بررسی تطبیقی رابطه دانش و قدرت در اندیشه فلاسفه غرب تمدن اسلامی: (ابن باجه، ابن طفیل، ابن رشد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نقش آفرینی اندیشمندان و فلاسفه سیاسی غرب تمدن اسلامی در خاستگاه سیاسی اجتماعی خود علی رغم نابسامانی های آن دوران از اعتباری خاصی در شکل گیری دانش سیاسی برخوردار است. فلسفه سیاسی و نقش و ارتباط آن با تولید فکر، دانش، اثرگذاری و اثرپذیری آن بر ساخت سیاسی جوامع مسلمان غرب تمدن اسلامی را باید در نوع نگاه خاص ابن باجه در اثرش تدبیر المتوحد، ابن طفیل در نمونه حی بن یقظان و ابن رشد با نوع روش شناسی خاص خود در فلسفه جستجو کرد. در این مقاله با بهره گیری از روش تطبیقی به بررسی رابطه دانش و قدرت در اندیشه این اندیشمندان پرداخته ایم، نتایج حاصله این مقاله مبنی بر تقدم دانش بر قدرت در اندیشه های ابن باجه و ابن طفیل بود. اما ابن رشد با تکمیل نواقص موجود در مفاهیم فلسفی آنها با تأیید انطباق شریعت و فلسفه، بر جایگاه خاص فیلسوف در ساختار سیاسی مورد نظر خود و ارجح دانستن فیلسوف بر فقیه در این ساختار تأکید می ورزد