آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۳۱

چکیده

متن

اشتغالات فراوان میرزا فراغتى براى تالیف و تصنیف برایش باقى نگذاشته بود. خود نیز به لحاظ احتیاط تحول فکرى کمتر بر مطلبى قرار مى گرفت و براین اساس دست نوشتهاى خود را به کنار مى نهاد.
ولى از آنچه یارانش در ضمن تقریر درسهاى استاد و یا بیان خصوصیات درسى آن بزرگوار در خلال خاطرات خود گفته اند مى توان راهى به فهم شیوه فقهى حضرتش گشود و آن را در ضمن اصول کلى که از آثار و سیره میرزا برگرفته ایم به عنوان روش فقهى میرزا بیان کنیم.
توجه به روایات
روایات در مکتب فقهى سامراء جایگاه ویژه اى داشت. همراه با بحثهاى علمى واستدلالهاى عقلى واجتهادى شاگردان را به سرچشمه هاى تفقه آگاه کرده و آنان را با روایات اهل بیت که از منابع اصلى استنباط احکام به شمارند مرتبط مى سازد.
این شیوه را میرزا به هنگام بیان احکام براى مردم نیز در حد ممکن چه در رساله علمیه و چه دراستفتائات عمومى مراعات مى نمود. هدف ایشان این بود که : ضمن پاسخ گویى به مسائل شرعى مردم را با منابع و متون اصلى نیز آشنا نماید و به اعتقادات و روشن بینى آنان استحکام بخشد و بر میزان دانش و آگاهى
مکتبى آن بیفزاید. به عنوان نمونه :از میرزا درباره پوشیدن لباسهایى که از کشورهاى اجانب وارد مى شود سئوال شده است.ایشان در پاسخ فرموده است :
در حدیث است که :
لا تلبسوا نلا بس اعدائى و لا تطعموا مطاعم اعدائى ولا تسلکوا مسالک اعدایى فتکونوااعدائى کما هم اعدائى 2.
پوشیدنیهاى دشمنانم را نپوشید واز خوردنیهاى آنان مخورید و راههاى آنان را نپوئید که شما نیز همانند آنان مرا دشمن خواهید بود.
میرزا دراین روش به جاى القاء مسائل به صورت واجب و حرام مردم را با منابع فقه آشنا مى کند و آنان را با سرچشمه هاى فیض پیوند مى زند. همان روشى که ائمه ( ع ) با مردم در پیش داشتند دو در آغاز غیبت در جواب مسائل شرعى معمول بود. علماء بویژه اثال شیخ صدوق در کنار بیان مسائل اعتقادى و فتوا در مسائل شرعى گاه از متن روایات استفاده مى کرده اند و خود نقش واسطه انتقال مسائل راازامام به مردم بر عهده داشته اند.البته مقصودازاین سخن شیوه اخباریان که تنها به ذکراحادیث در بیان مسائل اکتفا شود و هر گونه اظهارنظر و استنباط ممنوع باشد نیست بلکه در کناربحث و بررسیهاى اجتهادى در حد ممکن مردم نیز مى بایست به متون اصلى و کلمات قرآن و و پیامبر و ائمه آشنا گردند و بر آگاهى و نورانیت آنان افزوده گردد.
نقش عرف دراستنباط
احکام و دستورات شرعى هماهنگ با زبان عامه مردم و عرف زمان صادر شده است. معارف اسلامى پیراسته از مشکلات و پیچیدگیهاى به دوراز فهم و عقل معمول مردم مى باشد وگرنه اسلام از گردونه جامعه به دور مى افتد.احکام صادره از زاویه اى جداى از فهم عرفى نمى تواند مورد قبول صاحب شریعت باشد.
حضرت امام دراین باره مى نویسد:
[دراخبارى که راجع به فقه است و مسلم است که فهم آن موکول به عرف است یک مباحثه دقیقه اى تشکیل مى دهند که عقل از فهم آن عاجر است فضلااز عرف و آن را به ارتکاز عرف نسبت مى دهند!
هر کس منکراست به مباحثى که در باب[ على الید] وامثال آن از قواعد کلیه خصوصا در باب معاملات است رجوع کند] 3.
ازاین روى فقه از جامعه جدا مى افتد و گاه مسائلى که در زوایاى مدارس منقطع از مردم طرح شده و هیچ ارتباطى به کتاب و عترت ندارد به اسم مکتب امام صادق منتشر مى شود.
شیوه میرزا در فقه و تدریس مسائل فقهى بسیا رمعتدل بود واز دقتها و نکته سنجى هاى جدا ئاز فهم مردم برکنار بود. بسیارى از بزرگان این ویژگى راازامتیازات فقهى میرزا به شمار آورده اند. آقابزرگ مى نویسد:
[ وقتى در فهم حدیث تکلم مى نموداو را مى دیدى که بر معتدل ترین راه و مطابق با عرفیات و وجدانیات گام مى زند واز باریک بینیهاى بسیار ریز به دور است. و وقتى در پیچیدگیهاى مسائل به سخن مى نشست براى فلاسفه بسیار دقیق هم اعجاب انگیز بود] 4.
در عین دقت فراوان و آشنایى باافکار مختلف فلاسفه واصولیین از تفکرى مستقیم و منظم برخوردار بود.ارتکازات عرفیه را در نظر داشت و در بیان مطالب فقهى واصولى به طور مکرر بدن استشهاد مى کرد. چه بسیار معضلات اصولى را بعداز بیان نقادانه با فهم عرفى حل مى کرد. آنچه با فهم عرفى مساعدت نداشت مردود مى دانست. آنچه از تبادر عرفى به ذهن مى آید برتر مى شماردازاوهامى که در طى سالها کاوش در مسائل فکرى محض و دور شدن از فهم عرفى به ذهن شکل مى دهند:
والاعتبار والوجدان الصحیح الخالى عن شوائب الاوهام الحاصل لنا فى اربعین سنه بعد تتبع الاستعمالات فى جمیع اللغات اعدل شاهد على ذلک. 5
اعتبار و وجدان سالم و تهى از رسوبات خیال که براى ما در طرف چهل سال بعداز تتبع موارداستعمال این مساله در همه زبانها پیدا شده بهترین شاهد براین سخن است.
این مساله نشانگر طرز نگرش میرزا به مسائل است. در عین تخصص در معقول و تلمذ فلسفه در محضراساتیداصفهان آن را بااستنباطات فقهى واصولى مخلوط نمى کند و هریک را در جایگاه مخصوص خود فرو مى آورد.
نقش زمان و مکان دراستنباط
احکام و شریعت دو نوع است. برخى ثابت و لایتغیر که تغییر زمان و مکان آنها را دگرگون نمى سازد و حیلت و یا حرمت آنها تا روز قیامت تغییر نمى کند و برخى دیگر تغییر مى کنند و زمان و مکان در آنها تاثیر مى گذارد یعنى موضوعى در برهه اى از زمان داراى حکمى است و در زمانى دیگر داراى حکمى دیگر. روابط حاکم بر سیاست واجتماع و اقتصاد در دگرگونى و تحولات احکام این موضوعها تاثیر دارد.
به بیانى دقیق تر: تحولات اقتصادى واجتماعى مووضع حکم را عوض مى کنند و قهرا موضوعات جدیداحکام تازه اى را مى طلبند.
این گونه تلقى از فقه ایجاب مى کند که
مجتهد در حوزه وظایف فقاهت تنها به حکم نیندیشد بلکه موضعات را مدام ارزیابى کند و به هنگام احساس تحول در موضوعات به استنباط احکام آن اقدام کند. دراین صورت فقه حیات اصلى خود را حفظ مى کند و همراه با جامعه در حرکت است.
از آن جا که شناخت موضوع ازارکان اصلى فتوا واظهارنظراست فقیه جامع شرائط نمى تواند بدون آگاهى کافى نسبت به موضوعات و شناخت کافى از آنها بویژه احکام اجتماعى حکم صادر کند.ازاین روى با کثرت مشاغل اجتماعى و گسترش دامنه مسائل نو و متنوع و تبدیل و تنوع موضوعات خراجى فقیه در مسند فتوا علاوه بر ضرورت ارتباط با مردم بایداز مشاورانى هوشیار که در مسائل مختلف اجتماعى سیاسى و اقتصادى تخصص داشته باشند برخوردار باشد تااز روى علم و آگاهى همه جانبه حکم صادر کند
میرزا به این همه توجه داشت. علاوه که خود با مردم مرتبط بود واز احوال و مشکلات آنان آگاه بود در شهرهاى دیگر نیز از وکلاء و مشاورانى دوراندیش و خردمند برخوردار بود.اینان موضوعات را مشخص مى کردند و مرجع شیعیان با توجه به آنها فتوا مى داد.
به نوشته آقا بزرگ تهرانى :
[ مرحوم میرزا شاگردانش را در مسائل عرفى جامعه هم تربیت مى کرد. چگونگى معرشرت و گفتگو و هم نشینى با مردم را بدانها مى آموخت. و در راه تکامل یک عالم مذهبى هر آنچه را که در کنار علم و تحصیلش لازم بود تعلیم مى داد.از میان اصحابش عده اى را براى مشاوره درامور دینى و عمومى برگزیده بود تا در شهرها و نواحى اطراف آن نماینده او باشند] 6.
دست پروردگان مکتب سامراء نیز به نقش زمان و مکان در استنباط احکام واقف بوده اند.
مرحوم نائینى در تقسیم بندى احکام بین احکام ثابته واحکام متغیر که زمان در نسخ آنها موثراست فرق گذاشته و شناخت موضوعات ثابت و متغیر را موکول به نظر نواب عام ولى عصر و وکلاء آنان مى داند. آن جناب پس از نقل نامه حضرت امیر به مالک اشتر در وظایف والیان مى نویسد:
دوم ازاصول و مهام وظایف مذکوره تشخیص کیفیت قرارداد دستورات و وضع قوانین و ضبط تطبیق آنها بر شرعیات و تمیز مواد قابله نسخ و تغییر از ماعداى آن است.
بدان که : مجموعه وظایف راجعه به نظم و حفظ مملکت و سیاست امورامت خواه دستورات اولیه متکلفه اصل دستورالعملهاى راجعه به وظایف نوعیه باشد یا ثانویه متضمنه مجازات بر مخالفت دستورات اولیه على کل تقدیر خارج از دو قسم نخواهد بود: یا منصوصاتى است که وظیفه عملیه آن بالخصوص معین و حکمش در شریعت مطهره مضبوذات و یا غیر منصوص است که وظیفه عملیه آن به واسطه عدم اندراج در تحت ضابط خاص و میزان مخصوص غیر معین و به نظر و ترجیح[ ولى] موکول است. واضح است که : هچنانکه قسم اول نه به اختلاف اعصار وامصار قابل تغییر واختلاف و نه جز تعبد به منصوص شرعى الى القیامم الساعه وطیفه و رفتارى در آن متصور تواند بود همین طور قسم ثانى هم تابع مصالح و مقتضیات اعصار وامصار و به اختلاف آن قابل اختلاف و تغییراست. چنانچه با حضور و بسط ید ولى منصوب الهى عزاسمه حتى در سایراقطار هم به نظر و ترجیحات منصوبین از جانب حضرتش موکول است. در عصر غیبت هم به نظر و ترجیحات نواب عام 7.
و یا در تعیین خطامشى حکومت اسلامى در شرائط و وظایف وکلاء مجلس که در واقع قانونگذاران و رهبران جامعه هستند در راس همه امور آگاهى به زمان و مجتهد بودن در فن سیاست آشنایى به حیله هاى بین المللى حقوق مشترک بین الملل اطلاع بر مقتضیات عصر را مطرح مى سازد.اینک نمونه هایى ازاحکام و فتاواى مرحوم میرزا که بیانگر نقش زمان و مکان در تغییر و تحول احکام است.اشاره مى کنیم :
تحریم تنباکو
مسلما تنباکو حرمت ذاتى ندارد. قبل از فتوا مورداستفاده اکثریت مردم و علماء و مراجع بوده است و تصرف مالکانه در آن مجاز با فتواى میرزا استفاده از تنباکو حرام واستفاده کنندگان از آن نجس و حق مالکیت آن ساقط مى شود.دلیل عمده آن حیلت واین حرمت تاثیر زمان و مکان در تحول این حکم است و آن هم در ظرف خاص یعنى توجه حاکم اسلامى به تسلط بیگانگان از راه تنباکو بر مملکت اسلامى و فساد ناشى از آن و مصالح کلى دین و جامعه اقضاء کرده استت که این حق به رهبر جامعه و ولى مسلمانان داده شود که بتواند حلیت و مشروعیت نخستین را محدود کند آن را موقتا بر مردم حرام کند تا بدین وسیله راه نفوذاجانب مسدود شود.این حکم موقت است که پس از رفع ضرورت به حال اولى خود برمى گردد.
میرزا حسن آشتیانى از یاران میرزا و مجرى فتوا درایران در جواب علماء سوریه که از وى مى پرسند که میرزا توتون را حرام کردن چرا شمااستعمال مى کنید گفت :
[حرمه لما یترتب على فعله من المضره و هى تمکین الاجنبى من استنزاق منافع البلاد فترکناه یومئذ. فلما زال هذاالمخذور
عدناالیه و المباح یصیر محرمااذا کان فیه ضرر و یحل اذ زال الضرر فمن کان یضره اکل الارز حرم علیه الکه فلما زال الضرر حل] 8.
حرمت تنباکو به واسطه ضررهایى بود که دربرداشت و آن مضرات امکان تسلط بیگانگان بر بلاد مسلمانان بود. و ما در آن هنگام آن را ترک کردیم. چون مشکل برطرف شد ما ب حلیت اول برگشتیم. مباح آن گاه که زیان مى رساند حرام مى شود و چون ضرر برطرف شد حلال مى شود. مثلا برنج براى کسى که ضرر دارد حرام مى شود و چون ضرر برطرف شد حلال مى شود.
حرمت سیگار واستفاده از لباس خارجى
در عصر میرزا نفوذ فرهنگى واجتماعى غرب به جوامع اسلامى در حال پیشرفت بود. دراین راستا پوشیدن لباسهاى خارجى و سیگار که نوع جدیدى از تدخین بود توسط اجانب رواج مى یافت. دراستفتایى که مومنان متعهداز مجدد دراین باره کردند میرزا آن رااز باب تشبه و همرنگ شدن با دشمنان اسلام حرام اعلام کرد..
[سئوال : تشبه به غیر مذهب از بابت لباس و چقاره (سیگار کشیدن ) و غیره تشبه است و بداست یا خیر؟
جواب : در حدیث است که : لا تلبسوا ملابس اعدایى و لا تطعموا مطاعم اعدایى] 9....
لباس دشمنانم را نپوشید واز غذاهاى آنان نخورید.
در آن عصر پوشیدن لباسهاى مخصوص خارجیان و کشیدن سیگار موجب تشبیه به بیگانگان و سبب نفوذاجانب بوده است ازاین روى ممنوع شده است. ولى در روزگاران بعد به خاطر شیوع این نوع البسه و تولید همانند آن در ممالک اسلامى اندک اندک ازانحصار خارجیان خارج شده و دیگر تشبیه به اجانب و لباس شهرت محسوب نمى شده است. فقهاى دیگر که از پیروان همین مکتب و متاثرازاندیشه هاى میرزا بوده اند آن را حرام نکرده و برخى از آنان سیگاراستفاده مى کرده اند.
دلیل این کار همان دخالت عنصر زمان در حلیت و حرمت موضوع است که با تغییر مقتضیات زمان حکم نیز عوض مى شود.
حکم به ارتداد حامیان دشمنان اسلام
از دستورات دیگرى که نسات گرفته از نقش زمان و مکان است حکم به ارتداد و نجس خواندن کسانى بود که از فرمان مرجع تشیع و ولى امر مسلمانان سر بر تافتند و با دشمنان اسلام وایران همکارى کردند.
پس از فتواى تحریم تنباکو از طر ف علماى
مبارز تهران و پیروان میرزا فتوایى به این مضمون منتشر شد:
[ استعمال تنباکو حرام و حمایت کنندگان فرنگى مرتد و عمله جات دخانیات نجس اند و کسى ازاین جماعت را که دخالت در کار فرنگى دارند به حمام و مسجد و سقاخانه راه ندهند] 10.....
بودن شک حکم ارتداد منوط به انکار خداوند و یا رسالت و یاانکار یکى از ضروریات دین است ولى در مقطعى از زمان مصالح کلى مسلمانان ایجاب مى کرده است که ارتباط بین مسلمانان و بیگانگان قطع گردد و حامیان بیگانه مرتداعلام گردند واز جرگه مسلمانان خارج شوند و بسان کفار و مشرکان از معاشرت با مسلمین محروم گردند تا جرات همکارى با دشمت را به خود راه ندهند.
این مطلب چیزى نیست جز تاثیر زمان واوضاع سیاسى در تغییر و تشدید احکام.
نظیراین دستور از مرحوم سیداابوالحسن اصفهانى شاگرد مکتب سامراء درباره شرکت کنندگان درانتخابات عراق که زیر نظر عوامل انگلیس بود صادر شد:
الى اخوانناالمسلمین ان هذاالانتخاب یمیت الامه الاسلامیه فمن انتخب بعد علم برحمه الانتخاب حرمت علیه زوجته والزیاره ( اى زیاره العتباب ) و لا یجوز ردالسلام علیه ولا یدخل فى حمام المسلمین 11.
برادران مسلمان !این انتخابات موجب مرگ امت اسلامى است. هرکس با علم به حرمت انتخابات در آن شرکت کند همسرش براو حرام مى شود و حرام است که به زیارت ائمه معصومین برود جواب سلامش جایز نیست و حق ورود به حمام مسلمانان را ندارد.
انتخابات مساله اى است سیاسى و چون شرکت مسلمانان سبب تقویت و نفوذ کفار مى شود مرجع شیعیان در حکم ارتداد توسعه داده تا صفوف مسلمانان رااز کفار جدا نگهدارد.
اهمیت به مسائل مستحدثه و موردابتلاء
در تدریس فقه به مسائل مستحدثه و موردابتلاى جامعه اولویت مى داد وازصرف عمر خود و طلاب در مسائلى که مردم نیازى به آن ندارند و یا درباره مساله به قدر کافى تحقیق و تتبع شده است خوددارى مى کرد. موضوع درس فقه میرزا بررسى استفتاءاتى بود که از کشورهاى مختلف جهان چون :ایران عراق ماوراءالنهر چین هند و.... به سامراء مى رسید.
[و تاتیه الاستفتائات من سایرالاقطارالاسلامیه و یحررالمسائل المهمه منها و یجعلها عنوانا یدرس به تلامذته] 12
استفتاءاتى از سرتا سر سرزمینهاى اسلامى به حضرت ایشان مى رسید. میرزا مسائل مهم آن را مى نوشت و عنوان تدریس قرار مى داد.
این سیره حسنه به درس تنوع مى بخشید و آن رااز یکنواختى خارج مى ساخت. علاوه طلاب و پرچمداران اسلام را با مسائل مختلف دنیاى اسلام آشنا مى ساخت و آنان را به تلاش بیشتر در راه تحصیل دانش وا مى داشت.
این شیوه را مجدد ازاستادش مرحوم صاح بجواهر به ارث برده بود. زیراانگیزه تدوین کتاب شریف[ جواهر] مسائل موردابتلایى بود که صاحب جواهر در طى سفرهاى تبلیغى با آن روبه رو مى شد. وى جواب آنها را به تدریج نوشت و بااستدلالهاى بیشتر در مجموعه اى نفیس گرد آورد.
صاحب جواهر انگیزه خود راا نوشتن[ جواهر] چنین بیان مى کند:
[ من این کتاب را به قصد تالیف کتابى براى مراجعه مردم ننوشته بودم بلکه یادداشتهایى بود که براى خود نوشته بودم. من به بیابانهاى اطراف نجف (به قصد تبلیغ ) سر مى زدم و به درون چادرنشینان و صحرا گردان مى رفتم. آنان از من مسائل خویش را مى پرسیدند چون کتاب چندانى نداشتم تا با خود ببرم این یادداشتها را برمى داشتم تا پرسشهاى آنان را بر طبق نوشته و به صورتى درست پاسخ دهم] 13.
این نکته اى است اساسى و عمیق. لازم است اساتید محترم حوزه بدان بیندیشند واز درنگ و طولانى کردن درسها در مطالبى که به طور مکرر درباره آن تحقیق شده و یا تالیفات متین و متقن درباره آن وجود دارد خوددارى کنند و محور بحثها را بر مبناى مسائلى قرار دهند که مورد احتایجج جوامع اسلامى است و براثر عدم نیاز و یا جدید بودن مسائل در گذشته کمتر درباره آنها تحقیق شده است.
امام امت در پاسخ به کقاى انصارى در مورخه 67/08/10 برخى از مسائل موردابتلاى مردم و دولت را برشمردند 14 : مساله مالکیت زمین انفال پول وارز مضاربه رهن دیات قوانین مدنى مسائل هنرى معضلات طبى مسائل حقوقى حدود آزادى و....
این مسائل از مشکلات نظام و جامعه اسلامى به شمار مى روند و حاکمیت رو به گسترش مسلمانان در جهان نیاز جوامع اسلامى را بدان بیشتر مى کند. عمل صالح و مورد رضاى امام صادق ( ع ) آن است که اساتید بزرگوار نیازهاى فقهى جامعه را در بوته غفلت ننهند و مسیر درسها را به سوى مسائل موردابتلاء تغییر دهند.
خردمندى و توجه به عقل
عقل و درایت در مکتب سامراء از شرائطاصلى استنباط وافتاءاست زیرا تعقل و
خردگرایى فقیه را در برخورد با متون دینى و جوامع روایى به ملاکهاى اصلى و مذاق شریعت رهنمو مى کند. وى رااز تحجر و جمود دور مى سازد.
و در مرحله افتاء و مرحعیت نیز عقل سلیم نقش بزرگى در رهبرى مردم بر عهده دارد و مکمل ایمان و علم به شمار مى آید.
علم بدون تقوى و عقل بلعم باعورا مى آفریند و عالم بى دین ابوموسى اشعرى و در نهایت طنابى در دست دشمن است. خساراتى که اسلام تا کنون متحمل شده از تفکیک این سه قوه از یکدیگر بوده است. میرزا که خوداز عقل سیاسى و هوشمندى ویژه اى برخوردار بود و در واقع وارث مکتب اجتهاد وحید بهبهانى و صاح بجواهر و شیخ انصارى به شمار مى رفت براین سیره بود که عالمان دین و رهبران جامعه مى بایست داراى فراست و تیزهوشى باشند. درایت آنان مى تواند براى اسلام و مسلمین عزت بیافریند و کم هوشى و عدم تدبیر و مال اندیشى آنان ذلت. ازاین روى دراجازه دادن به افراد بسیار محتاط بود و بدون احراز تیزهوشى و درایت اجتماعى فرد اجازه اجتهاد نمى داد.
مرحوم سید محسن امین مى نویسد:
انه سئل کتابه شهاده بالاجتهاد لبعض من اشتهر بالفضل فابى. فقیل له : هل تشک فى اجتهاده ؟ فقال لا. ولکن لیس کل مجتهد یجاز و لا کل مجتهد یجیز کانه کان ضهیف العقل. 15
براى بعضى از معروفین از میرزااجازه اجتهاد خواسته شد.
وى امتناع ورزید.
به ایشان گفته شد: آیا دراجتهاد وى شک دارید؟ گفت : نه.
نه به هر مجتهدى اجازه داده مى شود و نه هم هر مجتهدى اجازه مى دهد.
با نگاهى اجمالى به اجازات میرزا براى شاگردان با ازرش به این نکته پى مى بریم.
مرحوم سید عبدالحسین لارى، 15 شیخ محمد حسن ناظر تهرانى، 16 مولى محمد تقى باوزئیرى قمى، 17 سید على امین عاملى، 18 میرزا حبیب الله خراسانى، 19 شیخ اسماعیل ترشیزى ، 20 سید حسن صدر، 21 و شیخ فضل اللفه نورى، 22 از میرزااجازه اجتهاد گرفته اند. هوشمندى و ذکاوت آنان از عوامل موثر اعطاء اجازه اجتهاد به آنان بوده است.
بر همین اساس در مقام پاسخ گویى به مسائل خود پرورى و رشد عقلانى مقلدان موردتوجه میرزا قرار مى گیرد. به جاى پاسخهاى کوتاه در جواب سئوالها در حدامکان به تشریح آن مى پردازد واز ذمر مبانى و دلائل آن دریغ نمى ورزد. رساله عملیه میزرا و استفتاءات شاهد این قضیه است. به عنوان
نمونه در پاسخ به این سئوال که کافر کیست چنین مى فرماید:
[با وجود آن که دراخباراطلاق کافر بر تارک الصلوه و بر مانع الزکوه و تارک الحج شده اگر منکر نیست شخص وجوب آنها را کافر نتوان گفت بلکه محمول براختلاف درجات کفراست که بعضى آنها دراین شخص پیدا شده. و چون کفر را درجات است چنانچه ایمان هم صاحب درجات است تشبیه نموده اند به نردبان. واحکام کفر مصطلح براو به عمل نیست و مطلوب در آن علم است و علم ندارى] 23
پاورقى ها
1. میرزاى شیرازى.54.این کتاب ترجمه (هدیه الرازى) آقا بزرگ تهرانى است که توسط وزارت ارشاد ترجمه و چاپ شده است.
2. رساله سئوال و جواب مساله 284 طبع 1306 ه.ق.
3. اربعین حدیث ج 2.272.
4. میرزاى شیرازى.53.
5. رساله مشق از مجموعه رسائل.122.
6. میرزاى شیرازى.56.
7. تنبیه الامه.98.
8. اعیان الشیعه ج 21.60.
9. رساله سئوال و جواب مساله 284.
10. تحریم تنباکو.79.
11. رونامه کیهان شماره 14354.
12. معارف الرجال ج 2.237.
13. جواهرالکلام ج 1.16 مقدمه : فوائد الرضویه ج 2.450.
14. صحیفه نور ج 21.44.
15. نقباء البشر ج 3.1048.
16. همان مدرک ج 1.420.
17. همان مدرک ج.238.
18. همان مدرک ج 4.1539.
19. نجوم السماء ج 2.269.
20. همان مدرک.
21. معارف الرجال ج 2.269.
22. خاطرات مستر همفر ترجمه آقاى کاظمى.17. مقدمه.
23. رساله سئوال و جواب.77.

تبلیغات