۲.
کلیدواژهها:
دکلمه خوانش شعر کهن و نو فارسی شعر فرمالیستی شعر نیمایی
نیمایوشیج اولین بار در عرصه شعر فارسی از واژه «دکلمه» در توضیح یکی از مؤلّفه های شعر خود استفاده کرد. این موضوع که دکلمه یک شعر در سنت ادبی ما چه جایگاهی داشته و شعر نو چه تحولی در آن ایجاد کرده است مورد بحث این نوشتار است. منظور از دکلمه شعر در این پژوهش، شیوه ارائه گفتاری شعر و تأثیر این شیوه بر چگونگی به کارگیری آواها و سکون ها در وزن های شعر سنتی و نو است؛ به گونه ای که در ترکیب با عوامل فرا متنی(عناصر فرهنگی، اعتقادی، اجتماعی و...) که از بیرون متن بر متن تاثیر می گذارند به ایجاد ساختار شعر منجر شود. در این پژوهش سعی خواهد شد به روش توصیفی-تحلیلی (کتابخانه ای) پس از بررسی و تبیین اجمالی جایگاه دکلمه در سنت شعر فارسی به نقش آن در شکل گیری ساختار شعر نو پرداخته شود. در ادامه مقاله، چند شعر از نیمایوشیج، احمد شاملو و یدالله رویایی با رویکرد فرمالیستی بررسی خواهد شد تا نشان داده شود که موضوع دکلمه، نه تنها در شعر نیمایی بلکه در شعر فولکلور و فرمالیستی نیز یک مؤلّفه اساسی محسوب می شود؛ حال آن که در سنت ادبی ما، شعر، همواره به عنوان موضوعی نوشتاری مطرح بوده است.