پیامدهای راهبردهای مورداستفاده اساتید در فرآیند تغییر برنامه درسی قصد شده(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: برنامه درسی از مهم ترین عناصر آموزش عالی هستند که باید از مناسبت لازم در راستای اهداف مربوطه برخوردار باشند. این پژوهش باهدف آشکارسازی پیامدهای مربوط به راهبردهای مورداستفاده اساتید در فرایند تغییر برنامه درسی قصد شده با رویکرد نظریه داده بنیاد انجام یافته است. روش ها: مشارکت کنندگان پژوهش به تعداد 20 نفر از اعضای هیأت علمی شاغل بودند. برای نمونه گیری از رویکرد هدفمند و تکنیک نمونه گیری نظری استفاده شد. برای کفایت حجم نمونه از منطق اشباع داده ها استفاده گردید ابزار مورداستفاده برای جمع آوری داده ها، مصاحبه فردی از نوع نیمه ساختاریافته و یادداشت های عرصه بود. برای تعیین اعتبار داده ها در این پژوهش، از طریق ثبت مصاحبه ها و تأیید توصیف های نهایی توسط شرکت کنندگان و تکنیک زاویه بندی محقق استفاده گردید. متن مصاحبه ها پس از تایپ به نرم افزار MAXQDA 2020 منتقل شده و کدگذاری شدند. کدگذاری بر اساس مدل پارادایم اشتراوس و کوربین (2008) شامل سه مرحله (کدگذاری باز، محوری و گزینشی) بوده است. یافته ها: پیامدهای حاصل از این فرایند شامل پیامدهای مثبت با طبقات: پیشرفت در دستیابی به تکنولوژی و ارتباطات، توانمندسازی، ایجاد تحول و تحقق اهداف و پیامدهای منفی شامل: موانع نظام دانشگاهی، تمرکزگرایی و عدم دستیابی به کارکرد مطلوب بوده است. نتیجه گیری: با توجه به رویکرد اجرای برنامه درسی قصدشده توسط اساتید پیامدهایی حاصل می گردد. اجرای وفادارانه منجر به پیامدهای منفی و هر چه قدر به اجرای سازگارانه نزدیک می شویم پیامدهای مثبت حاصل می گردد. که این نوع اجرا مطلوب ترین نوع می باشد. بر اساس این رویکرد اساتید با عنوان مجریان فعال با برنامه درسی مواجه می شوند و برنامه را مطابق با شرایط زمینه تغییر می دهند.