آرشیو

آرشیو شماره ها:
۸۰

چکیده

متن

نام امام سجاد (ع) چهارمین امام شیعیان تداعى کننده مناجات وراز و نیاز و دعااست. آن امام، مجالى براى فعالیتهاى علنى‏فرهنگى، اجتماعى و سیاسى نیافت و عمر شریف خود را در محراب‏عبادت و نیایش سپرى ساخت. عبادت و دعایش، «سیر الى الحق‏»نبود که «سیر الى الخلق‏» را به دنبال نداشته باشد. بلکه‏عبادت و محراب او و رویى به خالق و سویى به سوى خلق داشت.
او با «حبل‏» دعا مردم را با خدایشان مرتبط مى‏ساخت و این‏«حبل‏» از چنان استحکام و عمقى برخوردار است که پس از گذشت‏قرنها، طراوت، اتقان و ژرفاى خود را از دست نداده است.
نوشته حاضر، بحثى کوتاه در باره «صحیفه سجادیه‏» آن حضرت‏است. نمى‏توان گفت همه دعاها و نیایشهاى امام به دست ما رسیده‏است; بلکه دعاهاى منسوب به آن حضرت قطره‏اى از دریاى ژرف‏نیایشهاى او است. دلیل این سخن مستدرکات بسیار «صحیفه کامله‏سجادیه‏» است.
به هر صورت، به قول شهید سید محمد باقر صدر (ره)، صحیفه سجادیه راباید به عنوان بزرگترین عمل اجتماعى زمان و موقعیت امام (ع)معرفى کرد. این کتاب یگانه میراث فرهنگ الهى، یک منبع بزرگ‏مکتبى، یک مشعل هدایت ربانى و یک مدرسه اخلاق و تربیت اسلامى‏است که با گذشت روزگاران پایدار مى‏ماند. انسانیت پیوسته به آن‏نیازمند است و هرچه گمراهى‏هاى شیطان و فریبندگى دنیا فزونترگردد، نیاز به آن بیشتر مى‏شود.
حکومت‏بنى امیه، به طور کامل امام را در عزلت‏سیاسى قرار داده‏بود به نحوى که در تمام مدت عمر شریفش فقط یک‏بار از روى‏ناچارى از پیشنهاد کارساز امام استقبال کردند و آن موقعى بودکه: «عبد الملک خلیفه اموى با پادشاه روم درگیرى پیدا کرد، وپادشاه روم... او را تهدید کرد که نقدینه‏هاى آنان را براى‏تحقیر مسلمانان از کشور روم وارد کند و در مقابل آن، هرقراردادى که خواست‏با آنها ببندد. در اینجا عبد الملک متحیر وبیچاره شد... لذا مسلمانان را دعوت به گردهمایى کرد و با آنهابه مشورت پرداخت. هیچ کدام نظرى که بتواند آن را به کارببندد، اظهار نکردند. در آنجا مردم به او گفتند: تو خود مى‏دانى‏راه فرار از این مشکل به دست چه شخصى است. فریاد برداشت: واى‏بر شما چه کسى این کار از او ساخته است؟ گفتند: بازمانده اهل بیت پیامبر (ص). گفت: راست گفتید. او براى‏رفع این مشکل به امام زین العابدین (ع) پناهنده شد. امام (ع)فرزند خود، محمد بن على الباقر (ع) را به شام گسیل داشت وتعلیمات لازم را به او داد. در آنجا امام باقر (ع) طرحى نو،براى تنظیم پول مسلمانان ارائه داد و کشور اسلامى را از موقعیت‏استعمارى نجات داد.»
این قضیه نشان مى‏دهد که اگر موقعیت‏اجتماعى و سیاسى براى امام فراهم بود، تنها به دعا و مناجات‏نمى‏پرداخت و از کان دانش و معرفت و تدبیر الهى خود امت اسلامى‏را بهره‏مند مى‏ساخت. اما افسوس که حکام مستبد بنى امیه این‏موقعیت را از امام سلب کردند و امت اسلامى را از خورشید وجودش‏محروم ساختند.
صحیفه سجادیه چه کتابى است؟
از صحیفه سجادیه، که سند آن به امام زین العابدین (ع) منتهى‏مى‏شود، به «اخت القرآن‏» و «انجیل اهل البیت (علیهم السلام)»و«زبور آل محمد (ص)» و «صحیفه کامله‏» تعبیر شده است. علامه‏ابن شهرآشوب، در کتاب معالم العلما در ذیل ترجمه متوکل ابن‏عمیر، با عنوان «زبور آل محمد (ص)» و در ذیل ترجمه یحیى ابن‏محمد الحسینى الدلفى، با عنوان «انجیل اهل بیت‏» از آن یاد کرده‏است.
ششمین تصنیفى که در اسلام صورت گرفته، صحیفه سجادیه است; زیراچنین نقل گردیده است: «الصحیح ان اول من صنف امیر المؤمنین ثم سلمان ثم ابوذر ثم‏الاصبغ بن نباتة ثم عبید الله بن ابى رافع ثم صنف الصحیفة‏الکاملة.» بدین سبب، علماى مسلمان اهتمام بسیار به این کتاب‏داشته، شرحهاى زیادى برآن نوشته‏اند. یکى از نویسندگان در کتاب‏خود تعداد 68 شرح صحیفه را معرفى کرده است.
شیخ آقابزرگ نیز در کتاب الذریعه (ج 13، ص 345 به بعد) شروح‏صحیفه سجادیه را معرفى کرده است.
به هر حال صحیفه سجادیه‏اى که اکنون در دسترس ماست، پنجاه وچهار دعا دارد که دعاى اولش «فى التحمید لله عز و جل‏» و دعاى‏آخرش «دعاؤه فى استکشاف الهموم‏» است. متوکل بن هارون گفته‏است که «امام صادق (ع) هفتاد و پنج دعا به من املا فرمود.یازده باب آن از دستم رفت و شصت و چند باب آن را حفظ کردم...»
سید محسن امین (ره) مى‏گوید: صحیفه کامله 61 دعا دارد که درباره انواع خیر و عبادت و طلب سعادت است و کیفیت توجه به‏پروردگار و طلب حوائج از او و چگونگى عمل کردن به قول خداوند«ادعونى استجب لکم‏» را مى‏آموزد.
سند صحیفه سجادیه
صحیفه‏اى که اکنون در دست ما است‏سندش به «بهاء الشرف‏» مى‏رسد.وى در سال 516 در ماه ربیع الاول این دعاها را به سندى که دراول صحیفه نقل شده، دریافت کرده است; البته صحیفه سالها قبل‏از «بهاء الشرف‏» معروف بود. چنانکه نجاشى در ذیل ترجمه‏«متوکل بن عمیر بن المتوکل‏» نوشته است: «روى عن یحیى بن زید دعاء الصحیفه اخبرنا الحسین بن عبید الله‏عن ابن اخى طاهر عن محمد بن مطهر عن ابیه عن عمیر بن المتوکل‏عن ابیه متوکل عن یحیى بن زید بالدعاء.» بى‏تردید نجاشى قبل‏از «بهاء الشرف‏» مى‏زیست و در سال 450 ه . وفات یافت.
همچنین علامه مجلسى (ره) از نسخه‏اى از صحیفه یاد مى‏کند که به‏سال 333 ق. مربوط است: «قد وجدت فى نسخة قدیمة من الصحیفة الکاملة... و کان تاریخ‏کتابتها سنه ثلاث و ثلاثین و ثلاثماه...» شایان ذکر است که‏صحیفه سجادیه به بررسى سندى نیاز ندارد، چون بسیارى از علماادعاى تواتر آن را کرده‏اند. از مطالعه اجازاتى که براى نقل‏صحیفه سجادیه به ثبت رسیده است، چنان بر مى‏آید که این کتاب به‏بررسى سندى نیاز ندارد و متواتر است.
علامه مجلسى مى‏نویسد: «... و یرتقى الاسانید المذکوره هنا الى سته و خمسین الف‏اسنادا و مائه اسناد. » یکى از شارحان صحیفه نیز چنین نوشته‏است: «و لما کانت نسبه الصحیفه الشریفه الى صاحبها (ع) ثابته‏بالاستفاضه التى کادت تبلغ حدالتواتر ...»
ناگفته نماند که اگر به سندى که در مقدمه صحیفه ذکر شده اکتفا کنیم، ازشرایط حجیت و اتقان برخوردار نیست; زیرا: اولا: از سیدنجم الدین بهاء الشرف، که در اول سند آمده است، درکتابهاى رجالى ذکرى به میان نیامده است. همچنین از «عکبرى‏»و «عبدالله بن عمربن الخطاب‏» نیز در کتابهاى رجالى یاد نشده‏است.
ثانیا: اگرچه در کتب رجالى از ابوالمفضل یاد شده است; امابیشتر او را تضعیف کرده‏اند. نجاشى درمورد وى مى‏گوید: «کان‏سافر فى‏طلب الحدیث عمره و کان فى‏اول امره ثبتا ثم خلط و رایت‏جل اصحابنا یغمزونه و یضعفونه.» ثالثا: در رجال نجاشى آمده‏است که «متوکل بن عمیر بن متوکل‏» صحیفه را از «یحیى بن‏زید» نقل کرده، در حالى که در مقدمه صحیفه مى‏خوانیم: عمیر ازپدرش «متوکل‏» نقل کرده است. و این متوکل توثیق نشده است.
رابعا: اخبار شیخ سعید ابو عبدالله... درسال پانصد و شانزده‏بوده است و عبدالله بن عمر، که در سند آمده، صحیفه را در سال‏دویست و شصت و پنج (265) نقل کرده است. تنها سه راوى(ابومنصور عکبرى و ابوالمفضل و شریف ابو عبدالله) واسطه این دونفر شمرده مى‏شوند. بعید به نظر مى‏رسد که در فاصله زمانى بین‏شیخ سعید و عبدالله بن عمر (دویست و پنجاه و یک سال) فقط سه‏راوى واسطه قرارگیرند مگر اینکه گفته شود این سه راوى یکدیگررا ملاقات کرده باشند و... .
گوینده «حدثنا» در اول سند صحیفه چه کسى است؟
چنانکه مرحوم الهى قمشه‏اى در مقدمه ترجمه خود بر صحیفه آورده‏و همچنین در ریاض السالکین دیده مى‏شود، در این مورد دو قول‏وجود دارد: 1- گوینده «حدثنا» شیخ جلیل القدر «على بن السکون‏» است.
وى از بزرگان علماى امامیه و مورد وثوق است. این قول منسوب به‏شیخ بهایى (ره) است. (الذریعه الى تصانیف الشیعه، ج 15، ص 18)
2- گوینده «حدثنا» عمید الروساء هبة الله بن حامد است که‏متوفاى سال 609 ق. است. (سیدابوالفضل حسینى، تلخیص الریاض، ص‏9، پاورقى) صاحب ریاض السالکین این قول را پذیرفته ونوشته‏است: «... دل علیه ماوجد بخط المحقق الشهید (ره) على نسخته‏المعارضه بنسخه ابن السکون المرقوم علیها بخط عمیدالروساءماصورته: قراها على السیدالاجل النقیب الاوحد العالم جلال‏الدین‏عماد الاسلام ابوجعفر القاسم بن الحسن بن محمد بن الحسن بن معیه‏ادام‏الله تعالى علوه قرائه صحیحه مهذبه. و رویتها له عن‏السید بهاءالشرف ابى‏الحسن محمد بن....» با همه اینها صحیفه‏سجادیه به بررسى سندى نیاز ندارد; زیرا: 1- علماى امامیه بر استفاضه و بلکه تواتر آن اتفاق نظردارند. چنانکه عالم بزرگوار الهى قمشه‏اى مى‏گوید: «... علماى‏بزرگ امامیه گویند: صدور صحیفه سجادیه از امام سجاد (ع) به‏روایات مستفیضه بلکه قریب به تواتر است، هیچ شک و تردیدى دراین که کلام امام است نتوان کرد.» آیت الله العظمى مرعشى‏نجفى (ره) نزد زیدیه و اسماعیلیه نیز ادعاى تواتر کرده است. درهمین مورد، کلام علامه مجلسى و صاحب ریاض السالکین قبلا نقل‏گردید.
2- فصاحت و بلاغت صحیفه حاکى از آن است که نمى‏تواند کلام غیرمعصوم (ع) باشد. چنانکه «طنطاوى‏»، مفسر قرآن، وقتى آیت الله‏العظمى مرعشى نجفى (ره) صحیفه سجادیه را به عنوان هدیه برایش‏ارسال مى‏کند، مى‏گوید: این کتاب را فوق کلام مخلوق و دون کلام‏خالق دیدم.
«قال سیدنا الاستاذ العلامه الکبرى و الایه العظمى النجفى‏المرعشى: کتب الى العلامه الجوهرى الطنطاوى صاحب التفسیر المعروف وصول‏الصحیفه و شکرلى على هذه الهدیه السنیه و اطرى فى مدحها والثناء علیها الى ان قال: و من الشقاء انا الى الان لم نقف على هذا الاثر القیم الخالد من‏مواریث النبوه و اهل البیت و انى کلما تاملتها رایتها فوق‏کلام المخلوق و دون کلام الخالق... » شایان یادآورى است که پس‏از آن، طنطاوى از آیت الله العظمى مرعشى نجفى مى‏پرسد: آیاتاکنون کسى از علماى اسلام شرحى برآن (صحیفه سجادیه) نوشته‏است؟ آیت الله مرعشى مى‏نویسد: «شارحینى که مى‏دانستم نام بردم‏و کتاب ریاض السالکین تالیف سیدعلیخان را به ایشان تقدیم‏کردم. معظم‏له در جواب نوشت که من مصمم و آماده‏ام که بر این‏صحیفه گرامى شرحى بنویسم.» همچنین سیدمحسن امین (ره) فصاحت وبلاغت و اسلوب این صحیفه را دلیلى بر صدور آن از امام معصوم (ع)دانسته و مى‏نویسد: «و بلاغه الفاظها و فصاحتها التى لاتبارى وعلو مضامینها و مافیها من انواع التذلل لله تعالى و الثناءعلیه والاسالیب العجیبه فى طلب عفوه و کرمه و التوسل الیه اقوى‏شاهد على صحه نسبتها و ان هذا الدر من ذلک البحر و هذا الجوهرمن ذلک المعدن و هذاالثمر من ذلک الشجر. » پس باید گفت صحیفه‏سجادیه هرگز به جرح و تعدیل روات نیازمند نیست، بلکه باتوجه‏به انشاى کلام و فصاحت و اعجاز بیان، مى‏توان گفت که کلام حضرت‏امام سجاد علیه صلوات الله است.
3- نکته دیگرى که بر صدور صحیفه دلالت مى‏کند، سندهاى متعدد واجازه‏هاى گوناگون است. علامه مجلسى (ره) در باره طرق روایى‏صحیفه، مى‏گوید: «واعلم انها کثیره جدا بحیث‏یعسر الضبط و الاحاطه والاحصاء...» در صورت اجازه‏اى که «امیرماجد بن امیر جمال‏الدین محمد الحسینى‏الدشتکى‏» به «مولى محمد شفیع‏» داده است،سند متصل دیگرى وجود دارد که قابل توجه مى‏نماید: «انى ارویها عن والدى السید السند العلامه الثقه... جمال‏الدین محمدبن عبدالحسین الحسینى الدشتکى عن عمه السیدمعزالدین محمد ابن السید الفاضل... نظام الدین احمد... عن‏ابیه السید نظام الدین احمد المذکور عن ابیه معزالدین‏ابراهیم، عن ابیه سلام الله عن ابیه عماد الدین مسعود، عن‏ابیه صدرالدین محمد، عن ابیه غیاث الدین منصور عن ابیه‏صدرالدین محمد عن ابیه ابراهیم عن ابیه محمد عن ابیه اسحاق عن‏ابیه على عن ابیه عربشاه عن ابیه امیرانبه، عن ابیه امیرى،عن ابیه الحسن، عن ابیه الحسین، عن ابیه على، عن ابیه زید،عن ابیه على، عن ابیه محمد، عن ابیه على، عن ابیه جعفر، عن‏ابیه احمد، عن ابیه جعفر، عن ابیه محمد، عن ابیه زید، عن‏ابیه الامام على بن الحسین زین العابدین علیه و على آبائه‏التحیه والسلام...».
ظاهرا «امیر ماجد» با بیست و نه واسطه سند خود را به امام‏زین العابدین (ع) رسانده است.
همچنین علامه مجلسى اجازه‏هاى متعددى در مورد صحیفه در جلد 107بحار (ص 43 به بعد) نقل کرده است. یک مورد از این اجازه‏ها که‏قابل توجه است، اجازه روایتى است که پدر علامه مجلسى در رویااز امام زمان (عج) دریافت کرده است: «... و بعد فیقول افقر عبادالله الغنى، محمد تقى بن مجلسى‏الاصفهانى عفى عنهما بالنبى و آله: انى اروى الصحیفه الکامله‏عن مولانا و مولى الانام سیدالساجدین على بن الحسین زین‏العابدین مناوله عن صاحب الزمان و خلیفه الرحمان الحجه‏بن‏الحسن (ع) بین النوم و الیقظه و رایت کانى فى الجامع العتیق‏باصبهان و المهدى صلوات الله علیه قائم و سالت عنه مسائل‏اشکلت على فاجاب عنها، ثم سالت عنه (ع) کتابا اعمل علیه،فاحالنى بذلک الکتاب الى رجل صالح، فلما اخذت منه کان‏الصیحفه و ببرکه هذه الرویا انتشرت الصحیفه فى الافاق بعدماکان مطموس الاثر فى‏هذه البلاد.» با توجه به مجموع مطالبى که‏گذشت، مى‏توان اطمینان پیدا کرد که صحیفه از ناحیه امام‏سجاد (ع) صادر گردیده و تاکنون هیچ کس در این امر تشکیک نکرده‏است.
چرا صحیفه کامله گفته‏اند؟
دراین مورد، دو نظر ابراز شده است; آیت الله مرعشى نجفى (ره)،در مقدمه‏اش بر صحیفه سجادیه ترجمه بلاغى، چنین نگاشته است:«فلسفه آنکه صحیفه را «کامله‏» نامیده‏اند، بنابر آنچه من ازسید جمال الدین کوکبانى یمنى شنیدم، آن است که نزد «زیدیه‏»از صحیفه، نسخه‏اى هست ولى کامل نیست و در حدود نصف این صحیفه‏است و از این جهت این صحیفه را کامله نامیده‏اند.» یکى ازمحققان معاصر این نظر را نپذیرفته، چنین مورد نقد قرار داده‏است: «این تحلیل نه تنها کافى نیست، بلکه آن را درست نمى‏توان‏شمرد; چه لفظ کامله در سند صحیفه از گفته متوکل بن هارون که‏خود یحیى بن زید را دیده است، مشاهده مى‏شود و مى‏گوید: اخبره‏انه من دعاء ابیه على بن الحسین من دعاء الصحیفه الکامله.» ونیز متوکل مى‏گوید: یحیى بن زید گفت: مى‏خواهى تو را صحیفه‏اى ازدعاى کامل بدهم؟ و مسلم است که در آن وقت صحیفه‏اى که امروز به نام صحیفه زیدیه‏مشهور است (طبق گفته کوکبانى)، وجود نداشته و بر فرض وجود،شکى نیست که متوکل از آن بى‏خبر بوده است تا چه رسد که از نقص‏آن مطلع باشد...». سپس این محقق چنین ابراز نظر مى‏کند: «... این مجموعه را از آن جهت کامله گفته‏اند که دستورى کامل‏براى درخواست‏حاجات بنده از خداى تعالى است. در بیشتر موارد ودر باره اغلب نیازمندیها; و چون چنین دعاها از ائمه‏معصومین (علیهم السلام) با این ترتیب صدور نیافته، این ادعیه درمقابل دعاهاى ائمه دیگر به کامله ملقب شده است. والله‏العالم.»
این نظریه نیز قابل قبول نمى‏نماید; زیرا دعاهایى که‏از سایر ائمه علیهم السلام رسیده است نیز از چنین جامعیتى‏برخوردار است. مثلا دعاى کمیل، دعاى سمات و سایر ادعیه که درکتابهاى ادعیه مثل مصباح کفعمى، مهج الدعوات ابن طاوس،عدة الداعى ابن فهدحلى و غیره آمده است. به نظر مى‏رسد قبل ازتدوین جوامع روایى اولیه شیعه، همزمان با اصول «اربعماه‏» وحتى قبل از آنها، در بین شیعه صحایفى از معروفیت‏برخورداربوده است; مانند صحیفه فاطمه زهرا (س)، صحیفه على (ع) که به یک‏عدد هم منحصر نبوده است. این صحایف در دسترس عموم نبوده، گاه‏برخى از روایات و مطالب آنها توسط برخى از ائمه (علیهم السلام)براى خواصى از اصحاب نقل مى‏شده است. اکنون نیز جز اینکه برخى‏از مطالب آنها در جوامع روایى آمده، اطلاعى از آنها در دست‏نیست. اما دعاهاى صحیفه سجادیه به صورت کامل به دست افرادى ازغیر امامان معصوم (علیهم السلام) رسیده است. احتمالا به این سبب‏این صحیفه را کامله خوانده‏اند.
مستدرکات صحیفه:
دعاهاى امام سجاد (ع) به نیایشهاى موجود در صحیفه کامله سجادیه‏منحصر نیست، بلکه به چندین برابر این دعاها مى‏رسد. تاکنون‏مستدرکات زیادى براى صحیفه کامله نوشته شده است که از این‏قرار است: 1- صحیفه سجادیه که توسط شیخ محمدبن على الحرفوشى، که چهل‏سال قبل از شیخ حرعاملى وفات یافته، گردآورى شده است.
2- الصحیفه الثانیه‏السجادیه، گردآورى شیخ محمدبن الحسن بن‏الحرالعاملى. محدث جزائرى در اول شرح ملحقات صحیفه چنین نوشته‏است: «ان الشیخ الحر لما جمع من ادعیه السجاد (ع) ما یقرب من‏الصحیفه سماه اخت القرآن.»
3- الصحیفه السجادیه الثالثه، گردآورى میرزا عبدالله افندى‏صاحب کتاب ریاض العلماء.
4- الصحیفه‏السجادیه الرابعه، جمع‏آورى میرزاحسین نورى. در این مجموعه، غیر از دعاهاى موجود در صحیفه‏هاى قبلى، هفتادو هفت دعاى دیگر گردآورى شده است.
5- الصحیفه السجادیه الخامسه. این مجموعه گردآورى سیدمحسن امین است و بیش از یکصد و هشتاد ودو دعا دارد. مولف در باره این اثر چنین توضیح داده است: «و استدرک فیها ما خلت عنه الصحیفه الکامله و مافات الثانیه‏و الثالثه و الرابعه.»
6- الصحیفه السجادیه السادسه، گردآورى شیخ محمد صالح‏مازندرانى.
آیت الله مرعشى نجفى (ره) در مقدمه خود بر صحیفه سجادیه ترجمه‏بلاغى، مستدرکات دیگرى نیز ذکر کرده است که جهت رعایت اختصاراز نام بردن آنها خود دارى مى‏شود.