بهگویی ابزار گفتمانی قدرتمندی است که برای تقویت و افزایش نزاکت اجتماعی و حفظ خود انگارة اجتماعی طرفین گفت و گو به کار می رود و سازگاری روابط بینفردی را آسان میکند. بیشتر واژههای بهگویانه در زبان فارسی در حوزة مسائل مربوط به مرگ، مسائل جنسی، مواد زاید بدن، تبلیغات، ناتواناییهای جسمی، اعضای بدن، بیماریهای روانی، مواد مخدر، ناسزاها و تجارت به کار میروند.
هدف پژوهش حاضر بررسی شیوههای ساخت بهگوییها و طبقهبندی آن ها در زبان فارسی است. در این مقاله می کوشیم به این پرسش پاسخ دهیم که بهگوییها در زبان فارسی از چه ابزار و سازوکارهای زبانی و شناختی بهره می برند؟ با توجه به تحلیلهای صورت گرفته در این مقاله، در زبان فارسی، سه شیوة اصلی تغییر واجی، وام گیری واژگانی و ساختهای معنایی در جهت ساخت به گویی ها به کار میروند. در این پژوهش نشان می دهیم که ابزارهای زبانی به کار رفته در ساخت به گوییها در زبان فارسی عبارت اند از تکرار شوندگی، حذف، وامگیری واژگانی، استلزام معنایی، استعاره، مجاز، تضاد معنایی، کمگفت، مبالغه، اطناب، رَدّ خُلف، واژههای مبهم، گسترش معنایی و عبارات اشارهای.
در این مقاله با بررسی شواهد مختلفی از زبان های فارسی و انگلیسی، نشان داده خواهد شد که حسن تعابیر، به لحاظ کاربردشناختی، دو گونه جدا از یکدیگرند: حسن تعابیر نوع اول (حسن تعابیر رایج) برای نشان دادن نزاکت اجتماعی و جلوگیری از خدشه دار شدن احساسات افراد جامعه درباره موضوعات مختلف؛ مانند مسائل جنسی، مرگ، تولد، اعضای بدن، ناتوانی های جسمی، بیماری های روانی، هوش و ناسزاها به کار می روند. از طرف دیگر، کاربران زبان به وسیله جایگزین کردن عبارات و واژه های حسن تعبیری نوع اول به جای عبارات و واژه های ناخوشایند، سعی در حفظ وجهه اجتماعی خود و مخاطبان دارند. اما نوع دوم حسن تعابیر (حسن تعابیر ناپسند)، ترفندی است برای پنهان کردن رسوایی های سیاسی و اقتصادی، پوشاندن حقیقت، و فریب و کنترل افکار عمومی به هنگام صحبت درباره موضوعات و رویدادهای اجتماعی. در واقع، در این نقطه است که گویندگان و نویسندگان از حسن تعبیر، نه در جهت پرهیز از کاربرد واژه های آزار دهنده، بلکه برای فریب افکار عمومی استفاده می کنند و این همان جایی است که ما را وارد گستره حسن تعابیر «غیرصادقانه» می کند.
در عصر اقتصاد دانش محور، سازمانها از دو نوع منبع متمایز برای ارزش آفرینی و کسب سود استفاده می کنند: منابع مادی یا مشهود، و منابع فکری یا نامشهود. از طرفی، گفته می شود سرمایه فکری می تواند بهتر از سرمایه مادی و فیزیکی، شاخصهای عملکرد مالی شرکتها را تبیین کند. با این پیش فرض، تحقیق حاضر با مطالعه بر روی عملکرد 22 شرکت دارویی در دوره 87-1383 دریافت که استفاده کارا و مطلوب شرکتها از منابع مادی و فکری بر شاخص سودآوری آنها اثر می گذارد. همچنین، کارایی سرمایه انسانی بر بهره وری تأثیر منفی، و کارایی سرمایه ساختاری بر حقوق صاحبان سهام تأثیر مثبت دارد. نهایتاً، هیچ دلیلی مبنی بر اینکه تغییرات ارزش بازار شرکتها را می توان به عملکرد سرمایه فکری نسبت داد، یافت نشده و به نظر می رسد بازار دارویی ایران کماکان به سرمایه¬های مادی بیشتر از سرمایه¬های فکری حساسیت نشان می دهد.