تغییر زمان بندی سنتی با تعیین ساعت رسمی به عنوان زمان رسمی کشور ایران برای هماهنگی با زمان معیار بین المللی دوران مدرن از مهم ترین مسائل سیاست مدرنیزاسیون دوره پهلوی بود. دولت پس از تصویب قواعد و قوانین ساعت رسمی ایران به افق تهران در سال 1307 و 1314 و اجرای مدل 24 ساعته زمان بندی مدرن، برنامه هایی را در سازمان دولت و روابط اجتماعی و فعالیت های اقتصادی جامعه ایران برای اجرای آن در پیش گرفت که همراه با چالش هایی بود. چیستی این چالش ها و چگونگی مواجهه دولت با آنها مساله مقاله حاضر است بنابراین می توان پرسید چالش های رسمی شدن ساعت در ایران دوره پهلوی و برنامه های دولت در مواجهه با این چالش ها و واکنش های مردم به آن چه بوده است؟ فرضیه مقاله این است که چرخش مفهوم زمان سنتی به زمان بندی مدرن در فرایند مدرنیسم دوره پهلوی و رسمی شدن ساعت مسائلی بی سابقه را برای دولت پدید آورد که با استفاده از اقتدار دولت مدرن و ظرفیت حقوقی – قضایی آن، امکان سازگاری فرهنگی و اجتماعی با آن در جامعه ایران شکل گرفت.بررسی اسناد و تبیین رخدادهای آن دوران به روش تاریخی نشان می دهد که دولت در نهایت با توسل به شیوه های سازش، فرهنگ سازی تشویقی تنبیهی در کنار بهره گیری از اختیارات حقوقی قضایی، در نهادینه شدن ساعت رسمی در جامعه ایران معاصر موفق گردید.