هدف پژوهش: هدف پژوهش حاضر ارائه مدل ساختاری تفسیری از موانع و محرک های فرهنگی توسعه سیاسی در ایران بود. روش انجام پژوهش: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی-پیمایشى و از لحاظ روابط، از نوع علت ومعلولی بود. جامعه آماری: در این پژوهش، برای تعیین حجم نمونه به روش نمونه گیری قضاوتی هدفمند عمل شد که بر این اساس 9 نفر از خبرگان دانشگاهی استان اصفهان در امر پژوهش مشارکت کردند. یافته ها و نتیجه پژوهش: این تحقیق دو مدل را با استفاده از مدل سازی تفسیری ساختاری (ISM) ارائه داد. مدل اول ۱۳ مانع فرهنگی توسعه سیاسی در ایران را شناسایی کرد که به چهار سطح تقسیم بندی شده اند. سطح اول شامل "روان رنجوری"، "ضعف اخلاق کاری"، "ضعف روحیه جمعی"، "رفتار بی نظم" و "تجربه سوزی" بود که آسیب پذیرترین موانع بودند. سطح دوم شامل "تبعیض و نابرابری"، "محافظه کاری"، "ترس از مواجهه با واقعیت" و "چاپلوسی و دورویی" بود. سطح سوم شامل "جزم گرایی و نقد ناپذیری" و "عقل گریزی" بود. سطح نهایی (چهارم) نیز شامل "سنت گرایی افراطی" و "خان سالاری" بود که به عنوان مهم ترین موانع شناسایی شدند. مدل دوم بر روی محرک های فرهنگی توسعه سیاسی تمرکز داشت و چهار محرک را در سه سطح ارائه داد. سطح اول "تمایل به دانش و توسعه قدرت" را برجسته کرد که به عنوان آسیب پذیرترین محرک شناخته شد. سطح دوم شامل "هویت ملی-مذهبی و افتخار" بود. سطح سوم شامل "ارزش های بنیادی دین" و "تجربیات تاریخی" بود که به عنوان تأثیرگذارترین محرک ها در مدل شناخته شدند.