واکاوی چارچوب حکومت مندی شیطانی از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی متعالی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۳
9 - 40
حوزههای تخصصی:
حکمرانی مفهومی بنیادین در مطالعات قدرت و سامان دهی اجتماعی است که در نظریات معاصر، به ویژه در اندیشه میشل فوکو، به مثابه فناوری هدایت رفتار از طریق ساختارهای نرم و غیرمستقیم فهم می شود. این الگو از حکمرانی، در عین کارآمدی، نسبت به فاعلان غیر مرئی و سازوکارهای اضلال ناپیدا، فاقد ظرفیت تحلیلی کافی است. این پژوهش با الهام از چارچوب حکومت مندی، به بازخوانی تصویر قرآنی از شیطان به مثابه فاعلی حکومتی می پردازد که با بهره گیری از فناوری های نرم، به تنظیم رفتار و ادراک انسان در مقیاس اجتماعی دست می زند. هدف اصلی پژوهش، کشف و تبیین الگوی حکومت مندی شیطان بر اساس تحلیل موضوعی آیات قرآن کریم است. این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش پژوهش موضوعی در قرآن انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که شیطان در قرآن، معمار نظامی چندلایه از قدرت است که در آن، با استفاده از ابزارهایی چون وسوسه، تزئین، تهدید، اغوا و شراکت در اموال، به مهندسی رفتار، ادراک، و حتی ساختارهای کلان اجتماعی می پردازد. این نظام در چهار بُعد قابل تحلیل است: منطق حکمرانی شیطان، فناوری اضلال، حوزه های اعمال قدرت (اقتصاد، فرهنگ، سیاست، سلامت و امنیت) و فرایند سوژه سازی. بازشناسی این الگو، زمینه را برای طراحی سیاست هایی فراهم می کند که در برابر اشکال پنهان اغوا و استحاله فرهنگی، مقاومت نظری و کاربردی تولید می کنند؛ همچنین این چارچوب می تواند مبنایی برای طراحی الگوهای مقاومت فرهنگی، پالایش سیاست گذاری ها، تحلیل جنگ شناختی دشمن و تولید محتوای تمدنی بر پایه تمایز با نظم شیطانی باشد.