سیده مریم مشیریان فراحی

سیده مریم مشیریان فراحی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

اثربخشی آموزش فرزندپروری ذهن آگاهانه بر خودتنظیمی شناختی هیجانی در مادران کودکان 5 تا 10 سال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۶
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش فرزندپروری ذهن آگاهانه بر خودتنظیمی شناختی هیجانی در مادران کودکان 5 تا 10 سال بود. طرح این پژوهش نیمه آزمایشی با الگوی پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش را مادران کودکان 5 تا 10 سال یکی از مناطق شهر مشهد تشکیل می دادند. تعداد 40 نفر از این مادران به صورت داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی  در گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گردآوری داده ها با پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ) و پرسشنامه درجه بندی رفتاری کارکردهای اجرایی (BRIEF) انجام شد. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه آموزش فرزندپروری ذهن آگاهانه را دریافت کرد. در این مداخله ای برای گروه کنترل انجام نشد. تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر نشان داد که آموزش فرزندپروری ذهن آگاهانه بر افزایش راهبردهای سازاگارانه و کاهش راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان مادران اثربخش است (0.01>P). بر اساس یافته های این پژوهش آموزش فرزندپروری ذهن آگاهانه باعث افزایش بهره مندی مادران از راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان می شود،  لذا استفاده از نتایج این مطالعه به مدرسان آموزش خانواده، روان شناسان و مشاوران کودک و نوجوان پیشنهاد می شود.
۲.

بررسی رابطه علی تروماهای دوران کودکی بر شدت اضطراب فراگیر: نقش میانجی دشواری تنظیم هیجان و باورهای خود انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه تجارب تروماتیک دوران کودکی بر شدت اضطراب فراگیر و نقش میانجی دشواری تنظیم هیجان و باورهای خود انتقادی انجام شد.   روش: روش توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونه شامل 250 نفر از مراجعه کنندگان به مراکز مشاوره دانشگاه های غیرانتفاعی در سنین  ۱۸ تا 60 سال مشهد در سال ۱۴۰۳ بود که به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. داده ها به کمک پرسش نامه اضطراب فراگیر (اسپیتزر و همکاران، ۲۰۰6)، تجارب تروماتیک دوران کودکی (برنستاین و همکاران، ۲۰۰۳)، خودانتقادی (تامپسون و زوروف، 2004) و دشواری تنظیم هیجان (گرتز و رومر، 2004) جمع آوری شد. داده ها با نرم افزار SPSS(نسخه 26) و  SMARPLS( نسخه 3) تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل از برازش خوبی برخوردار است. در مسیر مستقیم تمامی اثرات مثبت و معنادار بودند (001/0=P). همچنین در مسیر غیر مستقیم نقش میانجی دشواری تنظیم هیجان ( 136/0=β  ) و باورهای خودانتقادی (051/0=β ) در رابطه با تجارب تروماتیک دوران کودکی و شدت اضطراب فراگیر تأیید شد؛ که هر دو معنادار بودند (05/0P<). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که تجارت دوران کودکی، دشواری تنظیم هیجان و خود انتقادی به طور مستقیم و غیر مستقیم فاکتورهای مهمی در شدت اضطراب فراگیر هستند و بررسی این فاکتورها جهت مداخلات کارآمد باید مورد توجه درمانگران قرار گیرد.
۳.

ارتباط نگرش مذهبی با میزان رضایت زناشویی، سلامت روان شناختی و تاب آوری، در کارمندان زندان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۰ تعداد دانلود : ۴۱۷
هدف از انجام پژوهش، بررسی رابطه ی بین نگرش مذهبی با رضایت زناشویی و سلامت روان، با میانجیگری تاب آوری است. مواد و روش ها: روش انجام پژوهش، از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه ی پژوهش، کارکنان زندان چناران، به تعداد 120 نفر است. با نمونه گیری در دسترس، نمونه ها به تعداد 60 نفر انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش، مقیاس نگرش مذهبی براهنی، پرسش نامه ی تاب آوری کانر و دیویدسون، سلامت روان GHQ-28 و مقیاس زوجی انریچ بوده است . پس از شرکت آزمون دهندگان در پژوهش، نمره ها وارد نرم افزار SPSS (نسخه ی 19) شد و شاخص توصیفی - همبستگی پیرسون، رگرسیون و تحلیل ANOVA و تحلیل مسیر مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد بین نگرش مذهبی و نمره ی سلامت روان، رابطه ی معکوس و معناداری وجود دارد (01/0>P). همچنین نشان داد که بین نگرش مذهبی و رضایت زناشویی، رابطه ی مثبت و معناداری وجود دارد (05/0>P). افزون بر این، مشخص شد که بین تاب آوری و سلامت روان، رابطه ی معناداری وجود ندارد، ولی بین تاب آوری و رضایت زناشویی، رابطه ی مثبت و معناداری وجود دارد (01/0>P). نتیجه های تحلیل مسیر نشان داد نگرش مذهبی و تاب آوری به صورت مکمل، 43 درصد از رضایت زناشویی را پیش بینی می کند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاکی از وجود رابطه ی بین نگرش مذهبی و تاب آوری، با مؤلفه های سلامت روانی و رضایت زناشویی است.
۴.

مقایسه توجه دیداری فضایی و چالاکی مهارت دیداری- دستی در کودکان دبستانی مبتلا به اختلالات یادگیری با کودکان عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۰۵۱
هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه توجه دیداری فضایی و چالاکی مهارت دیداری- دستی در کودکان مبتلا به اختلال یادگیری با کودکان عادی می باشد. روش پژوهش پس رویداری و جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر مبتلا به اختلالات یادگیری و عادی در مقطع دبستان شهر مشهد بود، که به وسیله نمونه در دسترس 15 نفر کودک مبتلا و20 نفر کودک عادی انتخاب شد.ابزارها شامل آزمون کرسی رایانه ای وآزمون تعقیب دایره چرخان رایانه ای است. داده ها با روش آزمون T دو جامعه مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تحلیل داده ها نشان داد بین میانگین نمرات دانش آموزان مبتلا به اختلال و همتایان عادی آنان در آزمون کرسی و تعقیب دایره چرخان تفاوت معنی داری وجود دارد؛به طوری که توجه دیداری – فضایی و چالاکی مهارت دیداری – دستی کودکان مبتلا به اختلال یادگیری ضعیف تر از کودکان عادی است. این مشکلات باید در افراد مبتلا به اختلالات یادگیری مد نظر باشد و هدف مداخله قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان