مطالب مرتبط با کلید واژه " مجسمه شهری "


۱.

مجسمه سازی در فضاهای شهری

کلید واژه ها: شهرفرمفضافضای شهریمجسمهمجسمه شهری

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای زیبا هنرهای تجسمی مجسمه سازی و برجسته کاری ایران و اسلام
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات هنر هنرهای کاربردی معماری کاربردی ایران و اسلام
تعداد بازدید : ۱۳۷۳ تعداد دانلود : ۶۵۳
شهرهای امروزی، سرشار از عناصر و آرایه های نامناسب و آشفته هستند و شهروندان به نوعی غرق در این همه آشفتگی، نیازمند مواجهه با فضاهایی مناسب، زیبا و هماهنگ با محیط خود هستند. بی شک ورود هنر و به ویژه ""مجسمه های شهری"" به عرصه فضاهای شهری، یکی از مناسب ترین راه حل ها، جهت زیباسازی فضاهای محیطی و ساختن فضاهایی جهت تمرکز و تعامل شهروندان در شهرها می باشد. اگر این آثار هماهنگ و متناسب با فضای محیطی خود باشند، مجسمه در فضای شهری مورد نظر به شیوه ای هماهنگ قرار می گیرد و البته شهروندان هم می توانند به خوبی با آن ارتباط برقرار نمایند و به نوعی درک و سلیقه زیباشناسانه این مخاطبین نیز ارتقا می یابد. در این راستا، علاوه بر مهارت هنرمند در خلق یک اثر حجمی زیبا و متناسب، شناخت فضاهای شهری مورد بحث و تسلط هنرمند به آن نیز می تواند به توفیق هر چه بیشتر اثر بیانجامد. غرب، البته در این زمینه پیشتاز بوده است. در این مقاله فارغ از تمامی فضاهای متعددی که در شهرها یافت می شود، فضاهایی هنرمندانه و حاوی آثار زیبا و متناسب مجسمه های شهری پیشنهاد می شود.
۲.

نسبت میان مجسمه با محیط و مخاطب

کلید واژه ها: محیطمعماریمخاطبفضای شهریمجسمه شهریهنر شهری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۹ تعداد دانلود : ۲۵۱
میزان موفقیت یک عنصر هنر شهری به زمینه گرایی اثر و هم خوانی آن با فرصت های ارایه شده محیطی وابسته است. ارتباط بین مجسمه با فضا و نسبت حاکم میان شاخصه های فیزیکی (ابعاد، جنسیت) و غیر فیزیکی (موضوع، سبک، کارکرد) مجسمه ـ که در فرایند خلق اثر منجر به ایجاد شاخصه های ذهنی منظر شهر از جمله ایجاد هویت و خاطره ذهنی مشترک و حس تعلق می شودـ با مکان نصب اثر که شامل سه رکن، محیط، معماری و مخاطب است؛ از عوامل تأثیر گذار در قابلیت پذیرش مجسمه به عنوان یک مصداق هنر شهری است. تعیین نحوه ارزش گذاری و پررنگ کردن تعدادی از شاخص های ساختاری نسبت به دیگر شاخص ها، نقشی مشارکتی است که میان آفریننده اثر و منظرساز به عنوان عنصر هماهنگ کننده، مشترک است. این نوشتار با بررسی ویژگی های مجسمه و فضا به عنوان دو عامل اصلی شکل گیری هنر شهری، با ارایة چند نمونه از مجسمه های شهری دوره های مختلف شهر تهران، به بررسی این ارتباط پرداخته و دلایل رد یا پذیرش این آثار را در زمینة شهری عنوان می کند.
۳.

مجسمه در میدان یا غار افلاطونی؟

تعداد بازدید : ۲۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۱
پس از دوره قاجار با الگوبرداری از مدرنیسم غربی، در شهر تهران فضاهایی موسوم به میدان ایجاد شد که از معنای تاریخی «میدان» در زبان فارسی به مثابه فضایی تعاملی، تجمع پذیر و پیاده مدار، دور و به «فلکه» به منزله فضای مناسب برای تردد سواره نزدیک بوده است. متأسفانه امروز این دو عنصر شهری- میدان و فلکه- یکی انگاشته می شود. از پیامدهای مخرب این انطباق، قرارگیری مجسمه در مرکز این فلکه هاست که در حال حاضر تبدیل به اصل زیبایی ساز و هویت بخش منظر شهری شده است. نتیجه این رفتار آن است که امروزه مدیریت شهری، هنرمندان و شهروندان، این فلکه ها را معادل ذهنی و تاریخی میدان تلقی کرده و مرکز آن را مناسب ترین مکان برای قرارگیری مجسمه شهری می شناسند. این مقاله نشان می دهد که با توجه به تعریف هنر شهری به مثابه هنری ویژه فضاهای عمومی، میادین [فلکه های] تهران محمل مناسبی برای حضور مجسمه نیست؛ چراکه فضای آنها در رده فضای جمعی به معنای فضاهایی اجتماعی و تعاملی با مخاطب جای نمی گیرند و مجسمه فلکه ها قادر نیست نقش مورد انتظار از هنر شهری را ایفا نماید.
۴.

جنگ و مجسمه های شهری تهران؛ از واقعیت عینی تا امر ذهنی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۳۱۰
جنگ های متعدد از جمله با روس ها در دوره قاجار، جنگ جهانی دوم در دوره پهلوی و جنگ هشت ساله با عراق در دوره جمهوری اسلامی تجربیاتی است که ایران معاصر طعم آن را چشیده است. از سوی دیگر تجربه حضور مجسمه شهری در تهران معاصر نیز این پرسش را به ذهن متبادر می سازد که مجسمه شهری به مثابه گونه هنری چگونه تجربیات جنگی را بازتاب داده است؟ و در دوره های مختلف چه رویکردهایی بر بازنمایی موضوع جنگ در آثار پدیدار شده است؟ این مقاله مبتنی بر روش تحقیق اسنادی است که در آن مجسمه ها به عنوان سند مورد بررسی قرار می گیرند. با استناد به کتب و اسناد تاریخی در مجموع 47 مجسمه در ارتباط با موضوع جنگ که تاریخ داشتند از دوره قاجار تا سال 1389 مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد مجسمه های تهران را می توان به دو مقطع اصلی «قاجار تا انقلاب اسلامی» و «انقلاب اسلامی تا 1389» تقسیم کرد. در مقطع اول به واسطه تجربیات و هجوم های زیاد به کشور، جنگ معنای عام یعنی «تهاجم» دارد. از این رو سیاست حاکم از طریق مجسمه های شهری واقع در میادین – به عنوان عنصری حکومتی سعی در نمایش قدرت نظامی حکومت می کند؛ از توپ های جنگی به عنوان نخستین نمونه ها تا پیکره های سواره نظام شاه. از سوی دیگر مفاهیم انقلابی بعد از مشروطه همچون عدالت خواهی و آزادی خواهی نیز در اشکال اسطوره ای مبارزه در فضای میدان نمود پیدا می کند. در مقطع دوم، انقلاب اسلامی باعث تفسیر دیگری از مدلول جنگ شده؛ به طوری که از جنگ به دفاع مقدس تعبیر می شود و اسطوره سازی، قهرمان سازی و بیان مفاهیم انقلابی و ارزشی هدف قرار می گیرد؛ ساخت مجسمه و سردیس فیگوراتیو از شهدا به عنوان تکریم مقام قهرمانان دفاع مقدس و یادمان ها و مجسمه های انتزاعی از مفاهیمی چون شهادت، ایستادگی و رشادت که هم در فضاهای عمومی (بوستان ، میدان، خیابان) و هم غیرعمومی (حاشیه بزرگراه) نصب می شوند.