پیش بینی تسهیم دانش در بین معلمان از طریق فرهنگ سازمانی مشارکتی و اعتماد سازمانی
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: از آن جایی که، بررسی نقش فرهنگ مشارکتی و اعتماد سازمانی می تواند به شناسایی زمینه های مؤثر در شکل گیری رفتارهای دانشی در مدارس کمک کند، این پژوهش با هدف پیش بینی تسهیم دانش در بین معلمان، از طریق فرهنگ سازمانی مشارکتی و اعتماد سازمانی در مدارس ابتدایی شهر قم انجام گرفت. روش شناسی پژوهش: روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل ۳۹۹۰ معلم شاغل در مدارس ابتدایی شهر قم بودند که بر اساس جدول کرجسی و مورگان، نمونه ای به تعداد ۳۵۱ نفر به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شد. داده ها از طریق پرسشنامه های استاندارد فرهنگ مشارکتی دنیسون و همکاران (۲۰۱۴)، تسهیم دانش واندن هوف و وان وینن (۲۰۰۴)، و اعتماد سازمانی هوی، گیج و تاتر (۲۰۰۶) گردآوری شد. روایی محتوایی پرسشنامه ها به تأیید متخصصان مدیریت آموزشی رسید و پایایی آن ها به ترتیب 90/0، 95/0 و 88/0 با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شد. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان دادند که بین متغیرهای فرهنگ سازمانی مشارکتی، اعتماد سازمانی و تسهیم دانش معلمان، رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون بیانگر آن بود که فرهنگ سازمانی مشارکتی 5/30 درصد و اعتماد سازمانی 9/39 درصد از تغییرات تسهیم دانش را پیش بینی می کنند. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش بر اهمیت ایجاد ساختارهای فرهنگی و ارتباطی در مدرسه تأکید دارند که با تقویت همکاری، احترام متقابل و امنیت روانی، شرایط لازم برای تبادل مؤثر تجربیات، اطلاعات و دانش حرفه ای میان معلمان را فراهم می سازند.