نقش نخبگان و روشنفکران در آفرنیش بنیان های نوگرایی سیاسی در جامعە کُردی اقلیم کردستان عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۴
73-103
حوزههای تخصصی:
مدرنیزاسیون سیاسی به منزله فرایندی ساختاری–گفتمانی، ناظر بر گذار جوامع از نظم های پیشامدرن، قبیله ای و اقتدارمحور به سوی الگوهای نهادمند، عقلانی، مردم سالار و پاسخگو است. جامعه کُردی اقلیم کردستان عراق، از اوایل قرن بیستم و هم زمان با فروپاشی امپراتوری عثمانی و شکل گیری دولت–ملت عراق، در معرض دینامیسمی دوگانه قرار گرفته است: از یک سو فشارهای ژئوپلیتیکی، مداخلات دولت مرکزی و استمرار ساختارهای سنتی قدرت، و از سوی دیگر کنش های فکری، فرهنگی و سیاسی نخبگان نوگرا. با وجود تلاش های مستمر برای بازتعریف مناسبات قدرت و نهادسازی مدرن، فرایند نوسازی سیاسی به واسطه تداوم نفوذ مناسبات قبیله ای و مذهبی، رقابت های درون نخبگانی، انحصار حزبی قدرت و گفتمان های ایدئولوژیک متعارض، با محدودیت های نهادی قابل توجهی مواجه بوده است. این پژوهش با تمرکز بر نسبت میان نخبگان و روشنفکران کُرد به مثابه کنشگران گفتمانی مدرنیزاسیون سیاسی، می کوشد نشان دهد تعامل و تقابل میان نخبگان سنتی و جریان های فکری نوگرا چگونه بر عمق، شتاب و جهت گیری گذار دموکراتیک اثر گذاشته است. یافته ها، مبتنی بر رویکرد توصیفی–تحلیلی و چارچوب تاریخی–مبنا، نشان می دهد نخبگان فرهنگی از طریق تولید دانش انتقادی، بازتعریف هویت جمعی و ترویج مفاهیمی چون شهروندی، حقوق بشر و مشارکت سیاسی، نقشی محوری در تکوین بنیان های نوگرایی سیاسی ایفا کرده اند؛ هرچند میزان اثرگذاری آنان همواره تابع توازن قوا با ساختارهای سنتی قدرت بوده است.