آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۰۵

چکیده

متن

از اماکن متبرکه شهر مدینه، که در طول تاریخ همواره مورد توجه و اعتنای زائران بوده، مسجد فضیخ است که در مردادماه سال 1380 تخریب شد. (به قصد بازسازی یا... تاکنون روشن نیست). این مسجد در شرق منطقه قُبا و در نزدیکی شارع باب العوالی قرار داشته است. زمانی که خیابان باب العوالی یا شارع علی بن ابی طالب از حرم به سمت جنوب طی می شود، سر یک دو راهی، وقتی داخل خیابان امیر عبدالمجید (شارع حزام پیشین) می شوی، پس از طی یک و نیم کیلومتر راه، در سمت راست این خیابان، یک خیابان است که مسجد در داخل آن است. از سر خیابان تا مسجد، حدود سیصد متر است. در انتهای فرعی پیشگفته، مسجد فضیخ ـ در اصل مسجد بنوقریظه ـ بوده که اکنون خراب شده است. تجدید بنای مسجد متعلق به دوره عثمانی بود که تعمیراتی در آن صورت گرفته و کاملا قابل استفاده بود.
در باره مسجد فضیخ دو پرسش مطرح است: نخست آن که در مدینه منوره و درست در همین منطقه، طایفه یهودی بنوقریظه زندگی می کرده اند که رسول خدا صلی الله علیه و آله در زمان محاصره آنان، در محلی نماز می خواند که بعد از آن حضرت، در آن محل مسجدی به نام مسجد بنوقریظه ساخته شد. این مسجد تا قرون اخیر سرپا بود و زائران برای خواندن نماز تحیّت بدانجا می رفتند. اکنون محل این مسجد مشخص نیست. شنقیطی محل آن را در بنای امر به معروف و نهی از منکر واقع در حره شرقی دانسته است.(2)
بر این اساس، نخستین پرسش این است که:
چه نسبتی میان مسجد فضیخ و مسجد بنوقریظه وجود دارد؟ به طور اجمال باید گفت، بر خلاف آنچه که امروزه شهرت دارد و تا پیش از تخریب تابلویی با عنوان «مسجد فضیخ» بر این مسجد نصب شده بود، نظریه دیگری بر آن است که این مسجد در اصل مسجد بنوقریظه است که در گذر زمان به خطا مسجد فضیخ دانسته شده است.
اما پرسش دوم آن است که:
میان «مسجد فضیخ» و «مسجد شمس» یا «رد شمس» چه نسبتی است؟ آیا مسجد فضیخ همان مسجد رد شمس است یا این که اینها دو مسجد هستند؟ در اینجا نیز به اجمال باید گفت: در حقیقت، مسجد فضیخ همان مسجد رد شمس یا مسجد شمس است.
مسجدِ فضیخِ فعلی، همان مسجد بنوقریظه است
محمد الیاس عبد الغنی در باره ارتباط میان مسجد فضیخ و مسجد بنوقریظه، تحقیقی انجام داده است که استدلال های وی را نقل کرده و مرور می کنیم. وی بر این باور است که مسجدی که امروزه فضیخ نامیده می شود، در اصل همان مسجد بنوقریظه است.
عبدالغنی می گوید: سید غالی محمد الشنقیطی می گوید: مسجد بنوقریظه از میان رفته و محل فعلی در بنای حِسبه در حره شرقی قرار گرفته است. این نظریه نادرست است؛ چرا که مورّخان اتفاق نظر دارند که مسجد بنوقریظه در میان مسجد بنونضیر(3) و مشربه ام ابراهیم بوده و مشربه در شمال مسجد بنوقریظه قرار داشته است. بنابراین، با مشخص بودن موقعیت مشربه امّ ابراهیم روشن است که مسجد بنوقریظه در جنوب آن قرار داشته است؛ این در حالی است که بنای حِسْبه در جنوب مشربه نیست تا محل فعلی مسجد بنوقریظه باشد.(4)
به هر روی، در این اواخر میان مورّخان معاصرِ شهرِ مدینه، خطایی رواج یافته و آن این که نام مسجد فضیخ را بر مسجد بنوقریظه اطلاق می کنند.(5) تابلویی هم با عنوان «مسجد الفضیخ» بر این مسجد قرار گرفته که روشن نیست پیش از اظهار نظر مورخان معاصر نصب شده و آنان را به خطا انداخته یا آن که تابلوی مذکور ناشی از اظهار نظر این قبیل مورّخان بوده است.
عبدالغنی ضمن اشاره به خطایی که درباره مسجد بنو قریظه پیش آمده و تابلوی مسجد فضیخ بر آن نصب شده ـ طبعا پیش از تخریب ـ به بیان عباراتی از آثار کهن که به تعیین محل مسجد فضیخ و مسجد بنوقریظه مربوط می شود، پرداخته است:
* نخستین نکته آن است که نویسندگان قدیمی، همگی بر این اعتقادند که مسجد فضیخ در شرق مسجد قبا بوده و مسجد بنوقریظه در شرق مسجد فضیخ با فاصله طولانی قرار دارد. بنابر این، مسجد شماره (1) در شرق مسجد قبا همان مسجد فضیخ واقعی و مسجدشماره(2)(6) در شرق مسجد فضیخ با فاصله زیاد، مسجد بنوقریظه است.
* دومین نکته آن است که مسجد فضیخ، روی زمینی مرتفع قرار داشته و هر زائری به راحتی می تواند دریابد که این وصف بر مسجد شماره (1) منطبق است نه مسجد شماره (2).
* سومین نکته آن است که مورخان کهن، مسجد فضیخ را مسجد کوچکی دانسته اند.
مَطَری (م 741) می نویسد: «و هو مسجدٌ صغیر». مراغی (م 816) هم می نویسد: «و هو صغیر جدًّا». سمهودی (م 911) نیز می نویسد: «مسجد فضیخ مربع و مقدار آن از مشرق به مغرب یازده ذراع و از سمت قبله به شام، همین مقدار است». عباسی (در قرن یازدهم) می نویسد: «مسجدٌ صغیر». عیاشی (در سفرنامه سال 1073) می نویسد: «مسجد کوچکی است». همین طور فیروزآبادی (م 817) خوارزمی (م 827) ابوالبقاء مکی (م 854) و عبدالحق دهلوی.(7)
این در حالی است که همین مورخان، مسجد بنوقریظه را مسجدی بزرگ وصف کرده اند؛ مسجدی مربع شکل که طول آن 45 ذراع و عرض آن هم به همین مقدار است. این مطلب را ابن النجار (م643) مطری (م 741) فیروزآبادی (م817) سمهودی(م911) احمد العباسی (قرن یازدهم) و ابراهیم عباس الصدیقی (م 1300 ق) یادآور شده اند.
آنچه در باره مساحت فضیخ گفته شده، منطبق است بر مسجد شماره (1)؛ همان مسجدی که نزدیک قباست و آنچه در وصف مسجد بنوقریظه گفته شده، منطبق است بر مسجد شماره (2) همان که امروزه به خطا به نام مسجد فضیخ شناخته می شود.
عبدالغنی می افزاید: من در 14 ربیع الأول سال 1418 ق . مسجد بنوقریظه؛ ـ همین مسجدی که اکنون تخریب شده ـ را مساحت کردم و دیدم دقیقا همان مقداری است که مطری آن را معرفی کرده است؛ یعنی 45 ذراع در 45 ذراع، که حدود 22 متر در 22 متر می شود.
* چهارمین نظریه را مطری، سمهودی، عباسی، ابوسالم عیاشی، فیروزآبادی و صدیقی مطرح کرده اند، و آن اینکه مسجد بنوقریظه در کنار در ورودی باغی است که به باغ حاجزه معروف بوده است. در این باره، میان مورّخان مدینه اختلافی نیست. این وصف، تنها منطبق بر مسجد شماره (2)؛ یعنی مسجدی است که به خطا مسجد فضیخ خوانده می شود. حاجزه تا به امروز در میان ساکنان اطراف این مسجد شناخته شده است. بنابر این، ثابت شد که مسجد مزبور، نه مسجد فضیخ بلکه مسجد بنوقریظه است. ابراهیم عیاشی از نویسندگان متأخر، پس از آن که تصویر این مسجد را آورده، می نویسد: این مسجد بنوقریظه در جنوب شرقی مدینه در کنار بابِ باغِ حاجزه است. ابن باغ در سمت غربی و جنوبی مسجد قرار دارد.(8)
علی حافظ از دیگر تاریخ نویسان مدنیِ دوره اخیر، از باغ حاجزه سخن گفته است. وی گرچه در تعیین محل مسجد دقیق نبوده و میان مسجد فضیخ و باغ حاجزه را جمع کرده است، در باره مسجد فضیخ می نویسد: در همسایگی این مسجد، باغی که تا به امروزه به حاجزه معروف است، قرار دارد.(9) در واقع وی اگر وصف نویسندگان کهن را که مسجد بنوقریظه را کنار باغ حاجزه دانسته اند در نظر داشت، می بایست تصریح می کرد که این مسجد نه مسجد فضیخ بلکه مسجد بنوقریظه است.
* پنجمین نکته در باره مسجد فضیخ آن است که مورخان نوشته اند: در حاشیه وادی روی زمینی مرتفع قرار دارد. مراغی می نویسد: «علی شفیر الوادی علی نشز من الارض».(10) سخاوی می نویسد: مسجد فضیخ، کوچک در شرق قبا و در حاشیه وادی است. این مطلب را سمهودی، احمد العباسی، ابوسالم عیاشی و ابراهیم عیاشی (م1400ق) و محمد الطیب الأنصاری (م1363 ق .) نیز نوشته اند.(11) این وصف برمسجد شماره(1) منطبق است نه مسجد شماره (2). مقصود از وادی، وادی مُذَیْنب است که فاصله زیادی با مسجد شماره (2) یعنی بنوقریظه ـ یا آنچه به خطا مسجد فضیخ خوانده شده ـ دارد.
* ششمین نکته آن است که مورخان اتفاق نظریه دارند بر این که مسجد فضیخ در شرق مسجد قبا و در نزدیکی آن است. روشن است که این وصف بر مسجد شماره (1) منطبق است که نزدیک به یک کیلومتر فاصله دارد نه مسجد شماره (2) که چیزی بیش از دو کیلومتر با آن فاصله دارد. محمد کبریت الحسینی (م 1070) نوشته است: فاصله میان مسجد قبا و مسجد شمس که درحال حاضر به مسجد فضیخ معروف است، نصف میل (حدود 700) است و در جهت شرقی قبا است.(12) محمد اَمحزون از نویسندگان معاصر نوشته است: فاصله مسجد فضیخ با مسجد قبا 700 متر است.(13) تمامی این وصف ها بر مسجد شماره (1) منطبق است؛ در حالی که مسجد شماره (2) فاصله زیادی از مسجد قبا دارد و نمی تواند با آن جملات قابل تطبیق باشد. بنابر این، نباید مسجد بنوقریظه را مسجد فضیخ خواند.
با توجه به آنچه گذشت، باید گفت، مسجدی که در حال حاضر به نام فضیخ شناخته می شود و در مرداد ماه سال 1380 تخریب شده ، در اصل مسجد بنوقریظه است.
اکنون به معرفی مسجد بنوقریظه می پردازیم
این مسجد در اصل محلّی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگام محاصره بنوقریظه ـ پس از پایان محاصره مدینه در غزوه خندق ـ در آنجا نماز خواندند. ابن شبّه از مسجد بنوقریظه به عنوان یکی از مساجدی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن نماز خوانده یاد کرده است.(14)
ابن نجار می نویسد: این مسجد در منطقه عوالی باقی مانده و مسجد بزرگی است که بنای آن شبیه مسجد قباست و در اطراف آن باغات و مزارع و مشربه امّ ابراهیم است.(15)
مطری هم نوشته است: مسجد بنوقریظه در شرق مسجد الشمس با فاصله ای دور، در ناحیه حره شرقی در نزدیکی باغی است که اکنون به باغ حاجزه معروف است. این باغ وقف فقرا بوده و در میان خانه های خرابی قرار گرفته که برخی از آنها خانه های بنی قریظه در شمال باب باغ حاجزه است. شماری از مردم عوالی هم در آن اطراف زندگی می کنند. بنای مسجد، بنایی عالی ـ ملیح ـ به سبک مسجد قباست. طول آن 45 ذراع و عرض آن نیز همین مقدار است. بانی آن عمر بن عبدالعزیز والی وقت مدینه است که همزمان با بنای مسجد قبا آن را به دستور خلیفه وقت ولید بن عبدالملک ساخت.(16)
در قرن نهم، مراغی، فیروزآبادی، خوارزمی وابوالبقای مکی، با یاد از مسجد و موقعیت آن، مطلب تازه ای نگفته اند.(17)
سمهودی با اشاره به آگاهی هایی که مطری داده، می افزاید: شاهین جمالی، شیخ حرم، در سال 893 دیوار آن را تجدید بنا کرد.(18) مورخان قرن یازدهم تا چهاردهم به این مسجد پرداخته اند، اما آگاهی تازه ای جز همین که در شرق مسجد فضیخ با فاصله دور بوده و در حره شرقی قرار دارد، به دست نداده اند.(19)
گذشت که محمد الشنقیطی نوشته است: مسجد بنوقریظه از میان رفته و محل آن در مکان فعلی سازمان حِسْبه (هیئت امر به معروف) در حره شرقی است.(20) طبعا اظهار این مطلب از سوی شنقیطی همراه با نوعی مسامحه همراه بوده و نادرست است؛(21) زیرا مورّخان بر این نکته اتفاق نظر دارند که مسجد بنوقریظه میان مسجد بنونضیر و مسجد مشربه ام ابراهیم قرار دارد؛ و مشربه هم در سمت شمالی مسجد بنو قریظه است. از آنجایی که محل مشربه روشن است،(22) پس مسجد بنوقریظه باید در سمت جنوبی آن باشد. در این صورت نبایست در محل هیئت امر به معروف باشد که در سمت جنوبی مشربه نیست.
بر اساس آن چه گذشت، نباید تردید کرد مسجدی که به مسجد فضیخ شهرت دارد، در واقع مسجد بنوقریظه است که در حال حاضر تخریب شده و بر مؤلف روشن نیست که قصد بازسازی آن را دارند یا نابودی کامل آن را ! همانند بلایی که سر مسجد شمس در قربان آمد یا آنچه که در سال 1407 ق . بر سر مشربه امّ ابراهیم آوردند.
روایات متعددی حکایت از آن دارد که رسول خدا صلی الله علیه و آله در مسجد بنوقریظه نمازگزارده اند. حتی بعدها که یهودیان از میان رفتند، یکبار حضرت در خانه زنی از خضر «امرأة من خضر» نماز خواندند که این منزل، بعدها داخل مسجد بنوقریظه شد. در این نقل تأکید شده است که محل نماز خواندن رسول خدا صلی الله علیه و آله در شرق مسجد بنی قریظه بوده، جایی که مناره بوده و در حال حاضر (یعنی قرن سوم هجری) آن مناره منهدم شده است.(23)
مسجد فضیخ کدام است؟
مسجدی در فاصله یک کیلومتری شرق مسجد قبا واقع است و محل آن، برای کسی که از سمت قبا می آید، در تقاطع شارع قربان با شارع العوالی است. مسجد با این تقاطع، حدود سیصد متر فاصله دارد و در خیابانی است که در کنار وادی کشیده شده است. در حال حاضر این محل به صورت «الحَوْش المسوّر» یک چهار دیواری بدون در ورودی قرار گرفته است.
در منابع موجود از این مسجد، با عناوین، «مسجد فضیخ»، «مسجد بنونضیر»، و «مسجد شمس» یا «رد شمس» یاد می شود.
در منابع موجود اهل سنت، دو حکایت برای مسجد فضیخ گفته اند:
نخست، ارتباط آن با فضیخ است، که نوعی شراب است که از خرما می گیرند و سُکْرآور و مست کننده است. حکایت فضیخ را از ابو ایوب انصاری و انس بن مالک روایت کرده اند. در این روایت آمده است که ابو ایوب انصاری و شماری از صحابه در اینجا ظرف های پر از شراب خرما را پس از شنیدن خبر تحریم خمر وارونه کردند و شکستند. به همین دلیل مسجدی که در اینجا بنا شد، به مناسبت این موضع ِاطاعت گرایانه اصحاب، مسجد فضیخ نامیده شد.(24) حکایت انس نیز بر اساس نقل احمدبن حنبل آن است که می گفت: من در آنجا به مردم، فضیخ (شرابِ خرما) می دادم. مردی آمدوگفت: خمرحرام شد. حاضران گفتند: بس کن انس. من هم بس کردم.(25)
حکایت دیگر مسجد فضیخ به نقل از جابر بن عبداللّه انصاری است. وی می گوید: در جریان محاصره بنونضیر، رسول خدا صلی الله علیه و آله قبه خود را در نزدیکی مسجد فضیخ برپا کرد و برای شش شب در موضع فضیخ نماز می خواند. وقتی خمر حرام شد، خبر به ابوایوب انصاری و برخی از انصار همراه او رسید که در حال خوردن فضیخ بودند. آنان ظروف فضیخ را وارونه کرده محتویاتش را ریختند. به همین دلیل آنجا مسجد فضیخ نامیده شد.(26) به نظر می رسد جای تحقیق در این نقل ها همچنان باقی است. به ویژه زمان تحریم خمر که اختلافات چندی در آن وجود دارد.
در کنار نام مسجد بنونضیر و مسجد فضیخ، نام دیگری نیز برای این مسجد گفته اند، و آن «مسجد شمس» است. مطری می نویسد: در حال حاضر مسجد فضیخ را مسجد شمس می نامند که روی زمینی مرتفع واقع شده که سنگ های سیاه در آن پهن است و مسجد کوچکی می باشد.(27)
مسجد فضیخ در منابع شیعه
اما در منابع شیعه، مطالب دیگری در باره مسجد فضیخ آمده است. نخستینِ آنها روایتی است که لیث مرادی از امام صادق علیه السلام در باره علت نامیده شدن آن به مسجد فضیخ یاد می کند. حضرت می فرماید: فضیخ نام نوعی نخل است؛ به همین دلیل آن مکان را مسجد فضیخ نامیده اند.(28) همان گونه که علامه مجلسی نوشته،(29) در کتاب های لغت فضیخ به معنای نخل نیامده و بر اساس این روایت، می توان گفت که فضیخ نامی برای نوعی نخل بوده که در مدینه وجود داشته و صرفا کاربرد محلی داشته است.
اما این که فضیخ با شراب چه ارتباطی دارد، روایت مفصلی در تفسیر قمی از امام باقر علیه السلام روایت شده است. طبق این روایت، ابوبکر پیش از تحریم خمر، خمر فراوان خورده و مست شده بود تا آن که آیات تحریم خمر نازل شد. آن زمان، تنها نوع خمر ـ در اینجا، خمر به معنای سکرآور بر اساس روایتِ «امّا الْخَمْر فُکُلُّ مُسْکر مِنَ الشّراب اِذا أخمر فهو خمرٌ» همین خمر از خرما (اعم از خرمای نارس و تمر) بوده است. وقتی آیات تحریم نازل شد، رسول خدا صلی الله علیه و آله در مسجد نشستند و به مردم دستور دادند ظروف محتوی خمر را آورده، بر زمین بریزند. آنگاه فرمودند: «هذِهِ کُلّها خَمْر حَرَّمهااللّه ُ».
در ادامه روایت آمده است که آن زمان، بیشترین خمری که وجود داشت، همین فضیخ بود.(30)
در روایت دیگری آمده است که حضرت می پرسند: آیا به مسجد قبا،
خرابه های مسجد بنی قریظه
مسجد فضیخ و مشربه امّ ابراهیم رفته اید؟ زائر می گوید: «نعم، امّا انّه لَم یَبق مِن آثارِ رَسُول اللّه مِنْ شَیْ ء الاّ وَ قَد غُیِّر غَیر هذا».(31) در روایات دیگری هم توصیه به خواندن نمازدرمسجدفضیخ شده است.(32)
اما مهم تر از همه این ها، روایتی است که در باره رد شمس نقل شده و راویِ آن، اسماء بنت عمیس، همسر جعفربن ابی طالب علیه السلام است که بعدها همسر امام علی علیه السلام شد. راویِ این روایت موسی بن عمار است که می گوید: همراه امام صادق علیه السلام وارد مسجد فضیخ شدیم. آن حضرت نقطه ای را نشان داد و فرمود: زمانی اسماء با فرزندش از جعفر اینجا نشسته بود. یکباره به گریه افتاد. فرزندش علت گریه را جویا شد. ایشان گفت: به یاد حدیثی از امام علی علیه السلام افتادم که برایم درباره این نقطه نقل کرد. آنگاه روایت رد شمس و بازگشت خورشید برای خواندن نماز عصر امام علی علیه السلام را نقل می کند.(33) طبعا این حکایت باید مربوط به غزوه بنی نضیر باشد. به نقل بیاضی ابن فورک هم همین نقل را از اسماء بنت عمیس در کتاب «الفصول» خود آورده است.(34)
اکنون جای این پرسش هست که چرا مسجد فضیخ در قرن هفتم به مسجد شمس شهرت داشت؟ مطری، که گویا نخستین کسی است که نام مسجد شمس را به کار برده، هیچ دلیلی برای این مطلب نیاورده و تنها می نویسد: «و مسجدُ الفضیخ و یعرف الآن بمسجد الشمس و هو شرقی مسجد قبا علی شفیر الوادی علی نشز من الأرض، مرضوم بحجارة سود و هو صغیر جدّا.(35) با این حال نویسنده معاصری در باره نامیده شدن این مسجد به شمس می گوید: این بدان دلیل بوده که خورشید در آغاز طلوعش بر اینجا می تابیده است!(36) به نظر می رسد این دلیل بی توجیه باشد. به احتمال زیاد، شیعیان قرن ششم و هفتم با توجه به روایت رد شمس، نام مسجد را در قرون یاد شده که دوران تسلط آنان بر مدینه بوده، مسجد شمس یا رد شمس گذاشته اند. طبعا در اینجا نام شمس، توجیه حدیثی و تاریخی دارد در حالی که بحث خورشید، پشتوانه تاریخی ندارد.
شهرت این مسجد به شمس از قرن هفتم آغاز شده و ادامه یافته است. فیروزآبادی (م 817) که به نظر می رسد از مطری تأثیر پذیرفته، می نویسد: از جمله مساجدی که پیامبر صلی الله علیه و آله در آن نماز خوانده، مسجد الفضیخ است. این مسجد امروزه به نام مسجد شمس شهرت دارد و در شرق قبا در کنار وادی بر زمینی مرتفع است که سنگ های سیاه درآن پهن است.(37)
مطلبی که در برخی از اذهان وجود داشته و الخیاری هم یادآور شده، این است که مسجد فضیخ مسجدی به جز مسجد شمس است.(38) این مطلب همان گونه که عبدالغنی گفت، ناشی از خلطی بوده که در میان متأخرین میان مسجد فضیخ و مسجد بنوقریظه وجود داشته است؛ یعنی وقتی مسجد بنوقریظه، به خطا فضیخ نامیده شد، طبعا کسانی که در محله قربان و در نزدیکی قبا به دنبال مسجد شمس بوده اند، و واقعا هم محلی به این نام در آنجا بوده، فضیخ را مسجدی به جز رد شمس دانسته اند. در حالی که فضیخ و رد شمس مسجدی است در قبا که در حال حاضر صورت قبرستان داشته و اطراف آن چهاردیواری بدون در ورودی است. و مسجدی که به خطا مسجد فضیخ نامیده می شود، در واقع همان مسجد بنوقریظه است.
پی نوشتها:
فرهنگنامه جغرافیایی مکه و مدینه

________________________________________
1 این مقاله با استفاده کامل از مطالبی که محمد الیاس عبدالغنی درکتاب «المساجد الأثریه» آورده، نوشته شده و افزون بر ارائه استدلال های وی، مطالبی مطابق روایات تاریخی که در منابع شیعه آمده، بر آن افزوده شده است.
2 . الدر الثمین، ص148. به نظر می رسد که شنقیطی مسجد بنوظفر را که به لحاظ تاریخی دقیقا در جای مرکز حسبه بوده، با مسجد بنوقریظه خلط کرده است.
3 . نام دیگر مسجد شمس.
4 . المساجد الاثریه، ص178
5 . آثار المدینة المنوره، ص141 ؛ تاریخ معالم المدینة المنورة قدیما و حدیثا، ص123
6 . به کار بردن شماره یک و دو برای ارجاع راحت تر مطالب در باره دو مسجد یاد شده است.
7 . به ترتیب بنگرید: التعریف، ص45 ؛ تحقیق النصرة، ص137 ؛ وفاء الوفاء، ج 3، ص82 ؛ عمدة الاخبار، ص171 ؛ المدینة المنورة فی رحلة العیاشی، ص111 ؛ المغانم المطابة، برگ 215 ؛ اثارة الترغیب، برگ 139 ؛ البحر العمیق، برگ 158 ؛ جذب القلوب، ص142
8 . المدینه بین الماضی و الحاضر، ص39
9 . فصول من تاریخ المدینة المنوره، ص144
10 . تحقیق النصره، ص182
11 . به ترتیب بنگرید: التحفة اللطیفة، ج 1، ص70 ؛ خلاصة الوفاء، ص380 ؛ عمدة الاخبار، ص171 ؛ المدینة المنورة فی رحلة العیاشی، ص111 ؛ المدینة بین الماضی و الحاضر، ص30 ؛ عمدة الاخبار (پاورقی)، ص170
12 . الجواهر الثمینة فی محاسن المدینة، ص222
13 . المدینة المنورة فی رحلة العیاشی، (پاورقی) ص111
14 . تاریخ المدینة المنورة، ج 1، ص70
15 . اخبار مدینة الرسول (ص)، ص116
16 . التعریف بما آنست الهجرة، ص45
17 . بنگرید: تحقیق النصرة، ص137 ؛ المغانم المطابه، برگ 216 ؛ اثارة الترغیب، برگ 139 ؛ البحر العمیق، برگ 158
18 . وفاءالوفاء، ج 3، ص825
19 . بنگرید: عمدة الاخبار، صص172 ـ 173 ؛ المدینة المنورة، ص111 ؛ المناهل الصافیة العذبة، ص63 ؛ مرآة الحرمین، ج 1، ص419
20 . الدر الثمین، ص148
21 . اشاره کردیم که وی مسجد بنوظفر را با مسجد بنوقریظه خلط کرده و جایی را که معین کرده، در واقع محل مسجد بنوظفر است.
22 . مشربه در همان شارع امیر عبدالمجید است. کسی که از حرم به خیابان عوالی رفته و از آنجا سر دوراهی وارد شارع عبدالمجید می شود، قریب پانصد متر را که طی کند، دست چپ مشربه ام ابراهیم قرار دارد.
23 . تاریخ المدینة المنورة، ج 1، ص70
24 . آثار المدینة المنورة، ص142
25 . مسند احمد، ج 3، صص183، 189
26 . تاریخ المدینة المنورة، ج 1، ص 69؛ التعریف بما آنست الهجرة، ص 48
27 . التعریف، ص48
28 . کافی، ج 4، ص561 ؛ التهذیب، ج 6، ص18
29 . بحار الانوار، ج 97، ص214
30 . وسائل الشیعه، ج 25، ص281
31 . کافی، ج 4، ص561
32 . من لایحضره الفقیه، ج 1، ص229 ؛ ج 2، ص574 ؛ التهذیب، ج 6، ص17
33 . کافی، ج 4، ص562 ؛ وسائل الشیعة، ج 14، ص355
34 . الصراط المستقیم، ج 1، ص201
35 . التعریف، ص48
36 . آثار المدینة المنورة، ص142
37 . المغانم المطابه، برگ 215
38 . تاریخ معالم المدینة المنورة، ص125

تبلیغات