آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۱۷

چکیده

دیوارنگاری یکی از هنرهای برجسته و فاخر دوره قاجار بوده که در قالب نقاشی بر زمینه هایی چون کاشی، گچ و چوب شکل گرفته است. توجه به باستان گرایی و موضوعات مذهبی در این دوره، باعث شکل گیری آثاری شد که در آن نقش اهریمن و دیو بیش از همه مورد توجه هنرمندان و حاکمان وقت قرار گرفت. نقوشی که علاوه بر جنبه روایتی از نظر ریخت شناسی نیز قابل بررسی هستند. هدف از این پژوهش بررسی ریخت و کالبد تصاویر دیوها در هنر عمومی دیوارنگاری های دوره قاجار است. نگارندگان با بررسی 14 نمونه گزینشی از خلال دیوارنگاری های قاجاری و داده های اسنادی و میدانی به شیوه کیفی و بر مبنای تجزیه و تحلیل توصیفی–تحلیلی و منابع تصویری، در تلاش برای پاسخ گویی بدین پرسش هستند که ریخت و کالبد دیو در هنر عمومی دوره قاجار بر پایه چه تفکراتی از ذهن هنرمند تراوش کرده است؟ یافته ها نشان می دهد، نقوشی که در عصر قاجار زینت بخش بناهای عمومی چون سردرها، حمام ها و بناهای مذهبی بودند، تصاویری مخوف و تیره وتار ندارند. به عبارت دیگر تصوری که از دیو در اذهان مردم موجودی مهیب، هولناک و مخوف تجسم می شد، ناگهان تغییر کرد و به موجودی لطیف، کم آزار، شایان شفقت، طنزآمیز، خندان و گاه با اندام های اروتیک زنانه و حتی آراسته دیده شد؛ موجوداتی خوش لباس که مزین به رنگ های زیبا بودند و حتی زیورآلاتی نیز به خود آویخته اند. این امر بیانگر عرفی گرایی در زندگی اجتماعی زنانه در این دوره بود. یافته های پژوهش بیانگر آن هستند که چهار مفهوم زن، طبیعت، باورهای ماورایی اولیه و بیگانه در ذهن و اندیشه ایرانی ها در دوره قاجار دچار تغییراتی ژرف شده بود.

تبلیغات