چکیده

یکی از مهم ترین مسائل بخش ارجاع در فلسفه زبان، معنای نام های خاص است. دو شخصیت اصلی این مبحث فرگه و میل هستند. فرگه علیه دیدگاه میل، چند معما را مطرح کرده است. یکی از این معماها، معمای بافتار باور است. معمای بافتار باور بیانگر آن است که دیدگاه میل نادرست است؛ زیرا مستلزم تقریری از اصل جانشینی (S) است که آن تقریر در بافتار باور منشأ تناقض است. اصل S را به دو تقریر می توان بیان کرد. فرگه در معمای خود نشان می دهد که S۱ در بافتار باور منشأ تناقض می گردد و از آنجایی که دیدگاه میلی مستلزم S۱ است، با نقض S۱ نقض می شود. در حالی که، اگر دیدگاه فرگه درباره نام های خاص پذیرفته شود، از آنجا که مرجع نام های خاص در بافتار باور همان معنای آنها در بافتار معمولی است و معنای آنها در بافتار معمولی متفاوت است، S۲ که شهودی تر از S۱ است، در هیچ بافتاری نقض نمی شود. کریپکی که یکی از مدافعین برجسته دیدگاه میلی است، نشان می دهد که معمای بافتار باور، در صورت پذیرفتن دیدگاه فرگه در باب معنای نام های خاص نیز قابل بازتولید است. وی با استفاده از دو اصل شهوداً صادقِ رفع نقل قول و ترجمه، معمای اول خود و با کمک گرفتن از فقط اصل رفع نقل قول، معمای دوم خود را طراحی می کند. دیوید سوسا که از مدافعین دیدگاه فرگه ای است، مدعی است که معمای فرگه علیه میل را که کریپکی معتقد است، توانسته با دو معمای مشابه، خنثی کند، مجدداً احیاء کرده است. از نظر وی تقریری از اصل هرمنوتیککه دیدگاه میلی مستلزم آن است، در بافتار باور نقض می شود. در این مقاله پس از تبیین پیشنهاد سوسا، نگرانی ای درباره آن مطرح می شود؛ نگرانی ناظر به تحلیلی بودن سطر ۷ معمای فرگه، سطر ۸ معمای اول کریپکی و سطر ۷ معمای دوم کریپکی است. سوسا معتقد است که این سطور بدیه-تحلیلی هستند. در حالی که با توجه به سناریو ی معماها، تحلیلی بودن این سطور واضح نیست. به سبب همین عدم وضوح است که برخی مانند استینبرگ منشأ تناقض را در معماهای سه گانه سطور مذکور می داند.

تبلیغات