تحلیل تطبیقی عوامل مؤثر بر نابرابری های نظام سکونت شهری-روستایی؛ مطالعه موردی: استان چهارمحال و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹۲
۱۴۸-۱۳۵
حوزههای تخصصی:
هدف: نابرابری های نظام سکونت شهری–روستایی از مهم ترین چالش های توسعه منطقه ای در ایران محسوب می شوند که موجب برهم خوردن تعادل فضایی و افزایش جریان های مهاجرتی از نواحی روستایی به شهرها شده اند. این نابرابری ها حاصل ترکیب عوامل اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی است که در سطوح مختلف ساختاری، فضایی و سیاستی عمل می کنند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامع عوامل مؤثر بر نابرابری های نظام سکونت در استان چهارمحال و بختیاری، تبیین روابط متقابل میان متغیرهای مؤثر و ارائه مدلی شناختی برای دستیابی به توسعه متوازن و پایدار منطقه ای انجام شده است. روش پژوهش: تحقیق از نوع کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی–تحلیلی با رویکرد ترکیبی (کمی–کیفی) است. داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته، مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل های فضایی گردآوری شده اند. جامعه آماری شامل 384 نفر از ساکنان شهری و روستایی (بر اساس فرمول کوکران) و 20 نفر از کارشناسان حوزه برنامه ریزی بود. تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS، GIS و MICMAC و به کارگیری آزمون های t و ANOVA، تحلیل رگرسیون، تحلیل فضایی و ماتریس آثار متقاطع انجام گرفت. برای افزایش اعتبار نتایج، از اجماع خبرگان در قالب سه مرحله ای دلفی نیز استفاده شد. یافته ها: نتایج بیانگر تفاوت معنادار در سطح رفاه، درآمد و زیرساخت میان مناطق شهری و روستایی بود. میانگین درآمد سرانه در شهرها (12.3 میلیون تومان) به طور معناداری بالاتر از روستاها (7.4 میلیون تومان) است و شاخص دسترسی به زیرساخت ها در مناطق شهری (3.10) نسبت به روستاها (2.20) برتری دارد. تحلیل MICMAC سه عامل کلیدی کم آبی و تغییرات اقلیمی، کمبود زیرساخت اقتصادی و ناکارآمدی سیاست های توسعه را به عنوان محرک های اصلی نابرابری شناسایی کرد. ترکیب این نتایج با تحلیل GIS منجر به تولید دو نقشه تحلیلی شد که نواحی شرقی و جنوب شرقی استان را به عنوان کانون های بحرانی نابرابری فضایی مشخص ساخت. نتیجه گیری: یافته ها مؤید حاکمیت الگوی تمرکز فضایی منطبق با نظریه های قطب رشد پرو و مکان مرکزی کریستالر است، اما استمرار این تمرکز از دیدگاه پژوهشگران نامطلوب از منظر توسعه پایدار منطقه ای ارزیابی می شود. الگوی ترکیبی GIS–MICMAC ارائه شده در این پژوهش با تبیین تعامل بین عوامل ساختاری و فضایی، ابزاری کارآمد برای شناسایی اولویت های فضایی، تصمیم سازی مبتنی بر شواهد، و کاهش شکاف های اجتماعی–اقتصادی در سایر استان های کشور به شمار می آید.