چکیده

نظم بین المللی و رهبری آن همواره یکی از موضوعات کلیدی برای جامعه ی بشری بوده است. امروزه در سده ی بیست و یکم، دوره ی انقلابی گری کلاسیک به پایان رسیده است؛ منافع اساسی بازیگران عمده مشخص شده و ساختار جهانی قدرت نیز شکل گرفته است به گونه ای که رویکرد بازیگران عمومی به صلح و نظم نیز در چارچوب نظام مطلوب آن ها قرار گرفته است. در این راستا، نظم بین المللی در دهکده ی جهانی به رهبری کارآمد جهانی، بستگی دارد. رهبری جهانی به این دلیل ضروری به نظر می رسد که احتمال تهدیدات گسترده برای حیات نظام مند دهکده ی جهانی یا حتی احتمال جنگ بین قدرت های بزرگ هنوز وجود دارد. این مقاله ضمن بررسی دیدگاه های نظری در مورد رهبری جهانی نظم بین الملل، درصدد است تا به این سئوال پاسخ دهد که کدام نوع رهبری می تواند نظم بین المللی مطلوب را در نظام و ستفالیایی دولت – ملت ایجاد کند. در این راستا، با بازنگری انتقادی دیدگاه های فردگرایانه، نهادگرایی و سیستماتیک در مورد رهبری جهانی، دیدگاه ارتباط گرایی، رویکردی فراتر از واقع گرایی و ایده آلیسم معرفی می شود.

تبلیغات