حسینعلی مهرنیا

حسینعلی مهرنیا

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

سیاست خارجی چین و روسیه در خاورمیانه و تأثیر مسئله فلسطین بر الگوی نفوذ منطقه ای

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۶
خاورمیانه به عنوان یک منطقه استراتژیک در سیاست جهانی، همواره مورد توجه قدرت های بزرگ بوده است. در دهه های اخیر، با توجه به تحولات ژئوپلیتیکی و کاهش نفوذ ایالات متحده، چین و روسیه به طور فزاینده ای به عنوان دو قدرت عمده در حال شکل دهی به سیاست های منطقه ای در این حوزه ظهور کرده اند. این مقاله به بررسی سیاست خارجی چین و روسیه در خاورمیانه و جایگاه مسئله فلسطین در الگوی نفوذ این دو قدرت می پردازد. مسئله فلسطین، به عنوان یکی از موضوعات محوری در سیاست منطقه ای، در سال های اخیر به ابزاری مهم برای تقابل چین و روسیه با غرب و همچنین تقویت روابط خود با کشورهای عربی و ایران تبدیل شده است.گرچه در بازه زمانی گذشته، ایالات متحده و بریتانیا در این منطقه حضور کامل داشتند، امروزه چین، روسیه و بازیگران دیگر نیز اضافه شده و چین و روسیه دو قدرت بزرگ اوراسیا در راستای شکل دادن به چشم انداز جهانی از قصد خود برای جایگزینی سیستم جهانی از یک "شراکت بدون محدودیت" پرده برداشته اند.
۲.

جایگاه خاورمیانه در سیاست خارجی قدرت های بزرگ: بررسی الگوهای رقابت، همکاری و مواجهه ژئوپولیتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۹
خاورمیانه به عنوان یکی از حساس ترین و راهبردی ترین مناطق جهان، همواره در کانون توجه قدرت های جهانی قرار داشته و متغیرهای ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و امنیتی آن نقش تعیین کننده ای در جهت گیری سیاست خارجی این قدرت ها ایفا کرده است. پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکردی تحلیلی توصیفی و اتکاء بر چارچوب های نظری رئالیسم نو و ژئوپلیتیک انتقادی، به بررسی الگوهای رقابت، همکاری و مواجهه میان قدرت های بزرگ در خاورمیانه می پردازد. یافته ها نشان می دهد که بازیگران جهانی—به ویژه ایالات متحده، روسیه، چین و اتحادیه اروپا— بر اساس اهدافی چون کنترل منابع انرژی، مدیریت گذارهای امنیتی، مقابله با رقبای راهبردی و تثبیت نفوذ منطقه ای، راهبردهای متفاوت اما در برخی حوزه ها هم پوشانی یافته ای را در قبال خاورمیانه اتخاذ کرده اند. در این راستا، رقابت های ژئوپلیتیک در حوزه های انرژی، فناوری های نوین، خطوط ارتباطی و موازنه سازی امنیتی از مهم ترین محورهای کنش این قدرت ها محسوب می شود.در این راستا، رقابت های ژئوپلیتیکدر این راستا، رقابت های ژئوپلیتیک در حوزه های انرژی، فناوری های نوین، خطوط ارتباطی و موازنه سازی امنیتی از مهم ترین محورهای کنش این
۳.

واکاوی روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی در راستای نظریه توازن قدرت منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۲۹
ایران و عربستان از قدرت های مهم منطقه غرب آسیا محسوب می شوند و هریک درپی افزایش نفوذ خود در این مناطق و نیز در جهان اسلام می باشند که این خود باعث رقابتی روزافزون بین دو کشور شده است؛ رقابت میان دو کشور بر سیر روابط فی مابین تأثیر بسزایی داشته و فراز ونشیب های فراوانی را طی کرده است. درمسیر این روابط گاه این دو کشور بر سر مسائل منطقه ای، فرهنگی و مذهبی تقابل داشته اند و گاه بر سر منافع  مشترک با هم همکاری کرده اند. این پژوهش با طرح این سؤال که روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی در راستای نظریه توازن قدرت منطقه ای چگونه بوده است، به این پاسخ رسیده است که روابط این دو کشور بر تحولات و سیاست های منطقه ای تأثیر گذار بوده و دو کشور در طول سه دهه گذشته در اِعمال سیاست های منطقه ای به رقابت پرداخته اند. در واقع روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی را باید یکی از دشوارترین عرصه های دیپلماسی خارجی کشور در سه دهه گذشته ارزیابی کرد و روابط و کنش های کشور عربستان به عنوان یک قدرت منطقه ای در برابر جمهوری اسلامی ایران را می توان در چارچوب مربوط به رقابت های منطقه ای در ذیل نظریه توازن قدرت منطقه ای مورد تحلیل و بررسی قرار دادکه چه متغیرهای تأثیرگذاری باعث ایجاد کنش های مختلف در روابط گردیده است؛ و این متغیرهای تأثیرگذار در تغییر موازنه قوا چگونه موجب حساسیت منطقه ای شده است. این پژوهش با بهره گیری از اسناد و تحلیل های مرتبط، با روش تحلیلی مورد بررسی قرار گرفت.
۴.

قدرت نرم و کارکرد سازمان ملل متحد در سیاست خارجی آمریکا پس از 11 سپتامبر 2001(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۸ تعداد دانلود : ۲۹۱
نوشتار حاضر با طرح این سؤال که سازمان ملل متحد با توجه به نظریه قدرت نرم در مقطع بعد از 11 سپتامبر 2001، چه کارکردی در سیاست خارجی ایالات متحده داشته است، به این پاسخ رسیده است که سازمان ملل از ابتدای تأسیس بهترین وسیله اعمال ارزش­های آمریکا و حفاظت از منافع این کشور در عرصه بین­المللی است و جایگاه مهمی در راستای قدرت نرم، تحقق اهداف موردنظر و مشروعیت بین­المللی در سیاست خارجی ایالات متحده داشته است. ایالات متحده در این مقطع پس از خروج نیروهای خود از عراق، توانست در سطوح مختلف این کشور نفوذ و حضور داشته باشد. به طوری که، همانند بسیاری از کشورهای خاورمیانه، تحت تأثیر قدرت نرم ایالات متحده قرار گرفت و سیاست خارجی ایالات متحده در آینده نیز از قدرت نرم عقب نشینی نکرد. راهبرد امریکا بعد از خروج نظامی از عراق تغییر یافت و از سمت و سوی جنگ سخت به جنگ نرم سوق پیدا کرد و با نفوذ مؤسسات و نهادهای مدنی و اجتماعی و عمدتاً با ابزارهای دموکراسی­سازی و حمایت از حقوق بشر و ترویج فکر آزاداندیشی صورت گرفت. در واقع آمریکا پس از 11 سپتامبر 2001 تاکنون، برای پیشبرد ارزش­های خویش در قالب برقراری دموکراسی و حقوق بشر و مبارزه با تروریسم خود را هژمون خیرخواه معرفی کرده است تا جایگاه و نقش سازمان ملل در سیاست خارجی آمریکا بصورت ابزاری برای دست یابی به اهداف و منافع ملی آن کشور براساس مداخله­گرایی گسترش یابنده و چندجانبه­گرایی سمبلیک دربیاید.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان