خوانش اسطوره ای نقش گل حنای فرش اراک بر اساس مفهوم امر قدسی در اندیشه میرچا الیاده
منبع:
مطالعات هنر سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۲)
97 - 115
حوزههای تخصصی:
فرش ایرانی، افزون بر جلوه های بصری، حامل لایه های عمیقی از معناست؛ به گونه ای که هر نقش و رنگ آن به باورهایی کهن، اندیشه هایی دیرپا و مفاهیمی مقدس ارجاع می دهد که ریشه در اسطوره ها دارند. اسطوره ها روایتگر رخدادهای بنیادینی هستند که در زمان آغازین آفرینش به وقوع پیوسته اند و از خلال آن ها، ساختارهای معنایی فرهنگ ها شکل گرفته است. میرچا الیاده، دین پژوه و اسطوره شناس برجسته رومانیایی، آفرینش و عناصر بنیادین آن را عرصه ای برای تجلی امر قدسی می داند؛ عرصه ای که در آن، جهان از طریق نشانه ها و نمادها معنا می یابد. فرش های ایرانی نیز به عنوان متونی بصری، به نحو برجسته ای این تجلی قداست را به مخاطب عرضه می کنند. در این میان، این پرسش مطرح می شود که چگونه می توان نقشی از فرش های منطقه اراک، همچون نقش نسبتاً فراموش شده گل حنا، را از منظر دیدگاه های اسطوره شناسانه میرچا الیاده مورد مطالعه قرار داد؟ بر این اساس، فرض پژوهش بر آن است که میان نظریات الیاده درباره مفاهیمی چون امر قدسی و آفرینش و باورهای اسطوره ای ایران باستان، هم پوشانی ها و شباهت های معناداری وجود دارد که می توان بازتاب آن ها را در قالب نقش هایی چون گل حنا در فرش اراک مشاهده کرد. هدف این پژوهش، بررسی اساطیر مرتبط با این نقش و تحلیل آن در پرتو آرای میرچا الیاده از منظر اسطوره شناسی است. روش تحقیق از نوع بنیادین و با رویکرد توصیفی تحلیلی است و داده ها به شیوه کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که نقش گل حنا در این فرش حامل مفاهیمی اسطوره ای همچون تجلی بهشت، معناهای مرتبط با حفاظت و مراقبت، و تصور احیا و نوگشتن به مثابه تکرار آفرینش است. نقش گل حنا نه صرفاً عنصری تزئینی، بلکه ساختاری اسطوره ای نمادین است که فرش اراک را به مثابه متنی مقدس در سنت بصری ایران قابل خوانش می سازد.