سازه های اجتماعی- سیاسی عصر قاجار و واقعه ی بابیه در مازندران: تحلیل راهبرد های حکومت در صیانت از حاکمیت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تحلیل تعامل دیالکتیک میان ساختارهای حاکمیتی عصر قاجار و جنبش بابیه در مازندران می پردازد. هدف اصلی، واکاوی زمینه های اجتماعی-سیاسی شکل گیری این جنبش و تبیین راهبردهای حکومت مرکزی در مقابله با آن به منظور صیانت از حاکمیت ملی است. پرسش محوری آن است که سازه های حکمرانی قاجار چگونه بستر گسترش بحران را فراهم کردند و دولت با چه مکانیزم هایی برای مهار این تهدید امنیتی-ایدئولوژیک عمل نمود.
روش تحقیق این مطالعه، تاریخی-تحلیلی است. داده های مورد نیاز از طریق واکاوی پژوهش های معتبر تاریخی و مجموعه های اسنادی منتشرشده که خود مستند به آرشیوهای دست اول هستند، گردآوری و در چارچوب نظریه ساختاربندی گیدنز تحلیل شده اند. تحلیل داده ها با تمرکز بر رابطه ی ساختار و کارگزار و با تکیه بر روش تحلیل محتوای تاریخی صورت پذیرفته است.
یافته ها نشان می دهد ترکیب ساختار ایلی-عشیره ای، جغرافیای منزوی و نظام تیولداری ناعادلانه در مازندران، بستر مناسبی برای رشد نارضایتی و جذب ایده های انقلابی بابیه بود. حکومت در مرحله نخست با واکنش های پراکنده و ناهماهنگ ناکام ماند، اما با مدیریت امیرکبیر، راهبرد ترکیبی منسجمی شامل عملیات نظامی متمرکز، محاصره ی اقتصادی، مقابله ی ایدئولوژیک با همکاری علما و برخورد حکومتی هدفمند اجرا شد. نتیجه، مهار فیزیکی جنبش و بازتولید حاکمیت در کوتاه مدت بود، اما این واقعه به وضوح شکنندگی ساختار قاجار، وابستگی عمیق آن به نهاد سنتی دین و ناتوانی آن در درمان ریشه های بحران را عیان ساخت.