ثمینه انصاری

ثمینه انصاری

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

تبیین زمینه ها و اصول پساساختارگرایی در برنامه ریزی شهری

تعداد بازدید : ۳۰۳ تعداد دانلود : ۲۰۳
تاریخ شهرسازی قرن بیستم، مملو از نظریات و روش هایی است که به مفروضات هستی شناختی، شناخت شناختی و روش شناختی پارادایم اثبات گرایی (پوزیتیویستی) وابسته هستند؛ در واقع، برنامه ریزی شهری پیش از اواخر دهه هفتاد میلادی، میراث تسلط رویکرد عقلائی مدرنیستی دهه 50 و 60 م. است.  در دهه 60 و 70 م.، بروز آثار فلسفه ساختارگرایی در نظریه شهرسازی، تا حدودی باعث کاهش اقتدار مدرنیسم و اثبات گرایی شد و این سیر تحول، متعاقباً به رواج پساساختارگرایی و اندیشه های پسامدرن در نظریه و عمل برنامه ریزی شهری انجامید به گونه ای که پساساختارگرایی، نقطه عطف این چرخش پارادایمی محسوب می شود. با گذشت چند دهه از این چرخش پارادایمی، هم چنان ابهاماتی درباره اصول و ویژگی های این پارادایم در برنامه ریزی شهری و زمینه های شکل گیری آنها وجود دارد. این مقاله با روش بازبینی سیستماتیک منابع و تکیه بر ابزار مطالعه تطبیقی و روش اسنادی در جمع آوری داده ها، ابتدا اصول فکری و فلسفی دو جریان پوزیتویسم و ساختارگرایی و بازتاب آن در برنامه ریزی شهری را مورد مطالعه قرار داده و سپس به هدف اصلی پژوهش یعنی تبیین ریشه ها و اصول پساساختارگرایی در برنامه ریزی شهری پرداخته است. داده های مورد نیاز پژوهش با روش اسنادی و  بیش از 130 ماخذ بازبینی شده در حوزه پساساختارگرایی در فلسفه، فیزیک، جغرافیا، برنامه ریزی و... به دست آمده است. نتایج این پژوهش نشان می دهند که ریشه نظری اصلی برنامه ریزی پساساختارگرا مبتنی بر "هستی شناسیِ شدن" و متافیزیک پویشی است. بر اساس این یافته ها، ارتباطی بودن فضا-زمان، درهم بافتگی واقعیت های شهری و فضایی، کثرت گرایی، چندسطحی بودن مسائل شهری (فراباشندگی و درون باشندگی همزمان)، و مجادله محوری، اصول برنامه ریزی شهری پساساختارگرا محسوب می شوند. همچنین نمونه های عینی برنامه ریزی پساساختارگرا، سابقه ای نزدیک به دو دهه داشته و تحقق واقعی این پارادایم در عمل برنامه ریزی نیازمند تحول اساسی بسترهای رسمی نهادی و سنتی برنامه ریزی در سراسر دنیا و نیز گسترش مقیاس و تعداد کنشگران و تنوع پروژه های برنامه ریزی شهری، در کنار ادامه پژوهش های نظری و تضارب آرا در این حوزه است.
۲.

الگویی نوین برای ارزیابی میزان مشارکتی بودن طرح ها، نمونه: محله خوب بخت

تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۱
با توجه به ساد هانگاری و رواج اشتباه در استفاده از واژه ی مشارکتی بودن و ابهام ناشی از دامنه ی مفهومی گسترده ی آن، این مقاله ؛ به ایجاد چارچوبی جهت بررسی میزان مشارکتی بودن طر حهای نوسازی بافت فرسوده م یپردازد.بنابراین در ابتدا به طبق هبندی مشارکت ب رمبنای نظریات نردبا نهای مشارکتی و مقایسه تطبیقی آنها در قالب جدول پرداخته ومؤلفه ها و ابزارهای مورد استفاده در هریک را، جهت قابل استفاده شدن در ارزیابی میزان مشارکتی بودن مشخص م یکند. این مقاله به ارائه ی جدولی مطابق با منتخبی از نردبانه ای مشارکتی که تناسب مفهومی بیشتری با حوزه ی شهرسازی دارند می پردازد، که تبیی نگر رابطه ی میان ابزارهای مشارکتی و سطوح مشارکت است. در این جدول، قلمروهای مشارکت )پل ههای نردبانهای مشارکتی( در سطور جدول، و روشها و ابزار مشارکت در ستو نهای جدول قرار گرفته اند و به هر پله ضری ب اهمیت معینی، مطابق با نظریات نردبانهای مشارکتی اختصاص یافت هاست. سپس بر اساس مراحل فرایند مرحله ای که هر یک از ابزار مشارکتی در آن استفاده شده، از طریق اختصاص رنگ و هاشور مورد تأ کید قرار ،LUDA نوسازی1 گرفت هاست. این جدول برای هر طرح به صورت جدا گانه تهیه م یشود و از طریق ادغام آن با جدول ضریب اهمیت سطوح مشارکت، چارچوبی جهت ارزیابی میزان مشارکتی بودن فرآیند نوسازی هر طرح ایجاد می نماید. و ابزارهای استفاده شده در طرح آن در هر یک از » طرح ویژه نوسازی محله شهید خو ببخت « در پایان با بررسی تئوریک 65 درصد محاسبه شده / مراحل فرایند نوسازی، جدول مربوط به آن تدوین شده و میزان مشارکتی بودن طرح در تئوری، 4 است و بیشترین سطح مشارکت در این طرح، به ترتیب در مراحل برنامه ریزی، اجرا و چش ماندازسازی دیده می شود. همچنین میزان مشارکتی نبودن یا مشارکت عوام فریبانه این طرح در تئوری، صفر درصد ارزیابی شده است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان