مطالب مرتبط با کلیدواژه

نظریه ادبی


۴۱.

دیدگاه ادبی نظریه ادبی نیست(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نظریه ادبی دیدگاه ادبی ویژگی های نظریه ادبی نظریه و نقد نظریه و فلسفه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۱۶۲
نظریه ادبی بررسی نظام مند ذات ادبیات و شیوه ای برای تحلیل پدیده ادبی است. نظریه ادبی با اینکه در سالیان اخیر کاربرد وسیعی در پژوهش های ادبیات فارسی داشته است، اما به نظر می رسد قلمرو معنایی و مصداقی آن به خوبی تثبیت نشده، چراکه در برخی پژوهش های صورت گرفته در حوزه ادبیات فارسی، آرای ادبی افراد به اشتباه نظریه ادبی خوانده شده است. در مقاله پیش رو برای نشان دادن تفاوت میان نظریه ادبی با دیدگاه ادبی، پنج ویژگی خاص نظریه ادبی اعم از «برآمده از ذهنیتی فلسفی»، «نظام مند و منسجم»، «حاصل تأمل در متن»، «ارائه دیدی تازه» و «به کارگیری در نقد» تبیین و تشریح شده است. در ادامه دیدگاه افراطی ای که به صرف تشابه میان برخی آرا در متون کلاسیک فارسی با نظریه های غربی بر وجود و حتی تقدم نظریه هایی در گذشته خود معتقد است نقد و مشخص شده که اساساً کشف این آرا در متون علمی و ادبی گذشته نیز به واسطه آشنایی با نظریه های غربی بوده است. درنهایت نتیجه به دست آمده بیانگر آن است که به دلیل بی بهرگی آرای ادبی جمع آوری شده توسط پژوهشگران از ویژگی های نظریه، اطلاق اصطلاح «نظریه ادبی»  بر آرا و عقاید ادبی آنان درست و دقیق نبوده و بهتر است برای دقیق تر کردن قلمرو دانش ادبیات فارسی درمورد این قبیل آرا و نظریات از اصطلاح «دیدگاه های ادبی» استفاده کرد تا این اصطلاح تعریف و مصادیق خاص و مشخص خود را داشته باشد.  
۴۲.

نقد دیدگاه های تقلیل گرایانه در خوانش نظریه ادبی و شعر نیما یوشیج(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تقلیل گرایی نظریه ادبی نقدِ نقد ادبی نیما یوشیج شعر نو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۸
علم مدرن فرزند «تقلیل گرایی» است. ریشه این اصطلاح به دوران رنسانس و تلاش انسان برای فهم جهان به مثابه کل واحد ازطریق تجزیه و تحلیل اجزاءِ متکثر برمی گردد. بنابراین به نظر می رسد تقلیل گرایی در جهت مثبت کار می کند. اما خواهیم دید این مفهوم در نقد ادبی چه مشکلاتی را به بار خواهد آورد. این پژوهش به نقد دیدگاه های تقلیل گرایانه منتقدان نظریه ادبی و شعر نیما یوشیج می پردازد. نیما به عنوان اولین و مهم ترین چهره در شعر معاصر ایران، نیازمند خوانش دقیق و عمیق است، اما شش منتقد بررسی شده در این نوشتار -سیروس شمیسا، سعید حمیدیان، تقی پورنامداریان، رضا براهنی، شاپور جورکش، و محمود فلکی- گاه در آراءِ خود با رویکردی تقلیل گرایانه، مفاهیم و مسئله های نیما را به جزئیات ساده تر و آسان یاب تر کاهش می دهند. بدین منظور، پس از معرفی انواع تقلیل گرایی، حوز ه هایی نظیر فرم، سوژه و ابژه، زبان، تفسیر، و سمبول در بازخوانی نیماپژوهان واکاوی خواهد شد. با بررسی هریک از این حوزه ها نشان داده می شود که چگونه رویکردهای تقلیل گرایانه باعث از دست رفتن ارتباط اجزاء با کل می شود. نتیجه آنکه نقد ادبی باید به کلیت شعر نو نیز توجه کند و با رفت وبرگشت های مدام از جزء به کل و بالعکس، از رویکردهای یک سویه و تقلیل گرایانه بپرهیزد.