بهمن هنرمند

بهمن هنرمند

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

نقد و بررسی بحران های درون حکومتی عصر هرمزد چهارم

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۵
حکومت ساسانی با اتکاء به دو اصل اساسی و انقلابی تمرکز دین و دولت با ساختار سیاسی- نظامی قدرتمندی شکل گرفت. این حکومت در ابتدا با پشتیبانی نیروهای قدرت گرای اشرافیت درباری متکی بود و این عاملی برای فزونی اقتدار چنین گروه هایی در تمام امور لشکری و کشوری شد . چنین روندی به تناوب قدرت و ضعف شاهان تا دوره قباد و خسرو اول تداوم یافت. با ظهور قباد و پسرش خسرو ، روند جدایی و تنش میان پادشاه و اشرافیت درباری نمایان شد که به شکل بحران در ساختار سیاسی و اجتماعی و نظامی ظهور کرد.در این میان اصلاحات خسرو اول در راستای افزایش تمرکز قدرت در دست پادشاه و جلوگیری از بحران آفرینی گروه های قدرتمدار حاکم اشرافیت درباری در تشکیلات حکومتی با کامیابی مواجه شد. ولی اصلاحات نتوانست زمینه های قدرت خواهی اشرافیت را با نظم نوین منطبق نماید. با این رویکرد در عصر پادشاهی هرمزد چهارم، اشراف و اعیان در راستای قدرت از دست رفته و کسب نفوذ در هرم قدرت سیاسی وارد کارزار با حکومت شدند. هرمزد که خود شاهد تنش ها و تقابل های اقشار بالادست در حکومت های قبلی بود، در مسیر کاهش و تزلزل پایه های قدرت آنان گام نهاد. هدف وی بیشتر تداوم اصلاحات از بالا به پایین در راستای پیشگیری از وقوع شورش ها و ناآرامی ها و ایجاد امنیت سیاسی و اجتماعی و حفظ جایگاه تاج و تخت شاهی و تداوم استبداد سیاسی در رأس هرم قدرت سیاسی و تمرکزگرایی در سیستم حکومتی بود. با این وجود اجرای چنین سیاستی نه تنها بحران هایی را در دربار و دستگاه حکومتی فراهم نمود، بلکه به شکل کودتای نظامیان و با حمایت اشرافیت سیاسی و روحانیان، پادشاهی هرمزد را در آتش کینه و خصومت رقابت ها گرفتار ساخت . این پژوهش تلاش دارد زمینه ها و علل تضاد و تقابل های درون حکومتی عصر هرمزد چهارم و میزان تاثیرگذاری آن بر ساختار سیاسی و اجتماعی حکومت ساسانی را مورد نقد و تحلیل قرار دهد.
۲.

ریزش های حکومتی و تاثیر آن بر ساختار سیاسی و نظامی حکومت ساسانی

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۳
نظام حکومتی ساسانی علارغم قدرت نظامی و ایدئولوژیک و دوام زمانی حکومت و برخورداری از ثروت و قدرت و تسلط بر بخش های شرقی و غربی حکومت فرامرزی خودش، از همان روزهای نخستین چهره آسیب پذیری داشت. این پدیده، نخست در چهره مذهبی و بعد در سیاست آن و همچنین در روابط داخلی بزرگان کشور و دستگاه سلطنتی هویدا بود. این آسیب پذیری بیانگر این حقیقت است که نظام حکومت ساسانی با وجود قدرت و استیلای سیاسی و نظامی، قادر به حل مشکلات خویش در درون مایه سیاسی ایران زمین نبود. وجود چنین تنشها و تضادهایی در سطوح بالای طبقات قدرتمدار حکومتی و دربار شاهی، دستگاه حکومتی را به کانون توطئه های درباری مبدل نمود،و منجر به ریزش بخش اعظم اشرافیت درباری، نظامیان و روحانیان و شاهزادگان از بدنه دولت و بروز مشکلات عدیده ای در فرایند تحولات آن نظام گردید و دولت را از حل بحرانهای داخی ناتوان و روند اقتدار آن را به زیر سایه چنین تقابل ها و تضادهایی کشاند و بر ساخت دولت و جامعه تاثیرات منفی جبران نشدنی گذاشت.پژوهش تلاش دارد زمینه و علل تضاد و تنش و کشمکشهای درون دستگاه حکومتی و میزان تاثیرگذاری آن بر ساختار سیاسی و نظامی دولت ساسانی را در بوته نقد و بررسی و تحلیل قرار دهد.
۳.

نقش و کارکرد نیروهای کمکی در ارتش حکومت ساسانی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۴
توسعه طلبی حکومت ساسانی و گسترش مرزها و متصرفات خارجی و همچنین کشمکش های درون تشکیلات حکومتی بر سر قدرت و نفوذ در هرم قدرت سیاسی بین اشرافیت درباری با شاه، رویکرد گرایش به استفاده از نیروهای کمکی و پشتیبان را افزایش داد. این سیاست گزینه ای موقتی بود و براساس موقعیت زمانی و مکانی خاص صورت می گرفت. در پیش گرفتن چنین رویکردی نتایج و پیامدهای مثبت و منفی برای ساسانیان در بعد داخلی و خارجی برجای گذاشت. ادامه چنین سیاستی در دراز مدت نه تنها موجبات تنش و تقابل در دستگاه حکومتی را ایجاد نمود، بلکه مقدمات شورش و ناآرامی در جامعه را نیز فراهم کرد؛ زیرا عناصر تازه وارد به تدریج در دسته بندیهای سیاسی و نظامی بین شاهان و اشرافیت درباری و به ویژه در زمان جلوس شاهان بر اریکه سلطنت وارد عرصه سیاسی و نظامی می شدند. در این مقاله تلاش می شود؛ نقش و تاثیرگذاری نیروهای کمکی در ارتش حکومت ساسانیان و دلایل در پیش گرفتن چنین رویکردی، مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
۴.

نقش و تأثیرگذاری گروه های تبعیدی و جابه جا شده در عصر ساسانیان

کلید واژه ها: ساسانیان بیزانس هنر و معماری تبعید و دیاسپورا طبقة انشهریک و بردگان پیشه وری و بازرگان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵۹ تعداد دانلود : ۶۷۱
جابه جایی و پراکندگی گروه های انسانی در طول تاریخ در راستای اهداف و مطالع سیاسی- نظامی صورت گرفته است که به اصطلاح امروزی دیاسپورا نامیده می شود.در دوران ساسانی افراد و گروه های انسانی زیادی جابه جا و تبعید شدند.این مهاجران اجباری قربانی سیاست های مصلحت گرایانه دولت ساسانی بودند، ولی آنچه زمینه ساز این بحران اجتماعی گشت، رقابت های توسعه طلبانه و گرایش به قدرت نمایی دو امپراتوری ساسانی و بیزانس در منطقه بود.ساسانیان سیاست دیاسپورا و تبعید را در داخل و خارج ادامه دادند.زمینه این تبعیدها در اثر فشارهای سیاسی و سرکوب خشونت بار ایجاد شد.هدف ساسانیان از تداوم این روند، تضعیف قوای نظامی ملت ها و محروم کردن رقبا از حمایت پایه های قومی- و تا حدودی شاید استفاده از توانمندی و مهارت تبعیدیان در امور عمرانی و اقتصادی- بود که کاملاً هوشمندانه و آگاهانه صورت می گرفت.ولی بُعد دیگر این پدیده افزایش فعالیت مسیحیان و گسترش این آیین در قلمرو ساسانیان و به دنبال آن، نارضایتی روحانیان زرتشتی بود؛ به همین دلیل این پژوهش بر آن است که به بررسی این بحران اجتماعی و نقش شاهان ساسانی در راستای تداوم این سیاست و نتایج و پیامدهای آن بپردازد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان