آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۶۰

چکیده

متن

 

انقلاب اسلامى ایران حتى پیش از پیروزى قاطع در بهمن 57، اصول سیاست‏خارجى خود را با شعار «نه شرقى، نه غربى‏» ترسیم کرد و پس از آن، پایبندى به اسلام و حمایت از نهضت‏هاى اسلامى را در سراسر جهان سرلوحه برنامه‏هاى خویش قرار داد; بدین ترتیب، اهتمام به مسئله فلسطین، نه تنها از جنبه مظلومیت ملت فلسطین و حمایت از جنبش‏هاى رهایى‏بخش فلسطین و لبنان، بلکه به عنوان موضوع محورى و وحدت‏بخش جهان اسلام، در صدر توجهات دولتمردان جمهورى اسلامى واقع شد .
به همین سبب، اصول جدید سیاست‏خارجى ایران و ابرام به مواضع ترسیمى امام راحل (ره)، دوستى‏ها و دشمنى‏هاى تازه‏اى را موجب شده که تا کنون برخى از آن خصومت‏ها مرتفع و برخى با نوسانات مختلف تداوم داشته است . در مقطعى که ربع قرن از حیات انقلاب اسلامى سپرى مى‏شود، بازنگرى در ماهیت‏خصومت‏ها و سطح‏بندى آن در پرتو تحولات بنیادین منطقه، مى‏تواند به راهبردهاى جدیدى منجر شود .
در حقیقت اندکى پس از انقلاب اسلامى ایران، خصومت‏ها علیه نظام نوپاى جمهورى اسلامى، در دو بعد خسارات جبران‏ناپذیرى را به ما تحمیل کرد; در بعد منطقه‏اى، محافظه‏کاران عربى وقوع حرکت‏هاى مشابه ایران و نیز فراخوان رهبران انقلاب اسلامى مبنى بر رجعت‏به اسلام و تاکید بر خودآگاهى توده‏هاى مسلمان به منظور مبارزه همه جانبه با استعمار و استثمار جهانى را تهدیدى براى حکومت‏هاى خود تلقى کردند، و در بعد بین‏المللى جهان غرب، در هراس دوگانه از فروپاشى رژیم‏هاى وابسته و نگرانى از اختلال در روند آزاد جریان نفت، جمهورى اسلامى را در محاق تحریم قرار داد .
حمایت از عراق در حمله به ایران نقطه تلاقى این دو نگرانى محسوب مى‏شد . اما در میان این دو جریان متخاصم که بعدها سیاست‏هاى تشنج‏زدایى ایران موجب تعدیل برخى از آنها شد، دو جریان، به عنوان دشمن ایدئولوژیک رخ نمودند; جریان تندروى سلفى که بعدها در صورت طالبان و طالبانیسم، منافع ایران را مورد تهدید قرار داد، و اسرائیل که در هر توطئه دور و نزدیک علیه جمهورى اسلامى، دخالت داشته و دارد .
شیمون پرز در یکى از اظهارات خود پس از وقوع انقلاب در ایران اظهار داشت: انقلاب اسلامى یکى از تلخ‏ترین و ناگوارترین رخدادهایى بود که اسرائیل در طول حیات خود تجربه کرده است . بدین ترتیب، وقوع انقلاب اسلامى ایران موجب شد، تا استراتژیست‏هاى صهیونیست، به نوعى سیاست‏خارجى خود را مورد بازبینى قرار دهند . با عنایت‏به اینکه سیاست‏خارجى اسرائیل، همواره بازتابى از سیاست‏هاى امنیتى و دفاعى این رژیم، ناشى از موجودیت نامشروع آن بوده است، نظریه‏پردازان اسرائیلى معتقدند که اسرائیل باید به جاى تکیه کردن به اوضاع پایدار منطقه، از شرایط معقول بهره‏گیرى کند و در این مورد، وقوع انقلاب ایران را مثال مى‏آورند .
این گروه از تحلیل‏گران بر این باورند که اصول جنگ کلاسیک، مبنى بر ضربه اول یا حمله پیشگیرانه، و نیز توان تحمل جنگ پى‏درپى در شرایط فعلى، براى اسرائیل تردیدپذیر مى‏نماید . از اینرو، ضرورى است که الگوى امنیتى جدیدى براساس توسعه اقتصادى منطقه، به عنوان راه حلى براى فروکش کردن بستر ناآرامى‏هاى ایدئولوژیک، به همراه بسط و توسعه روابط با کشورهاى عربى و منطقه‏اى جایگزین شود .
براى پیگیرى راهبرد مزبور، معضلى وجود دارد که دولت صهیونیستى از آغاز شکل‏گیرى با آن مواجه بود; یعنى اشغال فلسطین، بنابراین، ورود به فرایند صلح و رفع اتهام اشغالگرى که از اراضى لبنان و با مساعى مقاومت اسلامى آغاز شد، مجال برقرارى روابط و کسب مشروعیت را به همراه فشار به دولت‏هاى متخاصم منطقه‏اى فراهم مى‏آورد .
از این رو مقامات صهیونیست تاکید مى‏کنند که براى وارد شدن به عرصه سیاست جهانى، صلح با فلسطینیان و ترمیم چهره اشغالگرى اسرائیل ضرورى است . استراتژیست‏هاى اسرائیل معتقدند که تنها از مسیر پذیرش هنجارهاى بین‏المللى و سوار شدن بر موج جهانى مبارزه با تروریسم، مى‏توان بر دشمنان موجودیت اسرائیل، (مانند ایران)، فائق آمد و در این آوردگاه، هیچ دوستى و نقطه اتکایى بالاتر از ایالات متحده وجود ندارد .
در مجموع، با توجه به روابط استراتژیک امریکا - اسرائیل، از هم اکنون مى‏توان چند سناریو را در نظر آورد:
یکم . بهبود نسبى روابط امریکا با ایران در پرتو برخى ملاحظات در جمهورى اسلامى یا امریکا، متاثر از لابى صهیونیسم قرار گیرد و با توجه به مساعد بودن اوضاع بین‏المللى، به خصومت‏یا برخورد منجر شود .
دوم . روابط و مذاکرات به موضوعات خاص محدود شود و تحت‏شرایط منطقه‏اى و جهانى به فراز و نشیب‏هایى در تعاملات محدود و تقریبا شبیه به وضعیت موجود ظاهر شود .
سوم . روابطى هر چند محدود و مذاکراتى هر چند در موضوعات خاص، ولى به صورت پایدار و نسبتا رسمى شکل گیرد که تحت آن، موضوع اصلى خاورمیانه، به شکل بنیادین حل و فصل شود، و دولت اسرائیل به جاى یک قدرت منطقه‏اى در شکل یک دولت تحت فشار، به منظور خلع سلاح هسته‏اى، در روابط با همسایگانش محدود شود .

تبلیغات