کاربرد آگاهی مغزی مبتنی بر طب مکمل در ارتقاء توانمندی های شناختی کودکان: شواهدی از یک پژوهش نیمه آزمایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روان شناسی بالینی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۰
1 - 25
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش آگاهی مغزی مبتنی بر طب مکمل بر بهبود کارکردهای اجرایی کودکان دبستانی انجام شد. روش پژوهش: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با گروه کنترل و پیش آزمون–پس آزمون بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان 9 تا 12 ساله یکی از مدارس ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. نمونه پژوهش شامل 60 دانش آموز بود که به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (30 نفر) و کنترل (30 نفر) گماشته شدند. گروه آزمایش طی هشت هفته در قالب 15 جلسه آموزش آگاهی مغزی ساختارمند شرکت کرد. محتوای مداخله شامل چهار بخش اصلی تمرکز، تقویت حواس، نگرش آگاهانه و رفتار آگاهانه بود. ابزار پژوهش پرسشنامه کارکردهای اجرایی بریف والدین و آزمونهای عملکردی کارکردهای اجرایی بود که توسط والدین در دو مرحله پیش و پس از مداخله تکمیل شد. داده ها با استفاده از آزمون t همبسته، تحلیل کوواریانس و محاسبه اندازه اثر تحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش آگاهی مغزی موجب بهبود معنادار شاخص های تنظیم شناختی، تنظیم هیجان و تنظیم رفتار در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد (p<0.01). اندازه اثر به ویژه در شاخص تنظیم شناختی چشمگیر بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، آموزش آگاهی مغزی می تواند رویکردی مؤثر، کم هزینه و قابل اجرا در محیط های آموزشی باشد و به ارتقای کارکردهای اجرایی و توانمندسازی کودکان دبستانی کمک کند.