واکاوی تعادل اصطلاحی در ترجمه محمد دشتی از خطبه های نهج البلاغه با تکیه بر نظریه نایدا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نهج البلاغه نیز مانند هر متن دیگری سرشار از اصطلاحات است. رسیدن به بالاترین سطح همپایگی در ترجمه این اصطلاحات، ارائه معادلی با صورت و معنای مشابه را می طلبد. با این حال به دلیل آن که گاهی، معادل دقیقی در زبان مقصد وجود ندارد یا بافت موجود فقط خوانش ملموس را جایز می داند تا کاربرد زبان اصطلاحی، این امر محقق نمی گردد. در پژوهش حاضر، برابری اصطلاحی از رهگذر نظریه تعادل نایدا در ترجمه محمد دشتی از خطبه های نهج البلاغه مورد بررسی قرار گرفته است. اثر حاضر با روش توصیفی–تحلیلی انجام گرفته است. برآیند پژوهش نشان داد مترجم هنگام ترجمه خطبه ها با این مشکل مواجه بوده که هر دو معنای تحت اللفظی و اصطلاحی در اصطلاحات به صورت همزمان مد نظر بوده است. نظر به بررسی های صورت گرفته، راهبردهای «ترجمه لفظ به لفظ» و «دگرگویی» و « ترجمه با معنا و صورت مشابه» بیش از سایر راهبردها به کار رفته اند. مترجم در عین تلاش برای انتقال پیام و دستیابی به تعادل پویا، در مواردی، منتقل شدن پیام را امری مسلم انگاشته و صورت کلام را ترجمه و بدون معادل یابیِ صحیح وارد زبان مقصد کرده است. همین امر موجب شده مخاطب با انبوهی از اصطلاحات و تعابیر مواجه شود که با فرهنگ او بیگانه اند و در نتیجه به مقصود گوینده سخن پی نبرد.