مطالب مرتبط با کلید واژه

شاهنامه بایسنغری


۱.

بررسی تطبیقی تصاویر شاهنامه بایسنغری با ادبیات حماسی شاهنامه

کلید واژه ها: شاهنامه فردوسی ادبیات حماسی نگارگری ایرانی شاهنامه بایسنغری مکتب هرات

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای زیبا هنرهای تجسمی طراحی، نقاشی ایران و اسلام
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای زیبا هنرهای تجسمی خوشنویسی و کتابت ایران و اسلام
  3. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه شاهنامه پژوهی
تعداد بازدید : ۲۷۸۹ تعداد دانلود : ۱۳۹۵
ادبیات حماسی و نگارگری ایران از هنرهای قدیم و پویای ایران زمین بوده اند که از دیرباز به یاری هم شتافته اند. ادبیات حماسی ایران با ظهور نابغه ای به نام فردوسی به نهایت خود رسیده و نمونه کامل حماسه را به تصویر کشید. شاهنامه فردوسی سرشار از صحنه های اسطوره ای، تخیلی، رزمی و در عین حال غنایی و تغزلی است و همچنین بازگوکننده دیدگاه هنرمند ایرانی به دنیا و نگاه فرازمینی او به هستی است که تمام این مفاهیم در اسطوره ها و پهلوانان حماسه آفرین شاهنامه دیده می شوند. نگارگر ایرانی نیز با دیدگاه هماهنگ با تفکراتی که ذکر شد، حرکت کرد و در مکاتبی چون شیراز، تبریز و هرات متبلور شد. نگارگر ایرانی جهان را از دیدگاه واقع گرایانه صرف نمی بیند چرا که با آن دید دیگر تصویر کردن اسطوره ها و پهلوانان و اساطیر غیر ممکن می شود و در حد یک انسان عادی تنزل پیدا می کنند. فضا و زمان و مکان و نگارگری ایرانی از دید معمول نیست و اینها همه همراه و هماهنگ با ادبیات حماسی است و این مفاهیم در هر دو هنر دیده می شوند. تصاویر شاهنامه بایسنغری از بهترین و کاملترین نگاره های مکتب هرات است که در این رساله با ادبیات حماسی شاهنامه قیاس شده اند و نگرشی است بر این گونه کارها و بر اینکه چگونه می توان از قابلیت های ادبیات ایرانی و به ویژه ادبیات حماسی استفاده کرد و هنرمندان بزرگ و اندیشمندان در گذشته چگونه این مهم را انجام داده اند.
۲.

پیوند و گسست متن و نگاره در شاهنامه بایسنغری

تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۲۳۸
شاهنامه بایسنغری ، اثر ممتاز و برجسته مکتب نگارگری هرات تیموری در عصر شاهرخ تیموری است که به سفارش بایسنغرمیرزا، فرزند هنردوست شاهرخ و با دعوت از هنرمندان بزرگ آن روزگار خلق گردید. این اثر از دو جنبه متن و نگاره حائز اهمیت است؛ چرا که متن آن توسط گروهی از شاهنامه شناسان بزرگ فراهم آمده و نگاره های آن توسط نام آوران مکتب نگارگری هرات به تصویر کشیده شده است و این فرضیه را در ذهن متبادر می سازد که احتمالاً ارتباط تنگاتنگی بین متن و تصویر در این شاهنامه وجود داشته باشد. همین نکته اساس این پژوهش را شکل می دهد. هدف از این پژوهش، بررسی پیوند و گسست بین متن شاهنامه بایسنغری و نگاره های آن می باشد. پرسش این است: نگارگران شاهنامه بایسنغری تا چه اندازه به متن ادبی شاهنامه در ترسیم نگاره های آن وابسته بوده اند؟ این پژوهش با بهره گیری از روش تحلیلی-تطبیقی و استفاده از منابع کتابخانه ای-اسنادی به بیان موضوع می پردازد. نتایج تحقیق مبیّن آن است که نگارگران شاهنامه بایسنغری ، از آموخته های خود در تصویرگری بهره برده و الگوهای از پیش آموخته را به تصویر کشیده اند؛ از این رو توجه چندانی به متن کتاب نداشته و خود را موظف به خوانش متن ندانسته اند؛ بنابراین در این نسخه ارتباط چندانی بین متن و نگاره ها وجود ندارد.