نویسندگان:
حوزه های تخصصی:
دریافت مقاله

چکیده

چندی است که موضوع «سازمان‏های غیر دولتی» به یکی از موضوعات مهم، بحث برانگیز و یا نگران کننده محافل مختلف دولتی و غیر دولتی تبدیل شده است. از سازمان ملل و بنیادهای بین‏المللی گرفته تا نهادهای دولتی و غیر دولتی و نخبگان، بر اهمیت توجه به این موضوع ـ یا به دلیل ظرفیت‏ها و آثار منحصر به فرد آن‏ها و یا به دلیل مخاطراتی که برای امنیت ملی کشورها و موقعیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آنان ایجاد می‏کنند ـ پای می‏فشارند. در کشور ما در برنامه سوم و چهارم توسعه، به حمایت از این سازمان‏ها توجه شده است و سالیانه میلیاردها تومان بطور مستقیم صرف تشکیل و تقویت این سازمان‏ها می‏شود.اما همچنان مسائل و مشکلاتی در این زمینه وجود دارد که در این مقاله به بررسی راهکارهای مواجهه با این مسائل می پردازیم.

متن

در شماره گذشته نشریه یک مقاله و دو مصاحبه به موضوع سازمانهای غیر دولتی اختصاص یافت، توسعه و رواج مطالب منتشره درباره این موضوع، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان را بر آن داشت که دیدگاه رسمی خود درباره سازمانهای غیر دولتی را در صفحه نگاه ویژه منعکس کند. اگر چه معتقدیم باب بحث و گفت و گو همچنان باز است و نقد دیدگاه‏های خود را به دیده منت پذیرا هستیم. مقدمه: چندی است که موضوع «سازمان‏های غیر دولتی» به یکی از موضوعات مهم، بحث برانگیز و یا نگران کننده محافل مختلف دولتی و غیر دولتی تبدیل شده است. از سازمان ملل و بنیادهای بین‏المللی گرفته تا نهادهای دولتی و غیر دولتی و نخبگان، بر اهمیت توجه به این موضوع ـ یا به دلیل ظرفیت‏ها و آثار منحصر به فرد آن‏ها و یا به دلیل مخاطراتی که برای امنیت ملی کشورها و موقعیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آنان ایجاد می‏کنند ـ پای می‏فشارند. در کشور ما در برنامه سوم و چهارم توسعه، به حمایت از این سازمان‏ها توجه شده است و سالیانه میلیاردها تومان بطور مستقیم صرف تشکیل و تقویت این سازمان‏ها می‏شود. افزون بر آن، بخشی از حمایت‏ها نیز از ردیف‏هایی دیگر، چون حمایت از IT و حمایت از طرح‏های پژوهشی نصیب سازمان‏های غیر دولتی می‏شود. در عین حال، بحث درباره سازمان‏های غیر دولتی، در چند ماه گذشته، به یکی از مباحث مهم در بعد امنیت ملی نیز تبدیل شده و نگرانی مسؤولان سیاسی، امنیتی و حتی فرهنگی کشور را به همراه داشته است. قرائن از این واقعیت حکایت دارد که لازم است به برخی از این سازمان‏ها به چشم گروه‏هایی ارزشمند، پرتوان و در خدمت اهداف نظام اسلامی و مصلحت عمومی جامعه نگریست و آن‏ها را مستحق حمایت دانست، برخی دیگر را با سیاست‏هایی، به مسیر سازندگی هدایت کرد و تعدادی را نیز در زمره پیام‏آوران فرهنگ الحاوی و ادبیات لیبرالیستی غرب و یا حتی عوامل سیاسی نظام سرمایه داری دانست. نبود سیاست‏های مشخص در جمهوری اسلامی، در برابر سازمان‏های غیر دولتی، هم به از دست دادن فرصت‏های استفاده بهینه از نیروهای مردمی در قالب این تشکل‏ها می‏انجامد و هم به حمایت‏های بی‏جا و توجیه‏ناپذیر از عوامل تحقیر فرهنگ دینی و ملی. مقاله پیش رو، در صدد است که با توجه به ظرفیت‏های این نهادها، نگاه نظام سرمایه‏داری به این موضوع، در دهه‏های اخیر و ارائه گزارشی اجمالی از موقعیت سازمان‏های غیر دولتی فمینیستی، مسؤولان نظام اسلامی و نخبگان حوزه و دانشگاه را به تأملی دوباره در این باره فراخواند. تعریف‏ «سازمان‏های غیردولتی» NGO(ها noitazinagrO latnemrevoG enoN ) به گروه‏هایی که با اهداف مشخص و آشکار در زمینه‏های فرهنگی، علمی، اجتماعی، خیریه و...، به طور غیرانتفاعی و بدون وابستگی تشکیلاتی به دولت‏ها فعالیت می‏کنند، اطلاق می‏شود. غیر سیاسی بودن نیز از شاخصه‏های مهم این سازمان‏ها است. بنابراین، احزاب سیاسی در زمره چنین سازمان‏هایی قرار نمی‏گیرند. ظرفیت‏های ویژه در سازمان‏های غیردولتی‏ سازمان‏های غیردولتی، ویژگی‏هایی دارند که آن‏ها را برای انجام دادن فعالیت‏های مورد نظر ممتاز می‏سازد؛ از جمله: 1. به علت آن که به فعالیت‏های سیاسی مستقیم نمی‏پردازند و در معادله قدرت وارد نمی‏شوند، حکومت‏ها به آن‏ها حساسیت چندانی ندارند و می‏توانند آزادانه‏تر به فعالیت خود ادامه دهند. 2. به علت عدم وابستگی به دولت، جزر و مدهای ناشی از تغییرات دولت‏ها و مسؤولیت‏ها، برنامه‏های آن‏ها را تحت‏الشعاع قرار نمی‏دهد و می‏توانند برای خود، سیاست‏ها و برنامه‏های درازمدت تدوین کنند. 3. به علت محدودیت بودجه و امکانات، تورم تشکیلاتی پیدا نمی‏کنند و می‏توانند افراد کم‏تر و کارآمدتر را جذب کنند. 4. تشکیلات دولتی معمولاً ملاحظاتی در عملکرد داخلی (مثلاً در برابر قوه قضائیه، رهبران نظام، مراجع مذهبی و نخبگان) و در عملکرد بین‏المللی (مثلاً در برابر اتحادیه اروپایی و سازمان ملل) دارند؛ اما این‏گونه ملاحظه‏کاری‏ها را در تشکل‏های غیردولتی کم‏تر می‏توان دید و می‏توانند آزادانه‏تر برنامه‏های خود را اجرا کنند. 5. به علت کوچک بودن، امکان تکثیرپذیری بیش‏تری دارند؛ مثلاً با پنج نفر می‏توان NGOتأسیس کرد و پس از جذب تعداد بیش‏تری از افراد، از دل این تشکیلات؛ چند NGO هماهنگ دیگر تأسیس کرد. 6. این سازمان‏ها به علت خود جوش بودن، می‏توانند افراد هم‏سلیقه را گرد هم جمع کنند. بنابراین، انسجام تشکیلاتی در این مجموعه‏ها بیش‏تر و توان عملکرد آن‏ها بالاتر از مجموعه‏های دولتی است. 7. در صورتی که شبکه ارتباطی میان این سازمان‏ها تشکیل شود به مثابه یک گروه عظیم و گاه قدرتمندتر از احزاب سیاسی درمعادلات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی وارد می‏شوند؛ با این تفاوت که آسیب‏پذیری آنان در قبال عکس‏العمل مخالفان، به دلیل تعدد آن‏ها، کم‏تر است. اگر سازمان‏های غیردولتی با اهداف درست تأسیس شوند، کارآیی‏های بسیاری، به‏ویژه در ایجاد رابطه با حکومت اسلامی خواهند داشت؛ از جمله: الف) می‏توانند در تبیین و تبلیغ مفاهیم دینی و ایجاد جریان‏های علمی و فرهنگی فعال باشند. گروه‏های نخبه و نظریه‏پرداز، در جریان تولید دانش، فعال می‏شوند و گروه‏های دیگر، در جریان تبدیل مفاهیم به زبان مفاهمه با مخاطبان مختلف، جریان‏سازی علمی و توسعه اطلاعات عمومی فعالیت خواهند کرد. ب) گروه‏های غیردولتی با انتخاب موضوعات جزئی و با محدود کردن موضوع فعالیت خود، می‏توانند سطح کارشناسی خود را در همان موضوع، به سرعت بالا ببرند و به نهادهای حکومتی (سیاست‏گذاران، طراحان و مجریان) در سطوح مختلف، مشاوره کارشناسی دهند. ج) با تکثیر بلندگو و ایجاد جریان‏های فرهنگی و اجتماعی، می‏توانند زمینه‏های لازم را برای تحقق اهداف و برنامه‏های نظام اسلامی فراهم و مطالبات عمومی را هدایت کنند و آن‏گاه که نهادهای دولتی در اجرای وظیفه خود، سهل‏انگاری می‏کنند و یا برخلاف اهداف نظام اسلامی رفتار می‏کنند، با آگاه‏سازی مخاطبان و ارائه تحلیل روزآمد، فشار مطالبات اقشار گوناگون را متوجه نهادهای دولتی سازند. د) این سازمان‏ها می‏توانند بازوی نظارتی نظام اسلامی باشند و به‏ویژه بر عملکرد نهادهای دولتی نظارت کنند. ه) این نهادها از بهترین حلقه‏های اتصال میان مردم و مسؤولان هستند و به نظر می‏رسد که تکیه بر گروه‏هایی که بدون انگیزه‏های قدرت‏طلبانه، نقش حلقه اتصال را ایفا کنند، از اتکا بر احزاب سیاسی، که در کنار نظام اسلامی، کانون‏های قدرت سیاسی تأسیس می‏کنند، کارآمدتر باشد. و) در شرایطی که کشورهای جهان، به سوی جهانی سازی می‏روند، NGOها می‏توانند در حفظ هویت بومی و ملی و ایجاد جریان‏های منطقه‏ای و بین المللی با محوریت دین فعالیت کنند. هرچند تشکل‏های غیردولتی، در شکل سنتی آن، در قالب گروه‏های خیریه و هیئت‏های مذهبی، سابقه‏ای چند صد ساله دارند، اما شرایط جدید جهانی، منطقه‏ای و داخلی، ضرورت نگاهی نو، کارآمد و پویا را به این تشکل‏ها اقتضا می‏کند؛ به‏ویژه پس از آن که با رویکرد جدید نظام سرمایه‏داری، به سازمان‏های غیردولتی و برنامه‏های در دست اقدام آن‏ها بیش‏تر آشنا شویم. نظام سرمایه‏داری و سازمان‏های غیردولتی‏ در دهه 1980 میلادی نظام سرمایه‏داری، با ترمیم نقاط آسیب‏پذیر خود، به طرحی نو در جهان‏گردانی سرمایه دست یافت. در اندیشه نولیبرالیسم، بر افزایش حمایت از سازمان‏های غیردولتی تأکید خاصی شد و سازمان ملل نیز تحت نفوذ قدرت‏های برتر، همین اندیشه را در پیش گرفت ر.ک: عباس منصوران، «سازمان‏های غیر دولتی»، جنس دوم، ش 9، ص 111 . دفتر عمران سازمان ملل، در سال 1993 ابزار پنج‏گانه برای رسیدن به توسعه انسانی را دموکراسی، اقتصاد بازار آزاد، خصوصی‏سازی، اطلاع‏رسانی و سازمان‏های غیردولتی اعلام کرد.**ر.ک: «عملکرد سازمان‏های غیردولتی زنان در ایران»، روزنامه مردم‏سالاری، 30/3/83 ، ص حمایت‏های معنوی و مادی بنیادهای بین‏المللی و سازمان ملل از سازمان‏های غیردولتی، به اندازه‏ای است که قرن بیست و یکم را قرن سازمان‏های غیردولتی خوانده‏اند. کارآمدی این سازمان‏ها سبب شده است که نظام سرمایه‏داری، اهداف زیر را در توسعه آن‏ها در نظر بگیرد: 1. تضعیف دولت‏ها با به عهده گرفتن وظایفی که به طور سنتی، از وظایف دولت‏ها هستند. پی‏گیری این هدف، راه جهانی‏سازی را به‏ویژه در خاورمیانه اسلامی، هموارتر می‏سازد. سخنان یکی از استادان دانشگاه، مؤید این ادعا است: «باید دیدگاه حاکم بر سیاست، اقتصاد و فرهنگ در کشور ما، به کلی عوض شود؛ یعنی یک جراحی عمیق باید انجام شود؛ چون دیگر، عباراتی مثل «وطن من»، «فرهنگ بومی»، «اقتصاد ملی» و «سیاست ایرانی» یا «سیاست اسلامی» در ایران عبور کرده از حاکمیت ملی کاربرد ندارد... دولت‏های سنتی، از یک طرف دیگر، نمی‏توانند به نیازهای جدید جوامع خود پاسخ‏گو باشند و از سوی دیگر، در تعامل با نظام بین‏الملل، ناکارآمدند. به همین خاطر، باید یک آلترناتیو (جانشین) معقول به جای نظام‏های سنتی برکشورها حکومت کند. الان دانشمندان علم جدید سیاست و حکومت، وقتی می‏خواهند تعریفی برای این آلترناتیو ارائه دهند، یک‏راست می‏روند سراغ‏NGO ها؛ یعنی بهترین مجموعه‏هایی که می‏توانند جانشین نظام‏های سنتی شوند، سازمان‏های غیردولتی هستند؛ چون این سازمان‏ها بدون جنگ و خونریزی، نظام‏های سیاسی سنتی را فرو می‏پاشند و به تدریج، هر یک از آن‏ها، بر حسب تخصص‏شان جای یکی از نهادهای مدیریتی را می‏گیرند.... اگر برویم به سراغ ترویج و حاکم کردن NGOها، بدون آن که به براندازی متهم شویم، کارمان را انجام داده‏ایم. رویکردنهایی ما در جایگزین کردن سازمان‏های غیردولتی، به جای حکومت سنتی و اصلاح‏ناپذیر کنونی، از بین بردن مفهوم و ساختار «حاکمیت ملی» است. این‏جا به عبارت شفاف‏تر، ما دنبال گرفتن نقش در نظام بین‏الملل هستیم. معنی‏اش این است که بایدها و نبایدها را از چیزی به نام فرهنگ و اعتقاد و مذهب نمی‏گیریم، بلکه نظام بین‏الملل، به رهبری هر قدرتی که می‏خواهد باشد، هرچه را که برای زندگی بهتر تعیین کرد و ما را به انجام آن موظف کرد، هر قدرتی که می‏خواهد باشد، باید انجام دهیم... اگر می‏خواهیم زمینه‏های سوء استفاده از ملی‏گرایی و دین و انقلاب را از بین ببریم، باید به نظم و نظام جهانی شدن تن بدهیم. البته این مسیر را باید اولاً، با تبلیغ و نهادینه کردن سازمان‏های غیردولتی و در ثانی، با ادبیاتی سلبی، در مواجهه با نظام سنتی و ملی‏مان طی کنیم؛ یعنی دائماً باید زیر سؤال ببریم. منظور زیر سؤال بردن هر چیزی است که لباس ملیت و مذهب و انقلاب به تن دارد.» در محفل سعادت‏آباد چه گذشت»، روزنامه کیهان، 27/9/81 ، ص 14. در طرح امریکایی خاورمیانه بزرگ، که با هدف کنترل اصول‏گرایی اسلامی تدوین شده است، کشورها به دو دسته تقسیم می‏شوند. در کشورهایی که حکومت و بیش‏تر نخبگان آن، هم‏سو با برنامه‏های جهانی‏اند، بر استفاده از امکانات دولتی برای اصلاحات تأکید می‏شود و در کشورهایی چون ایران، که نخبگان و حکومت، با اهداف و برنامه‏های جهانی هم‏سویی ندارند، شناسایی و تقویت افراد هم‏سو و ایجاد و تقویت سازمان‏های غیردولتی در دستور فعالیت قرار می‏گیرد. در این طرح، موضوع زنان، به‏ویژه محور برابری زن و مرد (تشابه نقش‏ها)، یکی از کلیدی‏ترین موضوعات اصلاحات شمرده و بر آن تأکید شده است. مایکل لدین، عضو شورای امنیت ملی آمریکا، که در مؤسسه «اقدام آمریکایی» به اجرای طرح‏های مطالعاتی مشغول است، طرح تغییر از درون را تنها راه‏کار کنونی برای مقابله با نظام اسلامی ایران می‏داند. وی در مصاحبه با شبکه CBN، در 28 آوریل 2004، در پاسخ به این پرسش که «برای ضربه زن به ملاها در ایران چه طرحی دارید؟» حمایت از سازمان‏های غیردولتی داخلی ایران و سازمان‏های صنفی را از جمله راه‏کارها برمی‏شمارد که به کمک آن‏ها می‏توان میلیون‏ها نفر را در برابر حاکمان ایران قرار داد. مؤسسه «گروه بحران‏های بین المللی» (international crisis group) که سازمانی چند ملیتی است، معتقد است تنها مبارزه داخلی طولانی و مداوم، به وسیله سازمان‏های غیر دولتی، با تأثیرگذاری جامعه بین المللی در حاشیه این مبارزات، می‏تواند به تغییر شکل نظام سیاسی ایران بیانجامد. 2. تعدیل دولت‏ها با استفاده از ابزارهای گوناگون، از جمله، اهرم فشار. دهه 1960 میلادی، دهه ظهور جنبش‏های تندرو چپ، با رویکرد مبارزه سیاسی قهرآمیز با دولت‏ها بود. این مسأله، عکس‏العمل شدید دولت‏ها و ناکامی بیش‏تر این جنبش‏ها را در پی داشت. پیچیدگی روابط حاکم بر جامعه و نظام جهانی، ثابت کرد که خلع ید یک‏باره، غالباً امکان‏ناپذیر است و باید برای ایجاد تغییرات و تحولات، اندیشه تغییر دولت در کشورهای جهان سوم را، به خواست تعدیل قدرت دولتی تبدیل کرد. بدین‏ترتیب، هم هزینه مقابله با دولت‏ها کاهش خواهد یافت و هم آینده تعدیل قدرت، قابل کنترل، عقب‏نشینی و کم کردن سرعت است. کاظم علمداری، «تغییر دولت یا تعدیل دولت» جنس دوم، ج 10، ص نظام سرمایه‏داری، با درک این واقعیت، کوشیده است تا از سازمان‏های غیردولتی، اهرم اصلاحات و اعمال فشار بر کشورها بسازد. یکی از اساتید دانشگاه در همین راستا گفته است: «اگر قدرت مانور اقتصادی را از دولت نگیریم و مردم را حقوق بگیر NGOها نکنیم، نمی‏توانیم دموکراسی دلخواه را به ساختار حکومت تحمیل کنیم.»**ر.ک: خبرنامه سیاسی فرهنگی اجتماعی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ش 854 ، ص سیاست گسترش و تقویت سازمان‏های غیردولتی، که در برنامه سازمان ملل نیز گنجانده شده و کشورهای جهان به آن فراخوانده شده‏اند، به تعدد این نهادها و تکثیر بلندگو می‏انجامد و دولت‏ها و نهادهای دولتی، که پیرامون خود، هزاران سازمان غیردولتی، در قالب گروه‏های منتقد، ناظر و مشاور می‏بینند، احساس می‏کنند که آن‏ها واقعاً نماینده افکار عمومی جامعه‏اند که نمی‏توان از کنار آن‏ها به سادگی گذشت. در سالیان گذشته، تعداد سازمان‏های غیردولتی، در کشورهای اسلامی، بسیار افزایش یافته است؛ چنان که در کشور مصر، 15000، در ترکیه 8000 و در اردن 4000 سازمان غیر دولتی فعالیت می‏کنند. همان، ص 134 (آمار مربوط به 2 سال قبل است). 3. فرهنگ‏سازی و زمینه‏سازی برای جنبش‏های اجتماعی. اگر فرض کنیم که در امروزه جریان تولید مفاهیم و اطلاعات، جریانی یک سویه (از جهان غرب به کشورهای جهان سوم) است، می‏توان سازمان‏های غیردولتی را از بهترین ابزارهای توزیع مفاهیم لیبرالیستی و ایجاد باورهای جدید و تغییر قدر متیقن‏ها دانست. امروزه بنیادهای بین‏المللی، سازمان ملل و اتحادیه اروپایی استانداردهای حقوق بشر و حقوق زنان را تدوین می‏کنند و سازمان‏های غیردولتی هم‏سو، اقدام به ترویج همین استانداردها و پی‏گیری شیوه‏های دست‏یابی به آن‏ها می‏کنند؛ مثلاً این سازمان‏ها از پرداختن به مشکلاتی، مانند چون بالا رفتن سن ازدواج، ازدیاد طلاق، شیوع روابط نامشروع خارج از چارچوب خانواده، به بهانه آن که از محورهای نگران‏کننده دوازده‏گانه سازمان ملل نیست، می‏پرهیزند. با توسعه فرهنگ و مفاهیم مورد نظر، از آن‏جا که میان باورهای نسل جوان، به‏ویژه زنان و واقعیت‏های موجود اجتماعی، شکافی معنادار ایجاد می‏شود، زمینه‏های نارضایتی و ایجاد جنبش‏های اجتماعی، که جهت‏گیری آن‏ها به سوی اهداف نظام سلطه است، فراهم می‏شود و این جنبش‏ها، گرچه به ظاهر، زمینه‏های سیاسی ندارند، به نارضایتی عمومی از دولت‏ها نیز منجر می‏شوند. امروزه ساماندهی قدرت مردم، در برابر قدرت حاکمیت و هماهنگ کردن قدرت سیاسی اجتماعی و فرهنگی شهروندان، یکی از ویژگی‏های اصلی سازمان‏های غیردولتی دانسته می‏شود. در این رابطه ایجاد شبکه ارتباطی میان این سازمان‏ها از مهم‏ترین اقداماتی است که می‏تواند گروه‏های کوچک را به قدرت‏های مؤثری تبدیل نماید که در تغییر بینش‏ها و رفتارها نقش تعیین کننده‏ای دارند. یکی از فعالان فمینیست دراین‏باره می‏گوید: «گروه‏های فمینیستی دانشجویی در سراسر کشور به شدت در حال گسترش است. سازمان‏های زنان در ایران با وجود همه اختلافات فکری خود گفت‏وگو برای تشکیل شبکه‏ای سراسری حول محور منافع مشترک را شروع کرده‏اند. رابطه میان زنان ایرانی مقیم ایران و زنان ایرانی مهاجر هر روز گسترده‏تر می‏شود و در جامعه، زنان با تلاش هر روزه خود برای به عقب بردن چارچوب‏های رسمی حجاب، داشتن یک زندگی مستقل و حضور در بالاترین سطوح اجتماعی، خود را و حضور خود را بر جامعه‏ای که بهترین جا برای زنان را قعر خانه می‏داند، تحمیل کرده‏اند. ممکن است کسی ما را نبیند اما ما وجود داریم و اثر خود را بر دنیای اطرافمان می‏گذاریم. شادی صدر. «رد پای ما»، نکته قابل توجه آنست که در شرایطی که زمینه برای تشکیل سازمانهای زنانه فمینیستی به راحتی فراهم نباشد تشکیل NGOهای زیست محیطی و مددکاری و... که حساسیت چندانی نسبت به فعالیت آن‏ها اعمال نمی‏شود، زمینه گردهم‏آیی افرادی را فراهم می‏آورد که در فضایی آسوده به مطالعات و مباحث تئوریک بپردازند و در اولین فرصت به عنوان نهادهای زنانه اعلام موجودیت کنند و یا آن که همان NGOها را در مسیر اهداف تعریف شده قرار دهند. پروین پایدار نمایند سازمان ملل در توسعه سازمان‏های غیردولتی زنان افغانستان توضیح میدهد که چگونه برای کم کردن حساسیت‏ها، زنان به نام شرکت در کلاس‏های خیاطی و کارهای هنری جذب می‏شوند و در ضمن آن مباحث جنسیتی به آن‏ها آموزش داده می‏شود. زنان و سازمان‏های غیردولتی، یاس نو، 12/11/82 ، ضمیمه. در کشور ما نیز برخی نهادهای فمینیستی در زمینه‏هایی از جمله محیط زیست فعالیت می‏کنند. افزون بر اهداف یاد شده، سازمان‏های غیردولتی می‏توانند کارآیی‏های دیگری نیز داشته باشند؛ از جمله: 1. ارایه دادن گزارش به نهادهای بین‏المللی. نهادهای وابسته به سازمان ملل، افزون بر آن که هرچند سال یک بار، گزارشی از آخرین اصلاحات در حوزه‏های مختلف، از جمله درباره زنان، از دولت‏ها دریافت می‏کنند، از سازمان‏های غیردولتی هم می‏خواهند که گزارشی مستقل از روند پیشرفت وضعیت زنان ارائه کنند. با مقایسه این گزارش‏ها با یکدیگر، صحت و سقم اظهارات دولت‏ها روشن می‏شود. هم‏چنین گزارش سازمان‏های غیر دولتی می‏تواند حاوی اطلاعاتی باشد که زمینه اقدام سازمان ملل، علیه آن دولت را فراهم آورد. اعمال فشار بازرسان سازمان ملل، درباره حقوق بشر، حقوق زنان و حقوق اقلیت‏ها، بیش‏تر مبتنی بر گزارش غیردولتی‏هاست. ر.ک: زهرا رضایی قلعه تکی، «بررسی عملکرد سازمانهای غیردولتی زنان در ایران»،ریحانه (فصلنامه فرهنگی و پژوهشی مرکز امور مشارکت زنان)، ش 5 ، ص 150. 2. اجرای پروژه‏های دولتی. در کشورهایی چون ایران، که نهادهای دولتی، در پی‏گیری منویات خود، ملاحظاتی مانند رهبران نظام، روحانیت و مرجعیت و شورای نگهبان دارند، می‏توانند برخی برنامه‏های مورد نظر را به کمک گروه‏های غیردولتی اجرا کنند؛ مثلاً نهادهای دولتی، که در پی‏گیری علنی موضوع الحاق ایران به «کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان»، باتوجه به مخالفت صریح مراجع تقلید، ملاحظاتی داشتند، از برخی سازمان‏های غیردولتی، به منظور فعالیت در این زمینه حمایت می‏کردند. ملاحظه دو نکته، حساسیت کار سازمان‏های غیردولتی را آشکارتر می‏سازد: اول آن‏که مقایسه میان سازمانهای غیردولتی، در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، نشان می‏دهد که در کشورهای پیشرفته، سازمان‏های غیردولتی خیریه و مددکار اجتماعی، رشد بیش‏تری دارند؛ اما در کشورهای در حال توسعه، برنامه‏ریزی‏ها بیشتر در مسیر توسعه سازمان‏های فرهنگی و اجتماعی است. در کشور ایران، گرچه تا ابتدای سال 76 13 بسیاری از سازمانهای غیردولتی را سازمان‏های خیریه‏ای تشکیل می‏دادند، اما در چند سال گذشته، رشد سازمان‏های غیر دولتی فرهنگی و اجتماعی، بسیار بیش‏تر شده است. این در حالیست که کم‏ترین زمینه فعالیت آن‏ها به موضوعات مذهبی اختصاص دارد. طبق آمار وزارت کشور، در سال 1379 دارای 250 سازمان غیردولتی زنانه بودیم که برخی ثبت شده و برخی بدون ثبت فعالیت می‏کردند و از این تعداد، 70% انجمن‏های خیریه بودند. در سال 1380 بیش از 590 سازمان وجود داشت که درصد انجمن‏های خیریه آن، و درصد سازمان‏هایی که درباره موضوعات فرهنگی و اجتماعی فعالیت می‏کردند، بیش‏تر شده بود. در سال 1380 در حدود 140 سازمان به این جمله اضافه شدند که 45% فرهنگی، 21% اجتماعی و 16% خیریه بودند. تعدادی نیز در زمینه‏های علمی، مطبوعاتی و بهداشتی فعالیت داشتند.**ر.ک: «حضور زنان ازطریق NGO»، حوراء (نشریه داخلی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان) ش 6، ص 37. این مهم را می‏توان با نگاهی مثبت، ناشی از گرایش قشر تحصیل کرده، به فعالیت‏های علمی و فرهنگی دانست و یا رویکردی دیگر، ناشی از تأثیر سیاست‏های سازمان‏ها و بنیادهای بین المللی برشمرد. دوم آن که رفته رفته ادبیاتی در حال شکل‏گیری است که عنوان «سازمان غیردولتی» (NGO) به گروه‏هایی که در چارچوب ادبیات دیکته شده بین المللی و محورهای اعلام شده توسط سازمان ملل فعالیت می‏کنند، اطلاق شود. بنابراین، گروه‏های مردمی، که در زمینه‏هایی چون ازدواج جوانان، بررسی معضل طلاق و نقد شاخصه‏های جهانی در باره حقوق بشر، حقوق زنان و توسعه فعالیت می‏کنند، گرچه به عنوان سازمانهای غیردولتی ثبت می‏شوند، اما اعتبار لازم را به عنوان سازمان غیر دولتی بدست نمی‏آورند. این مسأله، ناشی از سیاست حمایتی سازمان ملل از سازمان‏های غیردولتی نیز هست. این سازمان، گرچه در نوشته‏ها صرفاً بر نقش مردم و توانمندسازی سازمان‏های غیر دولتی تأکید می‏کند، اما دایره حمایت‏های خود را به گروه‏هایی خاص محدود می‏سازد. جمهوری اسلامی و سازمان‏های غیردولتی فمینیستی‏ موضوع حمایت دولت از سازمان‏های غیردولتی، در ماده 158 از برنامه سوم توسعه جای داده شد و در سالیان گذشته، بودجه‏هایی برای حمایت از این سازمان‏ها اختصاص داده می‏شود. این کمک‏ها در قالب کمک هزینه تأسیس سازمان‏های غیردولتی، هزینه برگزاری سمینار، توزیع سخت‏افزار و کمک به طرح‏های تحقیقی انجام می‏شود. هم‏چنین دوره‏هایی آموزشی را با موضوع توانمندسازی سازمان‏های غیردولتی، برگزار می‏کنند. هم‏اکنون بیش از 37000 سازمان غیر دولتی ثبت شده‏اند، که 17000 مورد از نیروی انتظامی، 2000 مورد از سازمان ملی جوانان، 1700 مورد از مرکز آموزش عالی و صدها مورد نیز از مرکز امور مشارکت زنان مجوز گرفته‏اند. بسیاری از سازمان‏های غیر دولتی نیز مجوز ندارند. تعداد سازمان‏های غیردولتی، به اندازه‏ای است که برخی دهه گذشته را دوران تأسیس سازمان‏های غیردولتی و آینده را مرحله تحکیم و نهادینه‏سازی این سازمان‏ها دانسته‏اند. ر.ک: سهراب رزاقی، «ظرفیت‏سازی و دوران گذار سازمان‏های غیردولتی»، وقایع اتفاقیه،9/3/83 ، ص 10. رئیس مرکز امور مشارکت زنان، رشد سازمان‏های غیردولتی زنان را در سال‏های گذشته 318% اعلام کرده است.**ر.ک: کنشگران داوطلب، مرکز مطالعات و آموزش سازمان‏های جامعه مدنی ایران، مرداد و شهریور 82 ، ش 14 و 15، ص 20. ناگفته پیدا است که بسیاری از این سازمان‏ها را گروه‏های علمی، مذهبی، خیریه و گروه‏های عام‏المنفعه‏ای تشکیل می‏دهند که بااهداف اسلامی و انسانی تأسیس شده‏اند و نظام اسلامی موظف به حمایت مادی و معنوی از آن‏ها است؛ اما واقعیت به همین جا ختم نمی‏شود. قراین نشان‏گر آن است که نظام سرمایه داری، اهداف و برنامه‏های پیش گفته را در ایران نیز دنبال می‏کند. بالاتر آن که جمهوری اسلامی ایران به علت پیش گامی در مطرح کردن اندیشه اسلام سیاسی و اصول‏گرایی اسلامی، مهم‏ترین گزینه اصلاحات در طرح امریکایی خاورمیانه بزرگ است. با تأسف به نظر می‏رسد که بسیاری از نیروهای خودی و انقلابی نیز با تحلیل غلط از شرایط تازه، برای تسریع این روند فعالیت می‏کنند. به هر حال، ارائه پاره‏ای اطلاعات می‏تواند در ترسیم برخی واقعیت‏ها راه‏گشا باشد: 1. زمینه‏های شکل‏گیری سازمان‏های غیردولتی زنان. برخی انجمن‏های علنی یا نیمه‏سری زنان پس از انقلاب مشروطیت، از جمله انجمن مخدرات وطن، انجمن خواتین و کانون بانوان را سرآغاز تشکیل سازمان‏های غیردولتی با مختصات مدرن می‏دانند. این انجمن‏ها در زمان سلطنت پهلوی دوم در قالب سازمان‏های طرفدار رژیم سلطنتی یا گروه‏های چپ ادامه یافت. پس از انقلاب چندین سازمان غیردولتی شکل گرفتند که چندان فعالیتی در موضوع زنان نداشتند. تشکیل گروه‏های زنانه ایرانی در خارج از کشور مربوط به دهه شصت می‏شود. در آن زمان مخالفان مقیم خارج همراه با تحلیل‏گران غربی، به این نتیجه رسیدند که مبارزه با نظام اسلامی تنها از راه‏های فرهنگی و دراز مدت امکان‏پذیر است. بدین ترتیب موجی از گرایش زنانی که تجربه مأیوس کننده مبارزه سیاسی با نظام اسلام را چه در قالب گروه‏های چپ و چه گروه‏های سلطنت طلب، در پرونده خود داشتند، به سمت مطالعات زنان آغاز شد. هم‏اکنون ده‏ها زن ایرانی در رشته مطالعات زنان دانشگاه‏ها با درجه دکترا و فوق‏دکترا مشغول تدریس‏اند و یا از نظریه پردازان فمینیسم اسلامی، همکاران نهادهای بین‏المللی در موضوع حقوق زنان و یا نویسندگان فعال به حساب می‏آیند که از این میان می‏توان به مهناز افخمی، وزیر مشاور در امور زنان در زمان پهلوی و از همکاران سازمان ملل متحد، هایده مغیثی فوق دکترای مطالعات زنان، پروین پایدار، مسئول سازمان Uniteverm (سازمانی زیر نظر سازمان ملل متحد برای ساماندهی NGOهای کشورهای پاکستان، ازبکستان، آسیای مرکزی، تاجیکستان و اخیراً افغانستان ر.ک: زنان و سازمان‏های غیردولتی تجربه NGOهای زنان در (گفت‏وگو با دکتر پروین پایدار)، یاس نو، 12/11/82 ، ضمیمه. )، نیره توحیدی فوق دکترای دانشگاه کانادا و دکتر افسانه نجم‏آبادی از مسئولان فصلنامه ایران نامه چاپ آمریکا نام برد که دو مورد أخیر از مطرح کنندگان دیدگاه فمینیسم اسلامی‏اند و مقالات متعددی از آنان در نشریات داخلی به چاپ رسیده است. در داخل کشور این حرکت با اندکی تأخیر و توسط نیروهای سکولار آغاز شد. «فرصت چند ساله دوری از قدرت پس از انتخابات مجلس چهارم، به گروهی از سیاستمداران یا مسئولان دولتی چپ‏گرا فرصت داد تا با استفاده از بورس‏های تحصیلی دولتی به دانشگاه‏های خارج بروند و ادامه تحصیل بدهند و یا این که در نهادهای تحقیقاتی مشغول به کار شوند... در همان سال‏ها گروه‏های مختلفی از زنان سکولار نیز با تشکیل گروه‏های مطالعاتی و جلساتی منظم درون خانه‏ها، مسائل زنان را از دید تئوری فمینیستی تحلیل می‏کردند. این گروه‏های مطالعاتی، متون فمینیستی ترجمه شده یا به زبان‏های أصلی را می‏خواندند و در جلسات خود پیرامون آن‏ها بحث می‏کردند. بخشی از این گروه‏ها بعدها توانستند با راه انداختن مؤسسات انتشاراتی، قسمتی از مباحث تئوریک فمینیستی را در قالب کتاب منتشر کنند و پس از باز شدن نسبی فضای اجتماعی ـ سیاسی، گروه پرتعدادتری از آن‏ها کار در سازمان‏های غیردولتی را آغاز کردند و یا در سازمان‏های کودکان و محیط زیست که از قبل در آن‏ها فعالیت می‏کردند، کار درباره مسائل جنسیتی را پررنگ‏تر کردند. این گروه پشتوانه تئوریک محکم‏تری نسبت به زنان اصلاح‏طلب داشت و چون از دوران رکود و نداشتن فعالیت اجتماعی برای خواندن و فراگیری تئوریک استفاده کرده بود به نظر می‏رسید می‏تواند عمل اجتماعی حساب شده‏تر و موثرتری نسبت به دیگران داشته باشد. در عمل، در بسیاری از مقاطع و رویدادها، این گروه توانستند نقش رهبری یا کلیدی بازی کنند.» شادی صدر، «آفتاب نشینی» ، گروه‏های مذهبی تجددگرا که هم‏اکنون با عنوان فمینیست‏های اسلامی شناخته می‏شوند، با اندکی تأخیر و البته به شکل محدودتر به فعالیت پرداختند و سعی کردند با ترکیب دیدگاه‏های جدیدِ تعدادی از روحانیان، تفسیری نو از متون وحیانی ارایه دهند و با انتقاد از قوانین داخلی، به ترویج مفاد معاهدات بین‏الملل بپردازند. هم‏اکنون در بسیاری از پروژه‏ها گروه‏های سکولار و تجددگرایان مذهبی، همگام و همراه‏اند. 2. طرح‏های ظرفیت‏سازی. ظرفیت‏سازی به معنای توسعه مهارت‏ها، قابلیت‏ها و توانایی‏های اصلی و اساسی سازمانی، مانند رهبری کردن، مدیریت، پول و تأمین منابع مالی، برنامه‏ریزی و ارزشیابی، مدیریت منابع انسانی، دریافت خدمات و روابط خارجی و داخلی، به منظور افزایش تأثیرگذاری و پایداری یک سازمان است. ظرفیت سازی به ویژه، سازمان‏ها و گروه‏ها را برای تغییرات سازمانی آماده می‏کند و پایداری آن‏ها را برای تغییرات به شکل مناسبی تضمین می‏کند. (ر.ک: امید معماریان، فراتر از مرزهای آموزش، کنشگران داوطلب، ش 14 و 15، ص 24). طرح‏های ظرفیت‏سازی سازمان‏های غیردولتی، در چند سال گذشته، از چند راه پی‏گیری می‏شود: اولین طرح ظرفیت‏سازی، طرحی است که از سال 1376 در یکی از مراکز توانمندسازی آغاز شده است. این طرح با حمایت مالی شورای جهانی جمعیت، بنیادفورد (امریکا) بنیادهای فورد، راکفلر و کارنگی از مهم‏ترین بنیادهای بین‏المللی صهیونیستی‏اند که در زمینه‏های فرهنگی ـ اجتماعی فعالیت می‏کنند (ر.ک: ادوارد بومن، کنترل فرهنگ (نقش بنیادهای کارنگی، فورد و راکفلر در سیاست خارجی آمریکا)، ترجمه جمیله الیاسی،). ، برنامه و توسعه هلند هلند مهم‏ترین مرکز یهودیان تندرو در اروپا است. و سازمان کمک‏های خارجی امریکا .اجرا می‏شود. دومین طرح را گروهی از نمایندگان سازمان‏های غیردولتی و با حمایت مالی دفتر برنامه عمران ملل متحد اجرا می‏کنند. سومین طرح، طرح‏های ظرفیت‏سازی است که در چند سال اخیر از سوی سازمان‏های دولتی به اجرا درآمده است و سالیانه میلیاردها تومان در این زمینه، هزینه می‏شود. سهراب رزاقی، «ظرفیت‏سازی و دوران گذرا سازمان‏های غیردولتی»، وقایع اتفاقیه، 9/3/83 ، ص 10 (با تلخیص). 3. شخصیت‏پردازی. اعطای جایزه ملی نوبل، به یک زن ایرانی، از یک لحاظ، در خور تأمل بود. این جایزه، در گذشته به شخصیت‏هایی تعلق گرفته بود که در فرآیند صلح جهانی یا منطقه‏ای (گرچه با تفسیر مطلوب جهان غرب) اقدامات مهمی انجام داده بودند؛ اما گزینه اخیر، هیچ سابقه‏ای از تلاش در این زمینه، در پرونده حیات فرهنگی و اجتماعی خود نداشت. به همین دلیل، اعطا کنندگان جایزه، با این توضیح که صلح جهانی، بدون رعایت حقوق زنان و کودکان ممکن نیست، تلاش کردند میان موضوع فعالیت این زن و اعطای جایزه، پلی برقرار کنند؛ اما واقعیت این است که جهان غرب، در پی ایجاد استوانه‏هایی در داخل کشور، برای تقویت و انسجام گروه‏های غیردولتی و ایجاد جنبش اجتماعی زنان است. سخنان یکی از مخالفان فمینیست در ششمین نشست NGOها تأییدی بر این ادعاست: «بعد از اتفاقی که در مورد خانم عبادی رخ داد طبیعتاً حرکت بیشتری در جنبش زنان شکل گرفت که فعالیت‏هایشان را به سوی کار شبکه‏ای پیش ببرند تا حرکتی اثر بخش‏تر و صدایی رساتر داشته باشند.» گزارش ششمین نشست NGOهای ایران، تریبون فمینیستی ایران. مشاور وزیر دادگستری بلژیک هم در مصاحبه‏ای گفت: «شیرین عبادی تبدیل به سمبل جامعه مدنی و دموکراسی در ایران شد... به خاطر نزدیکی فرهنگی شما به کشورهای خاورمیانه این رویداد مانند موجی در کشورهای دیگرنیز تأثیر آفرین است.» امید معماریان، دوسوی رابطه، شرق، 20/2/83 ، ص 16. چند ماه بعد، برخی از بنیادهای بین‏المللی نیز، جایزه شجاعت را به خبرنگار ایرانی، که از قضا از فمینیست‏های فعال و از مسؤولان سایت زنان ایران است، اعطا کردند و نام وی و شیرین عبادی را در لیست 21 رهبر زن جهان قرار دادند. چند ماه پس از اعطای جایزه صلح نوبل به زن ایرانی، سایت دریچه خبر از تأسیس «مرکز مطالعات زن ایرانی» به سرپرستی خانم‏ها زهرا شجاعی (مشاور رئیس جمهوری و رئیس مرکز امور مشارکت زنان) فخرالسادات محتشمی‏پور (مشاور وزیر کشور در امور زنان) و شیرین عبادی، با سرمایه یک میلیارد تومان، داد. ر.ک: شادی صدر، «رد پای ما»، فعالیت سازمان‏های غیردولتی خارجی در ایران. در نیمه شهریور امسال، طرحی توسط معاون اجتماعی وزیر کشور، در کمیسیون سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی مطرح و به تصویب رسید که به موجب آن سازمان‏های غیردولتی خارجی در ایران، جواز فعالیت خواهند یافت. توجه به این نکته لازم است که نهادهایی در عرصه بین‏الملل فعالیت می‏کنند که پشتوانه مالی یا اعتباری قوی داشته باشند. پشتوانه مالی این مؤسسه‏ها، نهادها، و بنیادهای بین‏المللی یا نهادهای مذهبی‏اند. از این رو می‏توان حدس زد که فعالیت بیش‏تر این موسسه‏ها بر خلاف اهداف نظام اسلامی و حتی فعالیت‏های منافی با امنیت ملی باشد و یا در کنار فعالیت‏های خیریه، به تبلیغات مذهبی بپردازند؛ چنان که یکی از سازمان‏های غیر دولتی آلمانی شرکت کننده در بازسازی بم، ساختن بیمارستان در این شهر را مشروط به تصدی‏گری یکی از سازمان‏های غیردولتی و ترجیحاً وابسته به کلیسای مسیحیان کرده بود. هم‏چنین برخی از شرکت‏های اقتصادی، از جمله شرکت‏های نفتی، بودجه‏های بسیاری را به فعالیت فرهنگی، از جمله در امور زنان اختصاص داده‏اند که در خور تأمل است. 5. حمایت‏های خارجی از سازمان‏های غیر دولتی داخلی. برخی از سازمان‏های غیردولتی، این امکان را دارند که با حمایت‏های مالی و اعتباری سازمان ملل و بنیادهای بین‏المللی، در کنفرانس‏های منطقه‏ای و جهانی، با عنوان نماینده زن ایرانی شرکت کنند، سمینارها و نشست‏ها را با این حمایت‏ها برگزار کنند و مهم‏تر آن که با عهده‏دار شدن برخی فعالیت‏ها (از سوی نهادهای بین‏المللی) کسب اعتبار و موفقیت به دست آورند. چندی پیش، شش نفر از نمایندگان سازمان‏های غیردولتی دارای گرایش فمینیستی، با حمایت همین نهادها، در اجلاس تایلند شرکت کردند و به انتقاد از قوانین جمهوری اسلامی پرداختند. مشاور یونسکو د رامور سازمان‏های غیردولتی در این باره می‏گوید: «یونسکو بیش از این که اهرم مادی داشته باشد ـ که البته دارد ـ به سازمان‏های غیردولتی اعتبار می‏دهد؛ مثلاً از یک NGO در همایش دعوت می‏کند و می‏گوید: شما این کارها را انجام دهید. این درگیر کردن کار با NGO گام بزرگ و موثری است» ر.ک: «حضور زنان از طریق NGO»، حوراء(نشریه داخلی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان)، ش 6، ص 39. هم‏چنین نهادهای بین‏المللی کوشیده‏اند تا از راه‏های گوناگون، به ایجاد جریان‏های منطقه‏ای و بین‏المللی، به منظور تقویت جریان‏های زنانه و گسترش ادبیات «لیبرال فمینیستی»، به‏ویژه در خاورمیانه بپردازند که در این میان می‏توان به «تشکیل شبکه زنان فارسی زبان» با شرکت گروه‏هایی از ایران، افغانستان و تاجیکستان، با حمایت مالی بانک جهانی و مرکز امور مشارکت زنان و تشکیل «شبکه زنان عرب زبان»، در خاورمیانه عربی تشکیل شبکه زنان فارسی زبان»، روزنامه شرق، 3/5/83، ص 12. ، تشکیل اجلاس منطقه‏ای جامعه اطلاعاتی و سازمان‏های جامعه مدنی در شهریور 1382، با شرکت جمعی از نمایندگان سازمان‏های دولتی و غیردولتی ایران و پاکستان، کنشگران داوطلب، مرکز مطالعات و آموزش سازمان‏های جامعه مدنی ایران، ش 14 و 15، ص 12. برگزاری دوره بین‏المللی مطالعات زنان، با حضور نمایندگان سازمان‏های غیردولتی از ایران، افغانستان، پاکستان، سودان، مصر، الجزایر، اردن، ترکیه، سوریه، کانادا، کلمبیا و بحرین، از سوی مؤسسه مطالعات و تحقیقات زنان، همان، ص 21. همایش مبادله علمی میان تشکل‏های ایران و مصر، به همت مؤسسه هم‏یاران غدا و بنیاد آلمانی «فردریش ایبرت»، با حضور اعضای سازمان‏های غیردولتی ایران و مصر، در خرداد 1382 اشاره کرد. همان، ص 21. نکته مهم آن است که این حمایت‏ها بیش‏تر متوجه آن دسته از سازمان‏های غیردولتی است که در زمره گروه‏های سکولار، نواندیش و یا مخالفان نظام اسلامی‏اند. 6 . سازمان‏های غیردولتی و جنبش اجتماعی زنان. انقلاب اسلامی ایران، زمینه‏ساز مطرح شدن اندیشه اسلام سیاسی و اصول‏گرایی دینی، در خاورمیانه اسلامی شد. ظهور آثار این پدیده نوین، در کشورهای اسلامی، از جمله لبنان، الجزایر و مصر سبب شد که کنترل بنیادگرایی اسلامی، به یکی از مهم‏ترین مسائل جهان غرب تبدیل شود. یک دهه پیش، مجله اکونومیست، چاپ انگلستان، طرح مقابله با اصول گرایی اسلامی در خاورمیانه را با سه محور دموکراسی غربی، اقتصاد بازار آزاد و برداشتن حریم‏های اخلاقی، به‏ویژه در روابط زن و مرد، ارائه کرد. محسن، آژینی، «نشانه‏های خط نفوذ» رسالت، 74، ص 2. چندسال بعد، کالین پاول، وزیر امور خارجه امریکا، از طرح مشارکت امریکایی ـ خاورمیانه‏ای، با محوریت دموکراسی، اصلاحات اقتصادی و موضوع برابری زن و مرد خبر داد. امید حاتمی، مشارکت امریکایی خاورمیانه‏ای، پگاه حوزه، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ش 82 ، ص 3حوادث یازدهم سپتامبر امریکا سبب شد که فشار بر کشورهایی چون عربستان، برای اعمال اصلاحات اجتماعی و فرهنگی، از جمله در باره زنان تشدید شود. احداث شهر صنعتی ویژه زنان در عربستان»، روزنامه شرق، 26/3/83 ، ص در عراق، پس از سقوط صدام، سازمان ملل و بنیادهای بین‏المللی، حمایت از طرح‏های مربوط به زنان، از جمله حمایت از سازمان‏های غیردولتی را بر عهده گرفتند. در افغانستان، پس از سقوط طالبان، 3000 سازمان غیردولتی از جمله صدها نهاد زنانه متولد شده‏اند که در بستر نقد طالبانیسم، به ترویج ادبیات تشابه محور لیبرالیستی در باره زنان می‏پردازند. میلیون‏ها دلار صرف حمایت از طرح‏های زنانه و ایجاد مراکز زنان، در بیست ایالت افغانستان شده است تا دختران را در مسیر نقد سنت‏های مذهبی و قومی آموزش دهند. ر.ک: مجموعه گزارشات تحلیلی، شورای فرهنگی اجتماعی زنان، ش 3، ص «زنان و سازمان‏های غیردولتی» (تجربه های زنان در افغانستان)، یاس نو ، ضمیمه از آن‏جا که وضعیت ایران، با وجود استقرار نظام اسلامی غیروابسته به غرب، تا حدود زیادی از همسایگان خود متمایز است، سیاست مقابله با اصول‏گرایی اسلامی، با محوریت ایجاد جنبش‏های اجتماعی و اعتراض عمومی پی‏گیری می‏شود. در دهه 1370 همت اصلی این طرح، بر ایجاد و تقویت جنبش دانشجویی قرار گرفت. در سالیان گذشته، با افول اعتراضات دانشگاهی از یک سو و با رشد فزاینده آمار دختران دانشجو از سوی دیگر، نگاه جریان اصلاح‏طلب غرب‏گرا، که به طور سنتی از طرح مسائل زنان غافل و متهم به نادیده گرفتن مسائل آنان بود، به این قشر جلب شد. مهم‏ترین نقطه اشتراک جنبش دانشجویی و جنبش زنان، در تفسیر غربی آن، نقد سنت، به ویژه سنت مذهبی، با رویکرد به ادبیات جدید غرب است که در موضوع زنان، در قالب رفع تبعیض از زنان (براساس الگوی تشابه نقش‏ها) تجلی می‏یابد. یکی از نویسندگان، درباره اهمیت جنبش زنان در شرایط کنونی، چنین می‏نویسد. «(جنبش دانشجویی) اینک در شرایط افول و انفعال به سر می‏برد و اگر نگوییم با شکست عملی مواجه شده است، حداقل باید پذیرفت که زمانه اثرگذاری کلان آن با سردرگمی عملی همراه است. در چنین شرایط رکود و کم‏تحرکی جریانات دانشجویی، مسأله زنان شاید بتواند یک آزمون جدید برای برون رفت از این وضعیت باشد. اهمیت این آزمون، در آن است که با نگاهی به مراحل گوناگون حیات جنبش دانشجویی ایران، خواهیم دید که ارتباط این جنبش با مبارزات زنان، بسیار کمرنگ بوده و همراهی با جنبش نوپای زنان، در حد یک تأیید یا تمجید خالی باقی مانده است. بنابراین، چنین هم‏کاری و پیوندی می‏تواند نمونه‏ای جدید از یک تلاش و کنش متقابل فرهنگی و اجتماعی باشد»سلمان شاملو، «جنبش دانشجویی، جنبش زنان»، سایت تریبون فمینیستی ایران. از سوی دیگر، برخی نظریه‏پردازان اصلاح‏طلب، در جلسه‏های تحلیل خود، به این نتیجه رسیده‏اند که برای به دست آوردن آرای زنان در انتخابات ریاست جمهوری، باید به موضوع جنبش زنان و نقش فعال سازمان‏های غیردولتی، در زمینه‏سازی اعتراضات عمومی زنان توجه کرد. هم‏اکنون سازمان‏های غیردولتی مورد بحث، در قالب‏های مختلف، در این زمینه فعالیت می‏کنند. در سال گذشته، مقالات و مصاحبه‏های بسیاری در باره جنبش اجتماعی زنان ایران، در مطبوعات زنان انعکاس یافت. برخی نویسندگان، نبودن رهبری برای این جنبش را نقطه ضعف و برخی نشان‏گر خودجوش بودن جنبش و نقطه‏ای مثبت ارزیابی می‏کردند. در سال گذشته و در شرایط افول فعالیت‏های سیاسی دانشجویی، فعالیت‏های زنانه از مهم‏ترین محورهای تحرک دانشگاه‏ها بود. و به‏ویژه، دانشگاه‏هایی چون دانشگاه علامه و تربیت مدرس، که دارای رشته مطالعات زنان هستند،**رشته مطالعات زنان، به همت برخی گروه‏ها، از جمله مؤسسه مطالعات زنان (با گرایش فمینیسم اسلامی) به شورای عالی انقلاب فرهنگی پیشنهاد شد و به تصویب رسید. هم‏اکنون در چهار دانشگاه دولتی (تهران، الزهرا، تربیت مدرس و علامه) در مقطع کارشناسی ارشد مطالعات زنان، دانشجو می‏پذیرند. جنب و جوش فمینیستی بیش‏تری داشتند. رشته مطالعات زنان، که در آغاز با هدف آشنایی با دیدگاه اسلام درباره زن و اصلاح نگرش‏ها پیشنهاد شده بود، هم‏اکنون مرکز تلاقی اندیشه‏های گوناگون فمینیستی است که نقطه اشتراک بیش‏تر آن‏ها نقد قوانین جمهوری اسلامی و دیدگاه‏های مذهبی است. برخی استادان این رشته‏ها دانشجویان را به تشکیل سازمان‏های غیردولتی ترغیب می‏کنند و سازمان‏های غیردولتی زنان نیز در حاشیه آن‏ها به یارگیری و اجرای برنامه‏های فرهنگی، تشکیل گروه‏های مطالعاتی و برگزاری سمینارهای مختلف می‏پردازند. مصاحبه ورودی ابتدایی برای گزینش دانشجو، ابزاری است که زمینه را برای جذب دانشجویان هماهنگ با اندیشه‏های فمینیستی فراهم می‏آورد. هم‏اکنون بسیاری از دانشجویان این رشته‏ها را فعالان سازمان‏های غیردولتی و نشریه های سکولار یا تجددگرا تشکیل می‏دهند. دریافت مدرک تخصصی در رشته مطالعات زنان، زمینه را برای حضور آینده آنان در نهادهای دولتی، در سمت مشاور و کارشناس و تشکیل سازمان‏های غیردولتی بیش‏تر در موضوع زنان فراهم خواهد ساخت. نمونه‏های فعالیت. چنان که گفته شد، بسیاری از سازمان‏های غیردولتی، با انگیزه‏های دینی و انسانی تأسیس شده و خدمات شایانی به نظام اسلامی و مردم کرده‏اند. فعالیت‏های فرهنگی در زمینه تبیین شخصیت و حقوق زن در اسلام، تشکیل گروه‏های علمی و مطالعاتی، فعالیت‏های خیریه و عام‏المنفعه (از جمله، حمایت از زنان سالمند و تشکیل گروه‏های امداد) بخشی از این فعالیت‏هااست. در کنار این گروه‏ها، سازمان‏های سکولار و گروه‏های هم‏سو با نهادهای بین‏الملل، به تضعیف آموزه‏های دینی، در نشست‏های دانشگاهی و همایش‏های عمومی، ایجاد گروه‏های مطالعاتی دانشجویی، به‏ویژه در کنار رشته‏های مطالعات زنان، مشاوره دادن به نهادهای دولتی و اعمال فشار بر نظام، از راه‏های تبلیغاتی، در داخل کشور و در کنفرانس‏های بین‏المللی اقدام می‏کنند. موارد زیر، نمونه‏هایی از این فعالیت‏ها هستند: الف) 44 سازمان غیردولتی با انتخاب کمیته هفت نفره برنامه‏ریزی و یک گروه پنج نفره نظارت و ارزش‏یابی، پس از زلزله بم، با اعلام شماره حسابی به نام شیرین عبادی، فعالیت خود را با عنوان کمک به آسیب‏دیدگان آغاز کردند. نخستین گزارش این کمیته، حاکی از دریافت کمک 140 میلیون تومانی مردمی است. این کمیته، در اولین گام، تصمیم به ساخت مجتمع آموزشی، فرهنگی و تفریحی برای زنان، جوانان و کودکان نه تا پانزده ساله گرفت.**ویژه نامه روز جهانی زن (8 مارس)، خانه فرهنگ و توسعه پایدار، اسفند 82 ، ص نوجوانان، به‏ویژه گروه‏های آسیب‏پذیر، در آینده، پیاده نظام گروه‏های حمایت‏گر خواهند بود. ب) بیانیه مطالبات زنان، توسط 70 سازمان غیردولتی تنظیم و ارائه گردید. این بیانیه، حاصل مطالبات این گروه‏ها از مجلس هفتم است. ابهام‏زدایی از مفاد قانون اساسی، اصلاح قوانین مدنی، از جمله طلاق، حضانت و ریاست خانواده، که مشتمل بر نابرابری‏های جنسیتی است، اصلاح حقوق کیفری و قوانینی چون دیه و شهادت، وادار کردن دولت به اصلاح کتاب‏های درسی و حذف کلیشه‏های جنسیتی براساس نظریه فمینیستی، نابرابری‏های موجود بین زن و مرد، ریشه در فرهنگ و آموزش دارد و مهم‏ترین قدم به سوی برابری، اصلاح نگرش‏هایی است که به روش‏های مختلف، از جمله مقدس داشتن همسری و مادری و إعمال مرزبندی‏های زنانه و مردانه، نقش‏های ثابتی برای زن و مرد به تصویر می‏کشند. بر این اساس، متون و تصاویری که مرد را نان‏آور و زن را خانه‏دار نشان می‏دهد، عروسک را به دست دختر و دوچرخه را به دست پسر می‏دهد، دختر را در جمع دخترانه و پسر را در جمع پسرانه نشان می‏دهد و بچه را در آغوش مادر به تصویر می‏کشد، به دلیل آن که بر نگرش‏های سنتی تأکید می‏کنند، باید حذف شوند. از کتاب‏ها، ضرورت الزام بخش‏های مختلف دولتی، به استفاده از زنان، اعمال سهمیه‏بندی جنسیتی در ادارات دولتی و شوراهای شهر و ایجاد تعادل جنسیتی در سطوح مدیریتی کشور، بخشی از این مطالبات است. در جلسه مشترک این گروه‏ها بر چانه‏زنی و فشار به مجلس، برای اجرایی کردن مطالبات تأکید شد. ر.ک: ویژه نامه روز جهانی زن، خانه فرهنگ و توسعه. ج) در آستانه برگزاری اجلاس جهانی پکن + 10، که زمستان امسال (1383) با شرکت ده‏ها هزار زن از سرتاسر جهان، در نیویورک برگزار می‏شود، گروهی از غیردولتی‏ها درصدد ارائه گزارشی از وضعیت زنان ایران، به سازمان ملل برآمده‏اند تا از محدودیت مشارکت زنان ایرانی، اندک بودن سهم زنان، در سمت‏های تصمیم‏گیری کلان کشور، محدودیت‏های اجتماعی برای فعالیت جسمی کافی، مخاطره‏آمیز بودن سلامت نفس، سلامت جنسی و سلامت باروری زنان ایران، تبعیض‏آمیز بودن برنامه‏های رسانه‏ها، سانسور حاکم بر نشریات، فیلترگذاری سایت‏ها و وبلاگ‏ها، قوانین نابرابر، حمایت نکردن از دخترانی که در خانه و اجتماع، در معرض سوء استفاده قرار می‏گیرند و نگرش‏های مردسالارانه در کتاب‏های درسی، به این سازمان گزارش دهند. سحر نمازی‏خواه، «دولتمردان شفاف عمل کنید»، روزنامه شرق، 7/4/83 ، ص 12. از آن‏جا که برخی از این زنان، اعلام کرده‏اند که «پس از انقلاب، بسیاری از اصلاحات را تنها با فشارهای بین‏المللی اعمال کرده‏ایم»، چنین فعالیت‏هایی در همین جهت تفسیر می‏شود. د) همه ساله سازمان‏های غیردولتی غیر مذهبی، مراسم بزرگ‏داشت هشتم مارس (20 اسفند)، روز جهانی زن، را برگزار می‏کنند. نکته قابل توجه، آن‏که تعداد شرکت کنندگان در مراسم سالیانه آنان در تهران، از صدها تن تجاوز نمی‏کند؛ اما در مراسم هشتم مارس، در باپگاه ورزشی آزادی سنندج، که توسط گروه زنان 8 مارس برگزار شد، 3000 تن شرکت کردند. (ر.ک: متیرا شجاعی، «زنان می‏خواستند به خشونت اعتراض کنند؛ اما...»، زنان، ش 108، ص 12). برخی از سازمان‏ها متقاضی وارد شدن این روز، در تقویم رسمی کشور هستند. در همایش روز زن (اسفند 82) که در باشگاه کارگران برگزار شد، مرضیه مرتاضی لنگرودی در ضمن سخنان خود، درباره مبانی نظری خشونت علیه زنان گفت: «قرآن هم زن را «نساء» نامیده که از ماده «نسی» به معنای فراموشی است و مرد را از ماده «ذکر» به معنای یاد آوردنده و ضمایری که به خدا برمی گردد، همه مذکر هستند». ر.ک: خبرنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان، ش 21، اردیبهشت 83. ه) در تاریخ دهم تا سیزدهم تیرماه 1383 همایش سازمان‏های غیردولتی زنان آسیا (پاسیفیک) در بانکوک برگزار شد. در این همایش، سه نفر از گروه‏های مذهبی و شش نفر از سازمان‏های غیردولتی فمینیست ایرانی نیز شرکت داشتند. محبوبه عباسقلی‏زاده، عضو مؤسسه مطالعات و تحقیقات زنان، در این همایش، طی سخنانی گفت: «.... وقتی به این‏جا می‏آمدم، زنان سکولار کشورم، که خواستار جدایی کامل دین از سیاست و حکومت هستند، از من خواستند به گوش جهانیان برسانم که چگونه آنان شهروند درجه 3 بوده و به حاشیه رانده شده‏اند. چگونه از کاندیداتوری برای مجلس و شوراها و دست‏رسی به سایر فرصت‏های تصمیم‏گیری و سیاستگذاری محرومند. چگونه از داشتن تریبون‏های قانونی، حتی در سطح مطبوعات محروم بوده و تنها فضای موجود برای آنان فضاهای مجازی اینترنتی است. وقتی که به این‏جا می‏آمدم، دختران کشورم، که 35% جمعیت کشور را تشکیل می‏دهند، گفتند: ما نمی‏دانیم که تو کجا می‏روی؛ ولی اگر گوش شنوایی پیدا کردی، بگو که قربانیان راستین بنیادگرایی، چه از جنس اسلامی‏اش و چه از جنس امریکایی‏اش، ما بودیم. بگو که این مقاومت و حجم پرقدرت مطالبات و اراده ما بود که به جریان رفرمیسم منجر شد؛ اما دیگر امیدی به بزرگ‏ترانمان نداریم. بگو: ما خواستار حق تصمیم‏گیری در مورد زندگی خصوصی و آینده، حقوق شهروندی مساوی با مردان، حق حضور برابر در فضای اجتماعی، حق انتخاب پوشش، حق عشق، حق لذت از زندگی و سایر حقوق انسانی هستیم.... سایه نظام پدرسالاری در زندگی خصوصی و عمومی، که توسط باورها و رفتارهای منتسب به دین و سنت پاسداری می‏شود، به شکل یک اراده فعال، در همه زمینه‏ها حاکم است... جنبش زنان در ایران، هرچند که چندصدایی و متنوع است، اما به دلیل چالش‏هایی که در مسیر احقاق حقوق بشر زنان و کسب برابری و عدالت دارد به شدت زنده و فعال است. جنبش زنان در ایران، برای کسب هویت مستقل خود، با دو نوع «دیگری» مواجه است: «دیگری خارجی» یا «بنیادگرایی غربی» و «دیگری داخلی» یا «بنیادگرایی اسلامی»... زنان ایرانی، هم‏چون سایر زنان مسلمان منطقه، به دلیل تجربیات و ظرفیتی که در مبارزات و چالش‏های محلی و در مواجهه با اشکال مختلف بنیادگرایی کسب کرده‏اند، آمادگی دارند باب گفتمان‏های جدید را در عرصه حقوق بشر زنان، در سطح منطقه بگشایند...» ر.ک: گزارش نمایندگان اعزامی شبکه ارتباطی مراکز غیردولتی زنان جمهوری اسلامی ایران، از همایش سازمان‏های غیردولتی زنان آسیا ـ پاسیفیک، دبیرخانه شبکه ارتباطی مراکز غیردولتی زنان، مرداد 1383. دکتر شکوه نوابی‏نژاد، از نمایندگان سازمان‏های غیردولتی اصول‏گرا، در مصاحبه‏ای درباره همایش تایلند گفت: «همه گروه‏های (فمینیست) ایرانی شرکت کننده در این اجلاس، از کمک‏های مالی و حمایت سازمان‏های بین‏المللی برخوردار بودند؛ ولی دائم در اجلاس اظهار می‏کردند که شرایط جامعه ایران، اجازه برقراری ارتباط با سازمان‏های بین‏المللی را به آن‏ها نمی‏دهد... سازمان‏های بین‏المللی، از همه افراد و گروه‏ها حمایت نمی‏کنند و من حدس می‏زنم از آن‏جا که این گروه‏ها در جایگاه اپوزیسیون، مطالبی را مطرح می‏کردند، مورد توجه آژانس‏های بین‏المللی قرار گرفتند... متأسفانه گروه‏های ایرانی شرکت کننده، در موارد ضدارزشی، مثل آزادی‏های نامشروع (فحشا و هم‏جنس‏بازی) سکوت و بعضاً با برخی موارد، موافقت می‏کردند. در این گونه اجلاس‏ها، سکوت و یا خودداری از اعلام مواضع، نوعی تأیید تلقی می‏شود». همان (شش نفر از شرکت‏کنندگان ایرانی، با حمایت مالی سازمان هیواز، در این همایش شرکت کردند.) در کنار این همایش، منیژه حکمت، کارگردان فیلم زندان زنان، پس از نمایش فیلم خود، در فستیوال سه روزه، با ابراز این که فیلم زندان زنان، در یک فضای واقعی در زندان قصر، در تهران، با مشارکت بازیگران حرفه‏ای و آماتور ساخته شده، خبر از ساختن فیلم مستندی درباره سازمان‏های غیردولتی و مشارکت مدنی در همه ایران داد. همان. و) در جلسه مشترک گروهی از سازمان‏های غیردولتی غیرمذهبی، وضعیت کنونی حجاب در جامعه ناشی از فعالیت چندین ساله گروه‏های مدافع زنان دانسته و تصمیم گرفته شد که طوماری در انتقاد از عملکرد نیروی انتظامی، در مبارزه با مفاسد اجتماعی و بدحجابی تهیه شود. برخی از سازمان‏ها نیز در اطلاعیه‏ای اقدامات انجام شده علیه بدحجابی را نقض آشکار ابتدایی‏ترین حقوق فردی و اجتماعی دانستند. ز) در جلسه سازمان‏های غیردولتی غیرمذهبی، سیاست‏های زن‏ستیزانه صدا و سیما، در قالب ارائه برنامه‏هایی چون عصر ایمان، که در آن، تعدادی از کارشناسان، به بیان دیدگاه‏های اسلامی درباره شخصیت و حقوق زن پرداختند، محکوم و بنا شد چگونگی اعتراض به صدا و سیما در قالب راهپیمایی یا روش‏های دیگر مطالعه شود. برخی از گروه‏ها نیز پیشنهاد تأسیس کمیته رسانه‏ای در باره مسائل مطرح شده در صدا و سیما را دادند. پیش از آن نیز ده‏ها نفر از اعضای این سازمان‏ها، در یک راهپیمایی، ترویج کلیشه‏های سنتی توسط صدا و سیما را محکوم کرده بودند. ح) در جلسه سازمان‏های غیردولتی پیشنهاد وزارت علوم، مبنی بر سهمیه‏بندی جنسیتی در گروه‏های پزشکی، بررسی و قرار شد این گروه‏ها حرکتی هماهنگ را علیه آن آغاز کنند. پی‏گیری این گروه‏ها و فشار اعضای فراکسیون زنان مجلس ششم سبب شد که این طرح مسکوت بماند. ط) فعالیت‏های این سازمان‏ها در کنار سازمان آموزش و پرورش سبب شد که طرح اصلاح کتاب‏های درسی، براساس نگرش‏های جنسیتی به کتاب‏های درسی راه یابد. الگوی مورد نظر در اصلاحات را می‏توان در کتاب پیکار با تبعیض جنسی، نوشته آندره میشل (از فمینیست‏های مشهور فرانسوی)، ترجمه محمدجعفر پوینده، که نتشارات نگاه چاپ کرده است، یافت. براساس این طرح، تصاویر و متونی که بیان کننده تمایز زن و مرد، در عملکرد و ترویج کننده نقش‏های سنتی زنان و مردان باشد، حذف می‏شود. در قدم اول، از سال گذشته، مواردی مانند «بابا نان داد»، که نشان‏گر نقش سرپرستی و نان‏آوری مرد در خانواده بود، حذف گردید. ی) برخی از این گروه‏ها در حاشیه وزارت بهداشت و سازمان بهزیستی، در پی‏گیری طرح ساماندهی به روسپی‏گری و حمایت بهداشتی از روسپیان فعالیت می‏کنند. مصاحبه یکی از فعالان فمینیست در مصاحبه با وزیر ارشاد نشان دهنده زمینه‏سازی آنان برای جلب حمایت‏های دولتی برای روسپی‏هاست. مصاحبه یکی از فعالان فمینست با وزیر بهداشت، نشاندهنده زمینه سای آنان برای جلب حمایت‏های دولتی برای روسپی‏ها است». ر.ک: بنفشه سام‏گیس، «25% تولدها در ایران ناخواسته است»، شرق، 24/4/83 ، ص 12. ک) برخی از سازمان‏های غیردولتی، در روز جهانی زن (20 اسفند 1379) با جمع‏آوری امضا، در نامه‏ای خطاب به مجلس شورای اسلامی، الحاق بدون قید و شرط ایران به کنوانسیون محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان را خواستار شدند. هم‏چنین با انتشار تقویم ویژه زنان، به مقایسه مفاد کنوانسیون یاد شده با قوانین داخلی جمهوری اسلامی، به منظور زن‏ستیز معرفی کردن نظام اسلامی پرداختند. ل) تأسیس سایت‏های زنانه، از دیگر برنامه‏هایی است که سازمان‏های غیردولتی به آن‏ها اهتمام دارند. این سایت‏ها می‏توانند در تبادل سریع اطلاعات، ارائه تحلیل و گردآوری طومارهای مختلف و هماهنگ‏سازی فعالیت‏ها بسیار مهم تلقی شوند. محتوای این سایت‏ها بیش‏تر نقد سیاست‏های نظام اسلامی، درباره زنان، تبیین نگرش‏های فمینیستی و یا ارائه چهره‏های فاسد یا غیرمذهبی است. وب‏لاگ نویسی از امکاناتی است که در اختیار افراد، برای برقراری ارتباط با زنان دیگر گذاشته شده است. چندی پیش به همت یکی از سازمان‏های غیردولتی، گروه خبری اینترنتی، ویژه تبادل اخبار و اطلاعات سازمان‏های غیردولتی، با 34 عضو تشکیل شد، که در حال عضوگیری دوباره است. ر.ک: دوستان سازمان‏های غیردولتی را به عضویت در گروه خبری ویژه سازمان‏های غیر دولتی تشویق کنید؛ 6/9/2004؛ کد مطلب: 12. م) حذف عبارت «برقراری عدالت جنسیتی» از برنامه چهارم توسعه، در شهریور 1383، عکس‏العمل سازمان‏های غیردولتی فمینیست را برانگیخت. جلسه اضطراری این سازمان‏ها هفتم شهریورماه در بوستان نظام گنجوی برگزار شد. در این جلسه، مولاوردی ،از مرکز امور مشارکت زنان اعلام داشت: «نزدیک به دو سال است که کار گروه‏های تخصصی، در مرکز مشارکت زنان، در رابطه با جاری سازی نگرش برابری جنسیتی است و گنجاندن عبارت «عدالت جنسیتی» در برنامه چهارم، حاصل تلاش کار این گروه‏ها بود». در این جلسه پیشنهاد شد که سازمان‏های غیردولتی، با تشکیل یک کمیته، تدوین بیانیه‏ای عمومی خطاب به مجلس هفتم، تدوین بیانیه‏ای خطاب به دبیرخانه جهانی اجلاس پکن + 10 در بانکوک و گفت‏وگو با مسؤولان امر، برنامه‏ریزی برای آگاه سازی دانشجویان و جلب حمایت آنان در این زمینه و انتشار یک ویژه‏نامه درباره مفهوم برابری جنسیتی را در دستور کار قرار دهند. در پایان نشست، تدوین دو بیانیه نخست به تصویب رسید؛ اما برخی شرکت‏کنندگان، گفت‏وگو با نمایندگان مجلس را بی‏حاصل می‏دانستند. ر.ک: نشست هفتم NGOهای زنان، 9/2/2004، کد مطلب: 24 . نتیجه هماهنگی سازمان‏های غیردولتی با برخی نهادهای دولتی، آن بود که در پایان کارگاه آموزشی ملیکا 3، که با مدیریت مشترک مرکز امورمشارکت زنان و وزارت امور خارجه، به منظور توانمندسازی سازمان‏ها برای حضور در عرصه بین‏الملل تشکیل شده بود، بیانیه مشترکی در انتقاد از عملکرد مجلس، در حذف عبارت «عدالت جنسیتی» توسط سازمان‏های غیردولتی منتشر گردید. ن) برخی سازمان‏های غیردولتی، در امتحانات مقطع کارشناسی ارشد خواهران، با ثبت مشخصات آنان، پیشنهاد مشاوره‏های پژوهشی، به‏ویژه درباره پایان نامه‏ها، کمک به انتشار آثار علمی آنان، زمینه‏سازی برای اعطای بورسیه خارج از کشور و زمینه‏های هم‏کاری دیگر را مطرح کرده و با ارتباطهای تلفنی بعدی، به پی‏گیری زمینه‏های فعالیت پرداخته‏اند. افزون بر آن، گروه‏های یادشده، با ایجاد کمیته‏ای تنظیم جزوه‏های آموزشی برای دختران و پسران و پخش آن‏ها در مطب پزشکان زن و آرایشگاه‏های زنانه و در میان معلمان را بر عهده گرفتند تا زمینه را برای هم‏کاری بعدی آنان فراهم سازند. س) مرکز مطالعات و آموزش سازمان‏های جامعه مدنی ایران، که از سوی نهادهای خارجی حمایت می‏شود، کمیته جمع‏آوری مدارک و گزارش‏های مستند مربوط به خشونت علیه زنان را تشکیل داد. به نظر می‏رسد که ارائه گزارش به سازمان‏های بین‏المللی، به منظور اعمال فشار بر جمهوری اسلامی، از اهداف تشکیل این کمیته باشد. بیانیه سازمان‏های غیر دولتی... روزنامه آفتاب یزد، 25/6/83، ص 1. نظام اسلامی و سازمان‏های غیردولتی‏ نظام اسلامی از یک سو، نظامی دینی است که براساس اندیشه «اسلام‏سیاسی» یا «حضور دین در عرصه حیات اجتماعی بشر» تشکیل شده است و از سوی دیگر، نظامی مردمی است که موفقیت خود را رهین رغبت عمومی می‏داند. بی‏شک تنظیم سازوکارهای تحقق مردم سالاری دینی در عصر جدید می‏تواند الگویی بی‏بدیل برای حل مشکلات تاریخی و اجتماعی جهان اسلام ارائه کند. در این میان، توجه به نقش گروه‏های مردمی، که در قالب سازمان‏های غیردولتی، با انتخاب موضوعی خاص به فعالیت‏های علمی، فرهنگی و عام‏المنفعه بپردازند، ضرورتی اجتناب‏ناپذیر است. چگونگی و دامنه ارتباط میان مردم و حکومت، از مسائلی است که می‏توان بخش مهمی از پاسخ آن را در فعالیت نهادهای غیردولتی یافت. جمهوری اسلامی، در عرصه‏هایی چون تهیه گزارش از نارسایی‏ها و نابه‏سامانی‏ها، انتقال اعتراض‏های اقشار مختلف مردم به حکومت، نظارت بر عملکرد نهادهای رسمی و شخصیت‏های نظام (امر به معروف و نهی از منکر)، کم کردن بار تصدی‏گری‏های بی‏جای دولت، شناسایی استعدادها و توانمندی‏های مردمی در رده‏ها و مناطق مختلف، دریافت کارشناسی و مشاوره، تحقق جنبش نرم‏افزاری و تولید دانش، توزیع و نهادینه کردن مفاهیم دینی و الگوهای فرهنگی در سطح اقشار مختلف جامعه، تحقق سیاست‏های نظام و منویات رهبران نظام اسلامی، استفاده از امکانات و قوای مردمی در شرایط بحرانی (جنگ و حوادث طبیعی)، شناسایی عوامل اختلال در نظم و اخلاق عمومی و ده‏ها مورد دیگر، نیازمند گروه‏های منسجم مردمی است که در قالب سازمان‏های غیردولتی شناسنامه‏دار، به فعالیت پرداخته و به شکل سازمانی با هم مرتبط باشند. هم‏چنین در عرصه بین‏الملل، برقراری گفت‏وگو، چالش بر سر الگوهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، انتقال پیام اسلام به مخاطبان در کشورهای مختلف، زمینه‏سازی برای تحقق وحدت اسلامی در جهان اسلام و وحدت رویه در حد امکان با پیروان ادیان ابراهیمی، به‏ویژه در شرایطی که دولت‏ها برای ورود فعال در عرصه بین‏الملل، با مشکلات و فشارهایی روبه‏رویند، ضرورتی است که توجه خاص به سازمان‏های غیردولتی فعال و انقلابی را می‏طلبد. نظام اسلامی، به منظور دست‏یابی به شیوه‏ای صحیح در برابر سازمان‏های غیردولتی، باید اقدامات زیر را انجام دهد: 1. تدوین سیاست‏های مشخص حمایتی و نظارتی، درباره نهادهای غیر دولتی. 2. ترسیم دقیق سیاست‏های نظام اسلامی در عرصه بین‏الملل و ترسیم جایگاه نهادهای غیردولتی در دست‏یابی به اهداف بین الملل نظام اسلامی. 3. ایجاد شبکه اطلاع‏رسانی، میان سازمان‏های غیر دولتی و توانمندسازی آن‏ها، به ویژه به منظور بسیج آن‏ها در شرایط بحرانی. 4. حمایت از سازمان‏هایی که در زمینه‏های مورد نظر نظام اسلامی، از جمله جنبش نرم‏افزاری، تحکیم مبانی نظام اسلامی، توسعه فرهنگ اسلامی، ارتقای اخلاق عمومی و آداب اجتماعی، تقویت پیوندهای خانوادگی، مددکاری اجتماعی و مدیریت بحران، فعالیت می‏کنند. این حمایت‏ها شامل حمایت‏های مالی، اعتباری، اطلاعاتی و علمی خواهد شد. 5 . نظارت بر عملکرد سازمان‏های غیردولتی و سازمان‏های حمایت‏گر به منظور ـ ایجاد وحدت رویه در عملکرد دستگاه‏های مختلف نظام، در برابر سازمان‏های غیردولتی‏ ـ ایجاد زمینه هم‏کاری و هم‏یاری میان سازمان‏های غیردولتی فعال و کاهش فعالیت‏های موازی و استهلاک قوا ـ تسریع در عملیات حمایتی از سازمان‏های غیردولتی، با اصلاح مستمر چرخه‏های سازمانی‏ ـ ترغیب سازمان‏های غیردولتی به فعالیت در موضوعات اهم‏ ـ بسیج سازمان‏های غیردولتی در مواقع اضطراری و بحرانی‏ ـ بازدارندگی گروه‏هایی که فعالیت در سازمان‏های غیردولتی را بهانه اقدام علیه مصالح عمومی قرار داده‏اند. 6. ایجاد مؤسسه مطالعات سازمان‏های غیردولتی، به منظور فعالیت در محورهای زیر: ـ گردآوری اطلاعات دقیق از اهداف، سیاست‏ها و برنامه‏های نظام سرمایه‏داری، بنیادها، و نهادهای بین المللی، درباره سازمانهای غیردولتی به ویژه در مسیر جهانی سازی و ارائه مستمر گزارش به افراد و نهادهای مسؤول. ـ پیشنهاد سیاست‏های نظام، در بخش سازمان‏های غیردولتی، با توجه به مصالح عمومی و شرایط منطقه‏ای و جهانی. ـ پیشنهاد محورهای اولویت در حمایت از سازمان‏های غیردولتی به نهادهای مسؤول. ـ گردآوری اطلاعات کافی از فعالیت‏های سازمان‏های غیردولتی فعال در ایران و ارائه به دستگاه‏ها و مسؤولان کشور. ـ مطالعه ظرفیت‏های موجود در کشورهای اسلامی و ارائه به نهادهای غیر دولتی مربوط، از جمله، حوزه علمیه، مرکز جهانی علوم اسلامی و مجمع جهانی اهل البیت علیه السلام به منظور ترغیب مسلمانان به تشکیل سازمان‏های غیردولتی و ایجاد شبکه بین‏الملل اسلامی غیردولتی. ـ پیشنهاد فعال کردن سازمانهای غیردولتی ایرانی در عرصه بین‏الملل، در زمینه‏های هم‏سو با منافع جهان اسلام. حوزه‏های علمیه و سازمان‏های غیردولتی‏ ویژگی منحصر به فرد طلاب حوزه‏های علمیه، داشتن ارتباط نزدیک آنان با سرچشمه‏های دانش دینی از یک سو و جامعه متدینان از سوی دیگر است. این دو مهم، آن گاه که با انگیزه‏های فرهنگی و انقلابی طلاب، یعنی مهم‏ترین عناصر بسیج فرهنگی، آمیخته و عنصر زمان آگاهی به آن افزوده گردد، زمینه‏ساز عملیات گسترده‏ای خواهد شد که سازماندهی و هدایت آن، نتایج و آثار مهم و چشم‏گیری بر جای خواهد گذاشت. امروزه تشکیل گروه‏های مطالعاتی و فرهنگی، در جمع برادران و خواهران طلبه، از مهم‏ترین رسالت‏های آنان در عصر جهانی شدن ارزش‏های مادی است. دامنه فعالیت این گروه‏ها، کمک به جنبش نرم‏افزاری و تولید دانش دینی، تبیین آموزه‏های دینی، به زبان‏های مختلف، ترویج فرهنگ اسلامی، پاسخ به پرسش‏ها و شبهات و زمینه‏سازی برای ارائه الگوهای دینی، در موضوعات مختلف است. وجود مرکز جهانی علوم اسلامی، فرصت مغتنمی است تا زمینه‏های ایجاد فعالیت‏های هماهنگ، دست کم در جهان اسلام، به منظور ایجاد هسته‏های علمی و فرهنگی در این کشورها، ایجاد چالش با ادبیات رقیب، در سطح بین‏الملل و تربیت نخبگان دین‏باور و فعال، فراهم گردد. ایجاد هسته‏های مطالعاتی دانشجویی، نیز از فعالیت‏های بسیار اساسی است که طلاب علوم دینی نیز می‏توانند در آن نقش به سزایی ایفا کنند. در این میان، البته سیاست‏های فرهنگی حوزه علمیه، در حمایت و هدایت این برنامه، بسیار مهم و تأثیرگذار است. فعالیت‏هایی را که سازمان مدیریتی حوزه، مسؤولیت پی‏گیری آن‏ها را بر عهده دارد، می‏توان به شرح زیر برشمرد: 1. تدوین اهداف و سیاست‏های حمایتی و هدایتی حوزه، در برابر نهادهای غیردولتی حوزوی. 2. تدوین سیاست‏ها و برنامه‏های بین‏المللی حوزه، با رویکرد خاص به نقش نهادهای غیردولتی حوزوی. 3. تأسیس واحد سازمان‏های غیردولتی طلاب، در معاونت فرهنگی مرکز مدیریت حوزه، به منظور انجام دادن فعالیت‏های زیر: ـ تدوین آیین نامه‏های حمایتی و هدایتی مدیریت حوزه، برای تشکیل نهادهای غیردولتی فرهنگی توسط طلاب. ـ ترغیب طلاب و فضلای حوزه علمیه، به تشکیل سازمان‏های غیردولتی در زمینه‏های مورد نظر. از زمینه‏هایی که می‏توان طلاب را در آن‏ها حمایت کرد، تشکیل گروه‏های علمی و مطالعاتی، به منظور پرورش استادان حوزه و دانشگاه و پژوهشگران نخبه، در موضوعات مورد نیاز، از جمله کلام، تفسیر، غرب‏شناسی، ادبیات، منطق و علوم اسلامی و انسانی است. ـ حمایت‏های مالی، اعتباری و اطلاعاتی از نهادهای غیر دولتی طلاب. از نکات مهم آن‏است که در کنار تعدادی از سازمان‏های غیردولتی، که در یک موضوع دینی به فعالیت تبیینی و ترویجی می‏پردازند، دست‏کم یک نهاد تولید کننده اطلاعات، تحلیل و مفاهیم، به‏عنوان نهاد حمایت‏گر، تأسیس گردد. ـ ظرفیت سازی و توانمند سازی سازمان‏های غیردولتی، به ویژه به منظور شرکت در فعالیت‏های بین‏المللی. ـ زمینه سازی برای حضور سازمان‏های غیردولتی فعال در عرصه بین‏الملل و ارتباط با سازمان‏های جهان اسلام. ـ تشکیل شبکه اطلاعاتی سازمان‏های غیردولتی طلاب، به منظور هماهنگی سیاست‏ها و برنامه‏ها و دست‏یابی به تحلیل مشترک از شرایط موجود. ـ جذب کمک‏های دولتی و مردمی به منظور حمایت از سازمان‏های غیردولتی طلاب. بایسته‏های سازمان‏های غیردولتی‏ احساس امنیت و آرامش خاطر، دو نعمت بزرگند که البته اگر از حد تعادل فراتر روند، مخاطره آفرین می‏باشند. تجربه دهه‏های گذشته نشان داده است که عناصر فرهیخته و متدین، آن‏گاه که خطر را احساس کرده و به این باور رسیده‏اند که باید فقط فضل خداوند و توانمندی خود را باور کنند و به تلاش جمعی مجدانه و پر نشاط روی آورند، به موفقیت‏های شگرفی دست یافته‏اند و آن‏گاه که به دست آوردها دل خوش کرده و احساس امنیت، اقتدار و آرامش کرده‏اند، میدان را به رقبا سپرده و اندکی بعد با دیدن آثار شکست، به یأس و سرگردانی دچار شده‏اند. از این رو، فرهیختگان مسلمان، از جمله خواهران، حتی در خوش بینانه‏ترین شرایط استحکام پایه‏های نظام اسلامی، نباید میدان فعالیت فرهنگی و اجتماعی را به انتظار تلاش دیگران رها سازند. امروزه در عصر تلاش برای جهانی‏سازی ارزش‏های مادی و الحادی، ایجاد هسته‏های فرهنگی خودجوش، از جمله در قالب تشکل‏های غیردولتی زنان، برای بسط ارزش‏های توحیدی ضرورتی تردید ناپذیر است. در این حال، توجه به چند نکته، برای دست‏یابی به اهداف مورد نظر لازم به‏نظر می‏رسد: 1. تشکیل گروه‏های مطالعاتی، بر فعالیت‏های دیگر مقدم است. نخست لازم است به تحلیلی از شرایط منطقه‏ای و جهانی دست یافت، مطالعاتی عمومی درباره مسائل زنان، برای اعضای اصلی در نظر گرفت و آن‏گاه موضوع خاص مورد نظر را بررسی کرد. 2. لازم است تا حد امکان، موضوع فعالیت محدود شود. انتخاب موضوعات گسترده، مانند زنان، جوانان و کودکان، که طیف گسترده‏ای از مسائل را شامل می‏شود، سبب تقسیم شدن امکانات ناچیز گروه‏ها بر موضوعات متعدد می‏شود که جز ناکارآمدی، نتیجه‏ای نخواهد داشت. با محدود کردن دامنه موضوع و نوع فعالیت (تولیدی، ترویجی، جریان‏سازی، ادبی، هنری و...) و مخاطب (کودکان، نوجوانان، دانشگاهیان، مدیران ارشد نظام، نخبگان و...) و تمرکز بر روش و فعالیتی خاص، هم با امکانات‏ محدودتر می‏توان به تشکیل کتابخانه و مرکز اسناد در موضوع خاص اقدام کرد و هم سطح کارشناسی‏ها با توجه به محدودیت موضوع، به سرعت رشد خواهد یافت؛ مثلاً با انتخاب موضوع حجاب، طلاق و یا روابط دختر و پسر، می‏توان کتابخانه‏ای با صد جلد کتاب و صد مقاله تأسیس کرد، سیر مطالعاتی تعیین نمود، با کارشناسان متعدد، درباره موضوع مصاحبه کرد و با گردآوری اطلاعات در مدت کمی، به گروه تخصصی تبدیل شد. 3. باید از گسترش بادکنکی سازمان‏های غیردولتی و جذب افراد ناکارآمد، به‏شدت اجتناب کرد. ویژگی سازمان غیردولتی فعال، کارآمدی بالا و حجم کم است. مجموعه‏های کوچک، به سرعت تشکیل می‏شوند، به سرعت به هماهنگی می‏رسند و به سرعت فعال می‏شوند. از این رو، توصیه می‏شود که گروه‏ها به صورت پروژه محور فعال شوند و حمایت از سازمان‏های غیردولتی هم از نوع حمایت از طرح‏ها بر اساس فعالیت و کارآمدی، نه بر اساس توسعه تشکیلات، باشد. 4. نهادهای غیردولتی، ضرورتاً باید با مراکز تولید دانش دینی مرتبط باشند، از معارف ناب دینی تغذیه کنند و پیوسته خود را با سنجه‏ای دقیق محاسبه کنند. 5 . ایجاد شبکه ارتباطی سازمان‏های غیردولتی اسلامی، به منظور تقویت انگیزه هویت صنفی و دینی، حل مشکلات مشترک، اتخاذ سیاست‏های مشترک و تبادل اطلاعات و تحلیل‏ها لازم به‏نظر می‏رسد و در این مهم، نه باید به انتظار یاری دیگران نشست و نه با تکروی، فرصت‏ها را به هدر داد. .
بازگشت