رابطه پیوند والدینی با اختلالات خوردن در دانش آموزان دختر: نقش میانجی کمال گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اختلالات خوردن از جمله مشکلات شایع روان شناختی در میان نوجوانان، به ویژه دختران، محسوب می شوند که بررسی عوامل زمینه ساز و تبیین کننده آن ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه پیوند والدینی با اختلالات خوردن در دانش آموزان دختر، با توجه به نقش میانجی کمال گرایی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود . جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرستان بابلسر در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۲ بود. از میان آن ها، نمونه ای به حجم ۲۱۵ نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه پیوند والدینی پارکر (۱۹۷۹)، کمال گرایی چندبعدی فراست (۱۹۹۰)، و مقیاس تشخیص اختلال خوردن استیس (۲۰۰۰) استفاده شد. داده های جمع آوری شده ابتدا با نرم افزار SPSS24 برای آماده سازی و تحلیل های توصیفی بررسی شد و سپس با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS24 تحلیل گردید. یافته ها: پیوند با مادر ( ß=- 0/59) و پیوند با پدر ( ß=- 0/22) اثر منفی معناداری بر کمال گرایی منفی داشتند. همچنین، کمال گرایی منفی اثر مثبت معناداری بر اختلالات خوردن داشت (ß= 0/25). اثر مستقیم پیوند والدینی ( با مادر ß=- 0/13؛ با پدر ß=- 0/03) بر اختلالات خوردن معنادار نبود. اثر غیرمستقیم پیوند با مادر (ß=- 0/15) و پدر (ß=- 0/06) از طریق کمال گرایی منفی معنادار بود . نتیجه گیری: طراحی برنامه های مداخله ای و توانمندسازی برای والدین و افراد در معرض خطر ضروری است، زیرا کمال گرایی می تواند باعث اختلالات خوردن شود. این مداخلات به کاهش مشکلات اختلالات خوردن و بهبود سلامت روانی دانش آموزان کمک می کنند.