چکیده

آثاری که ذیل مکتب رئالیسم سوسیالیتی در روسیه و ایران نوشته شده اند، هم به سبب تفاوت زبان و هم از نظر برخورد تاریخی در ادبیات دو کشور، قابلیت بررسی و تطبیقی را دارند. در این مقاله می کوشیم تا با روش تطبیقی، با محوریت شاخه فرانسوی آن و با بهره گیری از ابزار کتابخانه ای، به بحث تأثیر رئالیسم سوسیالیستی روسیه بر ادبیات ایران با تأمّل بر چهار رمان معروف ادبیات روسی و فارسی؛ یعنی رمان های مادر از ماکسیم گورکی، چگونه فولاد آبدیده شد؟ از استراوسکی، همسایه ها از احمد محمود و چشم هایش از بزرگ علوی بپردازیم. بر اساس نتایج این پژوهش، مهم ترین مؤلفه های مکتب رئالیسم سوسیالیستی در دو رمان ایرانی عبارت اند از: توجّه به توده و خیزش طبقه فرودست، حزبی نویسی، تیپ آفرینی و دگردیسی شخصیت های رمان و دین گریزی؛ مؤلفه هایی که تا پیش از ظهور حزب توده و آشنایی نویسندگان ایرانی با افکار چپ، در رمان های فارسی وجود و نمود ندارد.