آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۰

چکیده

پیوستار مکان و زمان از مؤلفه های مهم در ارزیابی عینیت روایت های داستانی است. باتوجه به اهمیت پیوستار مکانی- زمانی، این مقاله بر آن است تا ویژگی های روایی زمان- مکان و سهم آن در واقعی نمایی نخستین رمان های فارسی را بررسی کند. به این منظور، در گام نخست، شیوه های مواجهه با زمان- مکان داستانی از رمان های نگاشته شده در دهة اول 1300 شمسی استخراج و دسته بندی شده است. زمان به کار گرفته شده در این رمان ها، به لحاظ میزان ابهام و وضوح، در سه دستة کلی زمان مبهم، زمان صوری و زمان مشخص واقعگرا صورت بندی شده و نسبت هرکدام با عینیت روایی سنجیده شده است. در این پژوهش، افزون بر بررسی نشانه های زمانی صریح و نشان دار، تلاش شده است تا زمانمندی متن با در نظر گرفتن زمان های شاخص، وقایع تاریخی و متغیرهای اجتماعی ارزیابی شود. علی رغم این که نشانه هایی از پیوستار مکانی- زمانی واقعگرایانه را می توان در نخستین رمان فارسی پی گرفت، نتایج پژوهش نشان می دهد که زمانمندی نخستین رمان های فارسی، فاقد سیر تاریخی منطقی است. اغراض آموزشی نگارش رمان و تمرکز بر مسائل انتقادی و اجتماعی، تمهیدات روایی و پیوستار مکانی- زمانی را در رمان این دوره کم فروغ ساخته است.