد توجه هر دو زبان بوده است. همچنین استفاده فراوان از روش زبانی سؤال و جمله خبری در زبان های فارسی و عربی می تواند نشانه اطمینان گوینده از درستی سرزنشش و اثبات خطای مخاطب باشد.
۲۲.

بررسی عوامل دخیل در بروز برخی انتقادات نسبت به زهدورزی ابوسعید ابوالخیر از منظر قدرت (براساس اسرار التوحید محمد بن منور)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۴
زمینه: با توجه به اصول تصوّف مبنی بر زهدورزی و طرد ابزار قدرت، برخورداری صوفیه از نعمت های دنیوی دشوار به نظر می رسد؛ امّا صوفیانی همچون ابوسعید ابوالخیر حین انجام کنش های زاهدانه، قدرت چشمگیری کسب کرده و زمینه های بهره مندی از نعمت های دنیوی را برای خود و پیروانشان فراهم آورده اند. انجام کنش های زاهدانه توسط صوفیه در کنار تمتّع ایشان از نعمت های دنیوی سبب بروز گونه ای از انتقادات پربسامد در ادبیات فارسی شده که غالباً به صورت ناسازگاری میان ظاهر و باطن صوفیه از آن یاد می شود. شناخت عوامل، زمینه ها و ابعاد مختلف بروز این نوع از انتقادات از منظر قدرت هدفی است که نیل به آن می تواند انگیزه های احتمالی انجام کنش های زاهدانه و سازوکار کسب قدرت از طریق این کنش ها و قوانین حاکم بر آن را نمایان سازد. روش: پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. بعد از بیان مبانی نظری در ارتباط با قدرت و زهدورزی، انتقادات اساسی نسبت به شیخ و پیروانش بیان و سپس عوامل، زمینه ها و فرایند بروز این انتقادات از منظر قدرت تحلیل خواهد شد. یافته ها: شیخ بر اساس مبانی تصوّف و به تبعیّت از اولیای الهی و مشایخ صوفیه به انجام کنش های زاهدانه پرداخته، اما بعد از کسب انواعی از مشروعیّت نزد پیروانش، از کنش های ملامتی برای رعایت زهدورزی در شکل معنوی قدرت استفاده نکرده و زمینه های کسب قدرت و نعمت های دنیوی را برای خویش و پیروانش فراهم آورده است. شیخ به ویژه در سفره داری هایش، کسب اقبال عمومی و قدرت معنوی را بر رعایت اصول تصوّف ترجیح و تبعاً خود و پیروانش را در مظان اتّهام به قدرت طلبی و دنیادوستی قرار داده است.
۲۳.

الاستلزام التخاطبي في ثمان من الرسائل السياسية لنهج البلاغة علی ضوء نظرية مبدأ التعاون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۲
إنّ الاستلزام التخاطبیّ من أهم الاتجهات التداولیّه التی تنبنی علی المعنی الاستعمالیّ؛ حیث تقوم هذه النظریّه علی أننا نقول شیئاً ونستلزم شیئاً آخر وذلک من خلال الاهتمام بالملابسات القائمه فی استعمال اللغه للتعبیر عن المقاصد التلمیحیّه التی تتخطّى بنیتها النصّیّه إلی سیاق الموقف. لقد أقرّ بول غرایس بالاستلزام التخاطبیّ علی مبدأ التعاون، وذلک باستخدام أربع قواعد، هی: قواعد الکمّ، والکیف، والمناسبه، والطریقه، وذلک قصدا لاتّباع طرفی الخطاب من قوانینه؛ فإنّ مراعاه هذه القواعد فی الخطاب تؤدّی إلی التسویه بین المعنی الحرفیّ والمعنی الضمنیّ ولکن بمجرد نقض أیّ من هذه القواعد سیمیل الکلام إلی المعنی الضمنیّ، بحیث یحتاج الکشف عن المعنی إلی الاهتمام بالقرائن السیاقیّه وأحوال المرسِل والمرسَل إلیه. ونظرا لوجود الخطاب التواصلی والتفاعلی فی نهج البلاغه وبسبب التوظیف التداولی للّغه، فلابدّ من وجود مقاصد ضمنیه فیه، وهذا یستدعی التأمّل للوقوف علی المعانی التی یبتغیها الإمام علی (ع) وتستلزمها القصدیّه. تتبّع البحث الراهن المقاصد الضمنیّه فی ثمان من الرسائل السیاسیه عبر رصد الاستلزامات الحواریّه وفقا للقواعد الأربعه المذکوره فی نظریّه مبدأ التعاون وخرقها فی الأسالیب اللغویّه للخطاب، معتمداً علی المنهج الوصفیّ التحلیلیّ فی ضوء النظریّه التداولیّه. یستنتج من البحث أنّ لغه رسائل الإمام (ع) لم تخضع لأنساق لغویّه معیّنه فحسب، بل إنّ تجربه صاحبها تنبنی علی القصدیّه التداولیّه بعرض مقاصده للتأثیر فی المخاطب، وذلک لصلتها بالسّیاق الخارجیّ، کما وظّف الإمام (ع) الاستلزام مبنیّا علی خرق مبدأ التعاون؛ لأنّ مقاصده لم یناسبها المعنى الحرفیّ للکلام، مثل التهدید، والتخویف، والإرشاد، والتذکیر وغیرها؛ لهذا استخدم المعنی الضمنیّ والتأویل البعید، بناءً علی الاستراتیجیّه التلمیحیّه بانتهاک کلّ القواعد الأربعه لمبدأ التعاون، وفی رأسها قاعده المناسبه وقاعده الکیف، حیث یعبّر الإمام (ع) عنهما أکثر من غیرهما وذلک کلّه لشحنات قصدیّه وفکره دینیّه ومعرفه مشترکه بینه (ع) والمخاطب.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان