تاریخ نگاری نیشابور و آسیب شناسی پژوهش در دوره معاصر با تکیه بر نگارش پایان نامه های دانشگاهی (1357-1404ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
268 - 303
حوزههای تخصصی:
نیشابور به واسطه برخورداری از پیشینه تمدنی (از دوره باستان تا معاصر)، از ظرفیت ممتازی جهت پژوهش در گرایش های گوناگون تاریخ برخوردار است. هدف پژوهش حاضر، آسیب شناسی تحلیلی تولیدات دانشگاهی در حوزه تاریخ پژوهی نیشابور در بازه زمانی ۱۳۵۷–۱۴۰۴ش، با اتکا به روش شناسی ترکیبی (تحلیل محتوای کیفی و کمیِ ۳۴ پایان نامه) است. پرسش کانونی این پژوهش بر شناسایی الگوهای تکرارشونده، کاستی های روش شناختی و گسست های معرفتیِ کارنامه تاریخ پژوهی نیشابور با تکیه بر پایان نامه ها متمرکز است. یافته ها نشان می دهد که ۸۵٪ پژوهش ها در انحصار زمانی خاص بوده (قرون ۳–۷ق) و ادوار پیشااسلامی و تحولات معاصر (از دوره صفوی تا انقلاب اسلامی) کمتر مورد بررسی قرار گرفته اند. از سوی دیگر، سلطه گفتمان سیاسی-مذهبی (۷۰٪ عناوین) نیشابور را صرفاً به صحنه کنش نخبگان محدود ساخته و از توجه به دیگر طبقات خودداری شده است. بحران روش شناختی نیز در اتکای ۹۴٪ پژوهش ها به متون کلاسیک، فارغ از توجه به رهیافت های باستان شناسی شهری، منابع آرشیوی و یا تحلیل گفتمان به تولید روایت های توصیفی انجامیده است. همچنین، ناترازی مقاطع (۹۱.۲٪ کارشناسی ارشد در مقابل ۸.۸٪ دکتری) و پراکندگی جغرافیایی شکننده (تمرکز ۶۲.۵٪ تولیدات در تهران و مشهد ۱۵.۶٪ در نیشابور)، دیگر آسیب مشهود است می شود. درمجموع، هرچند تاریخ پژوهی نیشابور در عرصه پایان نامه ها طی یک دهه اخیر با رشد کمی همراه گردیده، اما فاقد پیوستار تمدنی، تنوع موضوعی و عمق روش شناختی لازم برای بازخوانیِ چندلایه تاریخ نیشابور است. راهکارهای پیشنهادی برای توقف و اصلاح این چرخه معیوب، اتخاذ رویکردهای میان رشته ای، توسعه زیرساخت های پژوهشی و بازتعریف نقش دانشگاه نیشابور به عنوان کانون پژوهش های بومی است.