علی صغیری

علی صغیری

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

حضرت علی اصغر (ع)، سند و نماد مظلومیت حضرت حسین بن علی(ع)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۲۰۵
واقعه عاشورا به عنوان نقطه عطفی در تاریخ اسلام، سرشار از مفاهیم بلند انسانی، الهی و اجتماعی است که هر یک از شخصیت های آن، حامل پیام و معنایی خاص اند. در این میان، علی اصغر(ع) فرزند شیرخوار امام حسین(ع) به مثابه نماد کامل مظلومیت و بی دفاعی، جایگاهی ویژه در میان شهدای کربلا دارد. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی و میان رشته ای، می کوشد تا با بهره گیری از منابع معتبر تاریخی و روایی، جایگاه و نقش علی اصغر(ع) را در روایت عاشورا بررسی کند. شهادت این کودک نه تنها صحنه ای اندوه بار، بلکه نمایانگر اوج بی عدالتی و ستمی است که بر اهل بیت پیامبر وارد آمد. این پژوهش، با بررسی ابعاد مختلف فقهی، تاریخی، احساسی و نمادشناختی نشان می دهد که علی اصغر(ع) تنها یک نوزاد شهید نیست، بلکه سندی زنده از مظلومیت و حقانیت نهضت حسینی است؛ نمادی که تا امروز در آیین ها، ادبیات آیینی، و وجدان شیعیان حضوری پررنگ دارد و حامل پیام هایی عمیق برای جوامع انسانی در برابر ظلم و بی عدالتی است.
۲.

بررسی توانایی های ادراکی ماشین ها در درک احساسات انسان بر اساس نظریه ی صورت های نوعیه در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۹۲
این مقاله به بررسی امکان درک حقیقی احساسات انسانی توسط ماشین ها از منظر فلسفه ی صدرایی و نظریه ی صورت های نوعیه می پردازد. با وجود پیشرفت های چشمگیر در زمینه های پردازش زبان طبیعی، بینایی ماشین و یادگیری عمیق، هنوز این پرسش مطرح است که آیا ماشین ها صرفاً داده ها را پردازش و شبیه سازی می کنند یا به ادراک واقعی از احساسات دست می یابند؟ بر اساس مبانی حکمت متعالیه، ادراک احساسات امری فراتر از بازتاب های عصبی است و به نحوی از علم حضوری و تحول درونی نفس مرتبط است. در مقابل، ساختار هوش مصنوعی فاقد جوهر مجرد و قوه ی ادراکی است که بتواند به واسطه ی آن به تجربه ی درونی و حضوری دست یابد. مقاله ی حاضر، با تحلیل تفاوت ماهوی میان پردازش داده و ادراک حقیقی، به محدودیت های ذاتی هوش مصنوعی در این حوزه می پردازد و پیشنهادهایی برای طراحی سامانه هایی با ساختار شبه ادراکی ارائه می دهد. نتیجه آنکه درک حقیقی احساسات امری انسانی و وجودی است که در افق هستی شناسی ماشین نمی گنجد.
۳.

نقد قابلیت ادراک در هوش مصنوعی (AI) بر اساس نظریه اتحاد عالم و معلوم در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۸
مسئله قابلیت ادراک در هوش مصنوعی (AI) یکی از چالش های بنیادین در تقاطع فلسفه ذهن و فنّاوری شناختی نوین است. این مقاله در پی نقد مبنای علم در سامانه های هوش مصنوعی بر پایه نظریه اتحاد عالم و معلوم در حکمت متعالیه است. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-مقایسه ای و با تکیه بر مبانی فلسفه اسلامی، به بررسی مفهومی و انتقادی ماهیت علم در هوش مصنوعی و مقایسه آن با معرفت حضوری در حکمت صدرایی می پردازد. در نظریه اتحاد عالم و معلوم، علم نحوی از وجود است که مستلزم فاعلیت، تجرد نفس و حضور معلوم نزد عالم است، درحالی که هوش مصنوعی فقط داده ها را بدون آگاهی یا ادراک حضوری پردازش می کند. این تمایز نه تنها علم در AI را فاقد بنیاد وجودی و به منزله شبه ادراک نشان می دهد، بلکه پیامدهایی معرفت شناختی و اخلاقی دارد. با توجه به تحلیل ارائه شده، سامانه های هوشمند ماشینی به دلیل نداشتن علم حضوری، فاقد ویژگی هایی چون نیت، قصد، و مسئولیت پذیری اخلاقی اند. بنابراین، مفاهیمی فقهی چون قصد و تعمد نیز که مبتنی بر فاعلیت آگاهانه اند، در مورد AI مصداق ندارند و نمی توان احکام انسانی را بر آن ها بار کرد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان