اثربخشی آموزش تفکر انتقادی بر خودکارآمدی تحصیلی، خلاقیت و انگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مطالعات به عمل آمده در ایران نشان می دهد توانایی های تفکر انتقادی در بین دانش آموزان و دانشجویان ایرانی در سطح پایینی قرار دارد و آن چنان که اقتضای این توانایی هاست در نظام تعلیم وتربیت ایران مورد توجه قرار نگرفته است. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش تفکر انتقادی بر خودکارآمدی تحصیلی، خلاقیت و انگیزه ی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر پایه ی هشتم متوسطه ی اول دبیرستان دولتی توحید شهرستان فومن می باشد. روش کار: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نمونه گردآوری اطلاعات، آزمایشی می باشد. جمعیت نمونه 30 نفر از دانش آموزان پسر پایه ی هشتم متوسطه ی دوره ی اول بودند که در دو مرحله ی پیش آزمون و پس آزمون، پرسش نامه های خودکارآمدی تحصیلی، خلاقیت و انگیزه ی پیشرفت تحصیلی را تکمیل نمودند. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه ی 90 دقیقه ای در دوره های آموزشی تفکر انتقادی شرکت نمودند و گروه کنترل تحت هیچ مداخله ای قرار نگرفتند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد در متغیرهای خودکارآمدی، انگیزه پیشرفت، خلاقیت و ویژگی های شخصیتی تفاوت معناداری بین گروه ها مشاهده شد. در مرحله پس آزمون، مقادیر F به ترتیب 459/183، 336/24، 045/116 و 471/24 به دست آمد که سطح معناداری 0001/0≥P بود. بنابراین می توان بیان کرد که آموزش تفکر انتقادی موجب افزایش خودکارآمدی، انگیزه پیشرفت، خلاقیت و ویژگی های شخصیتی دانش آموزان پسر پایه هشتم دبیرستان دولتی توحید شهرستان فومن می شود. نتیجه گیری: با استناد به یافته ها، می توان گفت استفاده از تکنیک تفکر انتقادی یک راهکار مناسب جهت بهبود موفقیت تحصیلی دانش آموزان می باشد.