زهره زهبری

زهره زهبری

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

معرفی آثار صخره ای نویافته با کاربری تدفینی از بویراحمد

کلید واژه ها: کهگیلویه و بویراحمدالیماییاستودانساختارهای صخره ایخرم راهپوله

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۴ تعداد دانلود : ۱۴۴
استان کهگیلویه و بویراحمد در ارتفاع 1880 متری از سطح دریا و در جنوب غرب ایران قرار دارد. نخستین بررسی باستان شناختی در بخش شمالی استان کهگیلویه و بویراحمد در تیر و مرداد 1390ه.ش صورت گرفت. بویراحمد به وسیله کوه های صعب العبور با دره هایی عمیقVشکل محصور شده است که از دیرباز تاکنون مسیر کوچ نشینان زاگرس بوده است. در طول این بررسی، شش ساختار صخره ای در نزدیکی روستاهای خرم راه و پوله موسوم به «استودان» از دوره الیمایی (؟) یافت شد. اطراف ناحیه مذکور، استقرار، معماری صخره ای و نقش برجسته های متعددی از دوره الیمایی وجود دارد. انواع معماری های صخره ای برای کاربری های گوناگونی، مانند پرستشگاه، مسکونی، آداب تدفین و... به وجود آمده است. آثار صخره ایِ نویافته که این نوشتار آن را بررسی کرده، شامل شش استودان در استان کهگیلویه و بویراحمد است. بر اساس شباهت میان پلان و مجاورت آثار نویافته با آثار صخره ای دوره الیمایی، با قید احتیاط آثار صخره ایِ نویافته را به دوره الیمایی نسبت می دهیم.
۲.

برهم کنش های فرهنگی زرنکه با ساتراپی های شرقی امپراتوری هخامنشی با استناد به صنعت سفالگری

کلید واژه ها: سیستانسفالشبه قاره ی هنددهانه ی غلاماندوره ی هخامنشیساتراپ های شرقی هخامنشی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۰ تعداد دانلود : ۳۵۷
شهر دهانه ی غلامان سیستان، یکی از محوّطه­های شناخته شده و کلیدی در بخش شرقی امپراتوری هخامنشی به شمار می­رود. نمایندگان ساتراپ زرنکه (سیستان) بر پلکان­های شرقی آپادانای تخت جمشید در حال آوردن هدایایی مانند گاو و سپرهای بلند نقش گردیده­اند. علاوه بر این، نمایندگان سایر ساتراپی­های شرقی مانند هندیان، آراخوزیه و گنداریان نیز در حال حمل هدایای خود به بارگاه شاهی هستند. هم اکنون شرقی­ترین ایالات این امپراتوری ایرانی در خارج از مرزهای کنونی آن و در کشورهای افغانستان، پاکستان و هند واقع شده است. متون کتیبه­ها و نقش برجسته­های هخامنشی، آشکارا بیانگر اهمّیّت ایالت­های شرقی امپراتوری از جمله ساتراپ­های هنیدوش، آراخوزیایی و گنداریان است. تکرار اسامی آن­ها پس از مراکز حکومتی در فهرست­های ایالتی، همچنین عمل جسورانه مسلح بودن آن­ها در برخی نقوش و اخذ مالیات سنگین از ایالات شرقی جملگی بیانگر اهمّیّت سیاسی این بخش از امپراتوری است. کاوش­های صورت گرفته در سیستان، پاکستان و افغانستان بسیاری از زوایای گنگ و مبهم تاریخی این ایالات را نمایان ساخت و نشان داد که ساتراپی­های مذکور علاوه بر ارتباطات فرهنگی نزدیک با یکدیگر، در بسیاری از زمینه­های تمدّنی و سیاسی بر هم­ کنش­های فراوانی داشته­اند؛ به گونه­ای که با مشاهده­ی آثار هم­دوره در محوّطه­های باستانی این ساتراپی­ها، می­توان یگانگی فرهنگی را آشکارا در بین آن ها مشاهده نمود. برای این منظور، محوّطه­های باستانی بَلَمبَت، اکرا و چارسَدا در پاکستان که لایه­های هخامنشی دارند، با محوّطه­ی نادعلی (سرخ داغ) در افغانستان و محوّطه­ی هخامنشی دهانه ی غلامان در سیستان مورد مطالعه قرا گرفتند وسفالینه­های آن ها با یکدیگر از نظر تکنیک و ویژگی­های فنّی و شکلی، هدف مقایسه های گونه­شناختی قرار گرفت. نتایج حاصل از این مطالعات نشان داد که سیستان در دوره ی هخامنشی بیش از نواحی داخلی ایران، با مناطق شرقی ارتباط و پیوند داشته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان