فرید نشاط قراملکی

فرید نشاط قراملکی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

رابطه پیوند والدینی با اختلالات خوردن در دانش آموزان دختر: نقش میانجی کمال گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۴
مقدمه: اختلالات خوردن از جمله مشکلات شایع روان شناختی در میان نوجوانان، به ویژه دختران، محسوب می شوند که بررسی عوامل زمینه ساز و تبیین کننده آن ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه پیوند والدینی با اختلالات خوردن در دانش آموزان دختر، با توجه به نقش میانجی کمال گرایی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود . جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهرستان بابلسر در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۲ بود. از میان آن ها، نمونه ای به حجم ۲۱۵ نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه پیوند والدینی پارکر (۱۹۷۹)، کمال گرایی چندبعدی فراست (۱۹۹۰)، و مقیاس تشخیص اختلال خوردن استیس (۲۰۰۰) استفاده شد. داده های جمع آوری شده ابتدا با نرم افزار SPSS24 برای آماده سازی و تحلیل های توصیفی بررسی شد و سپس با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS24 تحلیل گردید. یافته ها: پیوند با مادر ( ß=- 0/59) و پیوند با پدر ( ß=- 0/22) اثر منفی معناداری بر کمال گرایی منفی داشتند. همچنین، کمال گرایی منفی اثر مثبت معناداری بر اختلالات خوردن داشت (ß= 0/25). اثر مستقیم پیوند والدینی ( با مادر ß=- 0/13؛ با پدر ß=- 0/03) بر اختلالات خوردن معنادار نبود. اثر غیرمستقیم پیوند با مادر (ß=- 0/15) و پدر (ß=- 0/06) از طریق کمال گرایی منفی معنادار بود . نتیجه گیری: طراحی برنامه های مداخله ای و توانمندسازی برای والدین و افراد در معرض خطر ضروری است، زیرا کمال گرایی می تواند باعث اختلالات خوردن شود. این مداخلات به کاهش مشکلات اختلالات خوردن و بهبود سلامت روانی دانش آموزان کمک می کنند.
۲.

نقش میانجی همجوشی شناختی و گسلش شناختی در رابطه حساسیت به طرد و بی اشتهایی عصبی در دختران جوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۱۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی همجوشی شناختی و گسلش شناختی در رابطه حساسیت به طرد و بی اشتهایی عصبی در دختران جوان انجام گرفت. طرح این مطالعه توصیفی/ همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دختر دانشگاه تبریز در سال1403 بود که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 307 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه تشخیصی اختلالات خوردن (EDDS) (استیک و همکاران، 2000)، پرسشنامه حساسیت به طرد (RSQ) (داونی و فلدمن، 1996) و پرسشنامه همجوشی شناختی (CFQ) (گیلاندرز و همکاران، 2014) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده گردید. یافته ها نشان داد مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. نتایج نشان داد بین حساسیت به طرد و بی اشتهایی عصبی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (01/0p<)، همچنین بین همجوشی شناختی با بی اشتهایی عصبی رابطه مثبت و معنی داری یافت شد (01/0p<)، اما بین گسلش شناختی با بی اشتهایی عصبی رابطه معنی داری وجود نداشت (01/0<p). اثر غیرمستقیم حساسیت به طرد به واسطه همجوشی شناختی بر بی اشتهایی عصبی مثبت و معنادار بود (01/0p<) .اما گسلش شناختی، رابطه حساسیت به طرد و بی اشتهایی عصبی را میانجی گری نکرد (01/0<p). متخصصان حوزه سلامت روان با تکیه بر این مدل می توانند از مداخلات درمانی مبتنی بر همجوشی شناختی و فاصله گیری شناختی در اختلال بی اشتهایی عصبی استفاده کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان