یکی از کنیه های امیرالمؤمنین علی (ع)، «ابو تراب» است که مطابق روایات مربوط، آن حضرت، اول بار توسط نبی مکرّم اسلام (ص) با این کنیه مورد خطاب قرار گرفت. در خصوص منشأ این کنیه، در منابع روایی و تاریخی گزارش های ضد و نقیضی نقل گردیده است. برخی از این گزارش ها به شدت مقام قدسی و ملکوتی حضرت فاطمه زهرا (س) و حضرت علی (ع) را مخدوش می نماید که متأسفانه برخی از این نوع گزارش ها در منابع روایی شیعه نیز نفوذ کرده و با آنها، با تسامح برخورد شده است.
در این مقاله مجموع این گزارشها مورد بررسی قرار گرفته و مشخص گردید که بسیاری از این گزارشها ساخته و پرداخته جاعلان حدیث است. پس از آن، تحلیلی از علّت نقل و رواج چنین روایاتی ارائه گردید. در نهایت، این مقاله به دنبال آن است تا اثبات نماید که کنیه «ابو تراب» مدال افتخاری است که امیر المؤمنین علی (ع) به جهت زهد، عبادت و تقوای خود از رسول خدا (ص) دریافت نمود؛ اما مخالفان آن حضرت کوشیدند تا این فضیلت را به ضد ارزش تبدیل کنند.
ابن بابویه (شیخ صدوق) رئیس المحدثین و شخصیت نامدار حدیثی شیعه در سده چهارم و آثار قلمی او بالغ بر300 کتاب و رساله بوده است. او که دانشمند زبردستی است در عرصه حدیث به شکل عام و در حوزه نقد حدیث به شکل خاص معیارها و ملاکاتی دارد که رهیافت ها و الگوهایی را به مثابه نقشه راه و سرمشق کار در خود نهفته دارند. برای نیل به تصویر نسبتاَ دقیق وکامل تری ازشاکله های شخصیت برجسته علمی ابن بابویه، شناخت الگوها، معیارها و روش او در قلمرو نقدالحدیث و مطالعه علمی آن سودمند و در حوزه مطالعات حدیث شناسی دارای اهمیت دارد؛ زیرا بررسی و شناخت مزبور ازجمله می تواند برای حدیث پژوهان حاوی درس هایی سودمند و الگوهایی کاربردی و رهیافت هایی عالی فراسوی درک و دریافت بهتر و مطمئن تر حدیث باشد. اندیشه های نقادانه ابن بابویه درباره احادیث و روایات، نه یک جا بلکه در مطاوی آثارش قابل بازیابی است. دراین مقاله اندیشه ها، روش و رویکرد انتقادی شیخ صدوق در گستره «نقدالحدیث» در مواردی چون «أخبار تقیه آمیز»، «زیادات احادیث»، «تحریفات حادث در اخبار و روایات»، «احادیث متفرد و غیر مندرج در اصول کهن شیعه»، «گرایش های فرقه ای و مذهب راویان»، «نام و مسمای ألقاب و کنیه ها»، «روایات معدول عنه»، «روایات وأخبار أهل سنت»، «اخبار راویان واقفی مذهب»، «متفردات برخی راویان»، «مقوله سند برخی اخبار مشهور» و... مورد مطالعه قرارگرفته و بررسی و ارزیابی شده اند.
چکیده در میان کتاب ها و جوامع حدیثی، اخبار فراوانی وجود دارد که به نظر می رسد محتوا و مضمون آن ها با یکدیگر تعارض دارند. علامه شعرانی از افرادی است که برای بر طرف کردن تعارض این دسته از اخبار، با کمک روایات اهل بیت(ع) و استناد به علوم معقول و منقول کوشیده است میان موارد متعارض، سازش به وجود آورد و نبود تعارض واقعی میان آنها را نشان دهد. وی در تعارض بدوی و ظاهری اخبار، با تصرف در مدلول یکی از طرفین تعارض، به جمع روایات پرداخته و راهکارهایی ارائه کرده است؛ مانند تخصیص عام، تقیید مطلق، حمل بر استحباب، و توجه به قواعد بلاغی-ادبی. علامه همچنین در خصوص تعارض غیرظاهری، در مواردی با ذکر دلایلِ، یکی از طرفین تعارض را بر دیگری ترجیح داده و در مواردی که دو طرف تعارض بر یکدیگر مزیتی ندارند، قایل به تخییر شده و در برخی دیگر نیز قول به توقف را برگزیده است. بدینترتیب، راهکار های حل تعارض اخبار از نگاه علامه شعرانی با تأکید بر تعلیقات وی بر کتاب وافی بحث شده است.
ازجمله شبهاتی که درباره نهج البلاغه مطرح شده، اعتبار مطالب و استناد آن به امیرالمؤمنین علی (ع) است که اندکی بعد از تدوین نهج البلاغه ادعا شده است و افرادی آگاهانه یا ناآگاهانه به آن دامن زده اند. در این مقاله، با تکیه بر شواهد درون متنی نهج البلاغه بر این نکته تأکید شده است که اگر هیچ سند معتبری هم در این باره پیدا نشود، باز هم می توان ادعا کرد که این جملات و سخنان از آن امام همام (ع) صادر شده است؛ زیرا شواهدی چون علو محتوا و جامعیت، بداعت کلام، تأثیرگذاری و جاذبه عجیب، فصاحت و بلاغت، سخن از رؤیت ملائکه، شنیدن و دیدن نشانه های آفاقی و انفسی، اخبار غیب و خبردادن از آینده، تحدی طلبی درباب علم و آگاهی و هماهنگی وقایع در نهج البلاغه با تاریخ، ثابت می کند که حقایق و معارفی که در این مجموعه عظیم درقالب گفتارهای بدیع و جذاب مطرح شده، از عهده بشر عادی خارج است و این متن درعین صامت بودن، به استنادش به علی (ع) گواهی می دهد.
جَعْل حدیث یکی از آسیب های است که جامعه اسلامی از دوران پیامبر2 بدان دچار شد و ازجمله اهداف آن، ترور شخصیت پیشوایان دینی و سیاسی بوده است. امام حسنR از کسانی است که تیر مسموم جعل حدیث، سیره انسان ساز و الگوآفرین ایشان را وارونه جلوه داده است. در منابع فریقین با طرق مختلف از امام صادقR نقل شده که ایشان پیوسته زن ستانده و طلاق می داده است. در برخی منابع نیز بدون یادکرد سند تعداد همسران ایشان تا سیصد تن شمارش شده است. شواهد حکایت از آن دارند که خاستگاه جعل این احادیث منصور عباسی است، زیرا تاریخ شهادت می دهد او نخستین کسی است که این اتهام را پس از سرکوب قیام سادات حسنی به امام حسنR نسبت داد. بررسی های رجالی و درایه ای اسناد روایات نیز نشان می دهد که برخی از این روایات اساساً فاقد سند بود و ارزش روایی ندارد، باقی روایات نیز به دو تن در شیعه به نام های عبدالله سنان و یحیی بن ابی العلاء الرازی و یک نفر در اهل سنت به نام حاتم بن اسماعیل منتهی می شود. تحقیقات نشان می دهد که احتمال جعل حدیث و وارد ساختن روایات یادشده به وسیله حکومت در کتب حدیثی دو راوی شیعه وجود دارد، و در مورد راوی اهل سنت نیز به دلیل نقل مرسل از امام صادقR احتمالی مشابه می رود. روایات از نظر محتوا نیز در تعارض جدی با ادله نقلی و عقلی است